خلاصه داستان: این فیلم داستان چهار زن در یکی از شهرهای کوچک هند را روایت میکند که در جامعهای سنتی و مردسالار، به دنبال آزادی، استقلال و ابراز تمایلات پنهان خود هستند. آنها تلاش میکنند تا با شورش علیه محدودیتهای تحمیلشده، هویت واقعی خود را به دست آورند.
خلاصه داستان: داستان درباره دختربچه ۹ سالهای به نام شولا است که پس از یک حادثه کوچک در روستایش، به جادوگری متهم و به یک کمپ بیابانی مخصوص ساحرهها تبعید میشود. او در آنجا با قوانین عجیبی روبرو میشود و باید میان پذیرش این سرنوشت تحمیلی یا تلاش برای آزادی، دست به انتخابی سخت بزند.
خلاصه داستان: ماریام، دختر ۱۶ ساله ساکن حومه پاریس، برای رهایی از بنبستهای خانوادگی و تحصیلی به یک باند از دختران سرسخت خیابانی میپیوندد و نام خود را به «ویک» تغییر میدهد. او در این مسیر جدید، دنیایی پر از سرقت، رقص و عشق اول را تجربه میکند، اما در نهایت برای کسب استقلال واقعی، تصمیم به فرار و تغییر مسیر زندگیاش میگیرد.
خلاصه داستان: در حومه تهران، صابر، کارگر جوان ایرانی، مخفیانه عاشق مارونا، دختری از پناهجویان افغان میشود که همراه پدرش در کارگاهی غیرقانونی کار میکند. این عشق پاک و پنهانی در میان دیوارهای سرد کانتینرها و در بستر تنشهای اجتماعی و مرزهای فرهنگی، با سرنوشتی تلخ و نامشخص روبرو میشود.
خلاصه داستان: «آروی» دختری است که پس از تحمل سختیها و آزار فراوان، تصمیم میگیرد در یک برنامه تلویزیونی زنده دست به افشاگری علیه عاملان آن بزند. او پس از دستگیری توسط پلیس و مواجهه با شرایطی سخت، در مسیری غیرمنتظره به جای انتقام، راه بخشش و انسانیت را برمیگزیند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره خانوادهای فقیر در جنوب تهران است که در آستانه ازدواج دختر کوچکشان، سمیه، با بحرانهای شدیدی روبهرو میشوند. سمیه که تنها تکیهگاه خانواده است، متوجه میشود این ازدواج در واقع معاملهای برای پرداخت بدهیهای خانواده است. این اثر واقعیتهای تلخ فقر، اعتیاد و فروپاشی یک خانواده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: کنا و زیکی، دو دختر جوان کنیایی، با وجود رقابت سیاسی شدید میان خانوادههایشان، وارد رابطهای عاشقانه و پرمخاطره میشوند. در جامعهای سنتی که این نوع عشق جرم تلقی میشود، آنها باید میان امنیت خود و رسیدن به خوشبختی دست به انتخابی دشوار بزنند. این درام تأثیرگذار، روایتی از عشق، هویت و مبارزه با تابوهای اجتماعی است.
خلاصه داستان: در پی یک بحران مالی و ورشکستگی، سرنوشت دو خانواده از طبقات اجتماعی متفاوت به یکدیگر گره میخورد. اما وقوع یک حادثه رانندگی مرگبار و فاش شدن رابطهای پنهانی، رازهای تاریک و میزان مسئولیتپذیری هر یک از آنها را در بوته آزمایش قرار میدهد.
خلاصه داستان: در زمستان پسر جوانی اسماعیل مجبور می شود برای تهیه داروهای پدرش به شهر برود. معلم روستا و رحمان جوان دیگر نیز با او می آیند. در راهی که معلم آنها را ترک می کند تا به روستا برگردند ...
خلاصه داستان: این درام واقعگرایانه داستان مگن، مدیر جدید یک انبار بزرگ را روایت میکند که برای افزایش بهرهوری، دوست قدیمی و باردارش آلیس را تحت فشارهای کاری شدیدی قرار میدهد. این فیلم به تصویر کشیدن شرایط طاقتفرسا و بیرحمانه کارگران در مراکز توزیع کالا و فشارهای سازمانی میپردازد.