خلاصه داستان: هان مو چول، صاحبخانه ثروتمند و خسیسی معروف به «اسکروج کرهای»، با افزایش بیرحمانه اجارهبها، دوست قدیمیاش را در آستانه ورشکستگی قرار میدهد. در این میان، دوست مشترک آنها نیز برای تامین هزینه جراحی قلب فرزندش با بحرانی بزرگ روبهرو میشود. این تقابل میان پولپرستی، فداکاری و بقا، زندگی آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: «اسپیریت فینگرز» داستان سونگ وو-یون، دختری خجالتی و نادیدهگرفتهشده است که با پیوستن به یک باشگاه طراحی منحصربهفرد، مسیر زندگیاش تغییر میکند. او در میان اعضای خلاق این باشگاه، شجاعت ابراز وجود را پیدا کرده و به مرور هویت واقعی خود را کشف میکند. این سریال جذاب، روایتی الهامبخش از رشد شخصی، عشق به خود و یافتن رنگ واقعی هر انسان است.
خلاصه داستان: بک سا اون، سخنگوی جوان ریاستجمهوری، در ازدواجی مصلحتی با هونگ هی جو، مترجم زبان اشارهای که توانایی تکلم ندارد، زندگی سرد و بیروحی را میگذراند. اما زمانی که هی جو به طور ناگهانی توسط فردی ناشناس ربوده میشود، این حادثه هولناک زندگی زناشویی و نمایشی آنها را دستخوش تحولی عمیق و غیرمنتظره میکند.
خلاصه داستان: داستان زندگی «کانگ سان»، پدری مجرد و فداکار است که تمام تلاش خود را برای بزرگ کردن دخترش به کار میبندد. اما با ورود دختری از یک خانواده ثروتمند به زندگی آنها، اتفاقات شیرین و تلخ غیرمنتظرهای رقم میخورد که معنای واقعی عشق و خانواده را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: کیم یووول پس از یک تصادف مرگبار، با هویتی جدید به زندگی بازمیگردد؛ در حالی که نامزدش یون شیوول با باور به مرگ او و برای گرفتن انتقام، وارد شرکت بزرگ یانگجی میشود. در این میان، شیوول با مردی روبهرو میشود که شباهت بینظیری به عشق گمشدهاش دارد، بیخبر از آنکه او همان نامزد مردهاش است.
خلاصه داستان: قاضی فاسد، لی هانیونگ، که سالها ابزار دست یک موسسه حقوقی قدرتمند بود، پس از مرگی ناگهانی فرصتی دوباره یافته و به ده سال قبل بازمیگردد. او اینبار با تکیه بر خاطرات گذشته و همراهی دادستانی شجاع، قدم در راهی خطرناک میگذارد تا شرورهای بزرگ را مجازات کرده و عدالت واقعی را برقرار سازد.
خلاصه داستان: دوکهیون و آنا، دو روح آسیبدیده که در گذشته و ترسهای خود گرفتار شدهاند، تصمیم میگیرند به غواصان سنتی (ههنیو) بپیوندند و به دل اقیانوس شیرجه بزنند. آنها در اعماق آبهای آرامشبخش، با وجود تمام سختیها، معنای جدیدی از رهایی و زندگی را تجربه میکنند که هرگز در دنیای راکد خود نیافته بودند.
خلاصه داستان: در هفتمین سال زندگی مشترک، مییونگ درخواست طلاق میدهد و جداییِ سادهای که انتظارش را دارند، به میدان کشمکشهای تلخ، زخمهای قدیمی و احساساتِ خاموششده تبدیل میشود. آیا این زوج میتوانند بیآنکه گذشته دوباره گرفتارشان کند، راهی برای پایاندادن به رابطهشان پیدا کنند؟
خلاصه داستان: مینجه، دانشجوی دکتری و شناگر پیشین که بیماری پایش را از او گرفته، در مسیر تازه زندگی با یوجین، دانشجوی کارشناسی ارشدی که راهش را گم کرده، آشنا میشود. میان تلخیها و امیدها، رابطهای شیرین و پرشور شکل میگیرد و هر دو معنای تازهای برای عشق و آینده پیدا میکنند.