خلاصه داستان: در روزهای نخست جنگ جهانی دوم، دخترکی به نام پائولت پس از کشتهشدن پدر و مادرش سرگردان میشود و با میشل، پسری روستایی، آشنا میشود. آن دو برای آرامکردن اندوه و سردرگمیشان، بازی عجیبی با حیوانات مرده و صلیبهای دزدیدهشده به راه میاندازند؛ بازیای که مرز کودکی و خشونت جنگ را تلخ و تأملبرانگیز میکند.