خلاصه داستان: بیکرم و بالا، دو دوست صمیمی و پناهنده جنگی، با ورود به دنیای تاریک قاچاق در کلکته به قدرتمندترین گانگسترهای شهر تبدیل میشوند. اما با ورود زنی زیبا به نام ناندیتا، پیوند برادری و دوستی عمیق آنها در معرض فروپاشی قرار میگیرد و پلیس نیز سایه به سایه تعقیبشان میکند.
خلاصه داستان: داستان پسربچهای یتیم به نام پیت که پس از حادثهای تلخ در جنگل گم میشود و با اژدهای مهربانی به نام الیوت پیوند دوستی عمیقی برقرار میکند. آنها سالها در کنار هم در جنگل زندگی میکنند تا اینکه ورود انسانها، آرامش و راز بزرگ آنها را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: وقتی سناتور ادوارد جانسون به قتل میرسد، همراه قدیمی و وفادارش، لفتی براون، تصمیم میگیرد برای انتقام خون دوستش دست به کار شود. او در این مسیر دشوار با یک هفتتیرکش جوان و یک مارشال کهنهکار همراه میشود تا عدالت را اجرا کند و حقیقت پشت این جنایت را فاش سازد.
خلاصه داستان: سه دوست صمیمی و هماتاقی در مسیر یافتن عشق با دخترانی آشنا میشوند که زندگی آنها را دگرگون میکنند. اما به تدریج با چالشهایی چون زیادهخواهی، فشارهای خانوادگی و مشکلات مادی روبرو شده و تصمیم به جدایی میگیرند. این فیلم با لحنی طنزآمیز و واقعگرایانه، فراز و نشیبهای روابط عاطفی مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: تریسی، دانشجوی تازهوارد و منزوی در نیویورک، پس از آشنایی با خواهرخوانده آیندهاش بروک، وارد دنیایی پر از ماجراجوییهای عجیب و کمدی میشود. بروک زنی پرانرژی و بلندپرواز است که زندگی تریسی را دگرگون میکند و این دو در مسیر کشف خود و اهدافشان، پیوندی غیرمنتظره برقرار میکنند.
خلاصه داستان: لین شنگنان، دختری پرانرژی از یک خانواده سنتی، رویای بزرگ ورزشکار شدن را در سر دارد. او در دبیرستان با سه همکلاسی خود که با فشارهای تحصیلی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکنند، پیوندی عمیق برقرار میکند. آنها در کنار هم و با تکیه بر قدرت دوستی و پشتکار، با چالشها روبهرو شده و برای رسیدن به اهدافشان تلاش میکنند.
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره دو دوست صمیمی با شخصیتهای کاملاً متضاد است که رابطهشان پس از فارغالتحصیلی قطع میشود. اما ۹ سال بعد، دست سرنوشت دوباره آنها را روبروی هم قرار میدهد تا با وجود تمام تفاوتها، ارزش دوستی واقعی را بار دیگر کشف کنند.
خلاصه داستان: چن هوان ار، دختر ۱۶ سالهای از یک شهر کوچک، به همراه خانوادهاش به شهری بزرگ مهاجرت میکند. او در آنجا با دوستانی صمیمی آشنا میشود و آنها در کنار هم، فراز و نشیبهای دوران دبیرستان، دانشگاه و بزرگسالی را تجربه میکنند تا دریابند که معنای واقعی «خانه» در پیوند عمیق دوستیشان نهفته است.
خلاصه داستان: ساشا، زنی فرانسویالاصل که در برلین زندگی میکرد، ناگهان در تابستانی رنگینکمانی از دنیا میرود و این رویداد زندگی دوست پسرش لارنس و خواهرش زو را بههم میریزد. در سه تابستان متوالی، در سه شهر بزرگ — برلین، پاریس و نیویورک — این دو نفر سعی میکنند با صدماتشان کنار بیایند و معنایی تازه برای زندگیشان بیابند. فیلمی عمیق و درمانی دربارهٔ غم، دوستی و بازسازی امید پس از فراز و نشیبهای سرنوشت.
خلاصه داستان: هشت دوست صمیمی در آخرین روز تابستان ۱۹۸۲ ساعتها کنار ساحل سپری میکنند. پیش از جدایی و ورود به دانشگاه، با دلتنگی، عشق و چالشهای بزرگسالی روبرو میشوند. این روز آخر، خاطرهای شیرین و تلخ از پایان نوجوانی میماند.