خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش، لوئیز برای بهدستآوردن ارثیه، مرگ او را پنهان میکند و راهی عمارت خانوادگی در ایرلند میشود. اما نقشهاش با راز مرگ دختری خردسال و قاتلی تبربهدست که در کمین است، به کابوسی مرگبار بدل میشود.
خلاصه داستان: در شبی توفانی، الن از پنجره خانهاش گمان میکند شاهد قتلی در خانه متروک روبهرو بوده؛ اما پلیس هیچ جسدی پیدا نمیکند و نزدیکانش نیز حرف او را باور ندارند. الن با پیگیری ماجرا و روبهرو شدن با رازهای اطرافیانش، درمییابد حقیقت از آنچه تصور میکرد هولناکتر است.
خلاصه داستان: در دل زمستانی برفی، پیکر زنی جوان در نزدیکی مزرعهای دورافتاده پیدا میشود. قاضی لارشه برای کشف قاتل سراغ خانوادهٔ مزرعهدار میرود، اما بازجوییها رازها و تنشهای پنهان این خانواده را آشکار میکند.
خلاصه داستان: دانیلا، دختر جوان و سرگردانی که پس از بازداشت ادعا میکند فرزند نامشروع یک هنرمند سرشناس است، به خانه او سپرده میشود. ورودش آرامش خانه را برهم میزند و با آشکارشدن رازهایی درباره گذشتهاش، ماجرا رنگوبویی جنایی میگیرد.