خلاصه داستان: در تابستان ۱۹۸۶، ورود دختری به نام میمی به یک روستای کوچک در فنلاند، زندگی ماریای ۱۵ ساله را با تجربه پرشور عشق اول دگرگون میکند. بیست سال بعد، ماریا برای مراقبت از مادر بیمارش به خانه بازمیگردد و با مرور خاطرات شیرین و تلخ آن دوران، تلاش میکند با گذشته خود و مفهوم بخشش روبرو شود.
خلاصه داستان: میدری، دختر جوانی، در سیرکی عجیب و ترسناک کار میکند. ورود شعبدهباز کوتولهای با قدرتهای ماوراءالطبیعه زندگیاش را بهشدت دگرگون میکند. او باید با تاریکیهای سیرک و رازهایش دست و پنجه نرم کند تا بقید حیات باشد.
خلاصه داستان: پریوِن، نوجوان ۱۵ سالهای است که در تلاش برای یافتن عشق واقعی پیش از پایان دوران مدرسه، وارد روابط عاطفی مختلفی میشود. او در این مسیر پر فراز و نشیب، شکستها و تجربیات عمیقی را پشت سر میگذارد تا در نهایت با درک معنای واقعی عشق، به بلوغ عاطفی برسد.
خلاصه داستان: در آستانه انحلال باشگاه بسکتبال ییبی، گروهی از نوجوانان با انگیزههای متفاوت به این تیم ملحق میشوند تا آن را نجات دهند. آنها در مسیر تمرینات سخت و مسابقات چالشبرانگیز، از طریق موسیقی پیوندی عمیق برقرار کرده و از همتیمیهایی ساده به دوستانی صمیمی تبدیل میشوند که در مسیر رشد و حل مشکلات خانوادگی پشتیبان یکدیگرند.