خلاصه داستان: زاتوچی، شمشیرزن نابینا، پس از یک سال برای ادای احترام به آرامگاه دوستش بازمیگردد، اما خود را در میان توطئهای مرگبار از سوی یک لرد دیوانه و آدمکشان مییابد. او در این مسیر با زنی به نام ستو همراه میشود و در نهایت مجبور به رویارویی و نبردی مرگبار با برادر خودش میگردد.