خلاصه داستان: دانبی که آرزوی نوشتن کتابهای کودکانه را دارد، پس از تصادف با یک ناشر، مجبور میشود برای پرداخت خسارت شبها رمانهای بزرگسالان بنویسد. اما استقبال بینظیر از داستانهای جذاب او، علاوه بر شهرت ناگهانی، باعث بیداری احساسات غیرمنتظرهای در همکارش میشود.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره یک مهاجر غیرقانونی اهل کره شمالی و یک نقاش خیابانی اهل کره جنوبی است که در خیابانهای پاریس با یکدیگر آشنا میشوند. آنها به سرعت درگیر دنیای تاریک جنایتکاران محلی، عشقهای ممنوعه و تلاش برای بقا در غربت میشوند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ در یک روستای کوهستانی در کره، دختری ۱۷ ساله عاشق معلم جدید مدرسهاش میشود؛ اما این عشق یکطرفه است، چرا که معلم دلباخته همکار دیگری است. این فیلم با ترکیبی ظریف از کمدی و درام، شیرینیها و رنجهای عشق نوجوانی و نوستالژی آن دوران را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: جائو-جون پس از یک تصادف به کما میرود و توانایی عجیبی برای ارتباط با آسمان پیدا میکند. او به عنوان پستچی آسمان، نامههای بازماندگان را به مردگان میرساند و در این مسیر با دختری به نام هانا همراه میشود تا در سفری ۱۴ روزه، آرامش را به دلهای داغدیده بازگردانند.
خلاصه داستان: داستان درباره زنی است که به طور تصادفی با شمارهای اشتباه تماس میگیرد و وارد یک مکالمه تلفنی صمیمی با مردی غریبه میشود. وقتی رابطه عاطفی واقعی او به بنبست میرسد، تصمیم میگیرد با این مرد ناشناس در دنیای واقعی ملاقات کند؛ تماسی اشتباه که آغازگر یک ماجرای عاشقانه و غیرمنتظره میشود.
خلاصه داستان: این فیلم تاریخی و دراماتیک، روایتگر رابطه پر تنش و تراژیک میان پادشاه یئنگجو و پسرش، ولیعهد سادو، در دوران سلسله چوسان است. سادو که نمیتواند انتظارات سختگیرانه پدرش را برآورده کند، با او وارد درگیری عمیقی میشود که در نهایت به مجازاتی هولناک و مرگ او در یک جعبه برنج منجر میگردد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره زوج جوانی به نامهای یونگمین و مییونگ است که پس از گذراندن دوران شیرین ماه عسل، با واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی مشترک روبرو میشوند. آنها درگیر سوءتفاهمها و چالشهای روزمره زناشویی شده و تلاش میکنند تا عشق خود را در میان این طوفانها حفظ کنند.
خلاصه داستان: این مستند درام و تاثیرگذار، داستان واقعی زوج سالخورده کرهای را روایت میکند که پس از ۷۶ سال زندگی مشترک، همچنان با عشقی عمیق و کودکانه در کنار هم زندگی میکنند. اما با کهولت سن و بیمار شدن پدربزرگ، آنها باید با واقعیت تلخ جدایی و مرگ روبرو شوند.
خلاصه داستان: داستان زوج جوانی که فرزندشان به بیماری نادر پیری زودرس مبتلا است و در ۱۶ سالگی، بدنی مانند یک پیرمرد ۸۰ ساله دارد. این پسر نوجوان با وجود سختیها، تصمیم میگیرد داستانی درباره عشق والدینش بنویسد تا به آنها امید ببخشد؛ اثری عمیقاً احساسی و درام درباره قدرت عشقِ خانوادگی در مواجهه با مشکلات بزرگ.
خلاصه داستان: یک آدمکش حرفهای و بیرحم بر اثر حادثهای در حمام عمومی حافظه خود را از دست میدهد. در این میان، یک بازیگر ناموفق و ناامید هویت او را میدزدد و این دو ناخواسته وارد زندگی یکدیگر میشوند که این جابجایی، ماجراهای کمدی و پرچالشی را رقم میزند.