خلاصه داستان: در دل کوهستانهای گرجستان، جنگجویانی از دو قوم درگیر نبردند؛ اما بخشش دشمن و پناهدادن به غریبه، قهرمانان را در برابر سنتهای بیرحمانه و هممیهنانشان قرار میدهد. روایتی شاعرانه از شرافت، انسانیت و چرخهی خشونت.
خلاصه داستان: میمینو، خلبان یک هلیکوپتر محلی در گرجستان، در آرزوی پرواز با هواپیماهای بزرگ مسافربری به مسکو سفر میکند. او در این شهر بزرگ با رانندهای ارمنی دوست میشود و وارد ماجراهای متفاوتی میگردد، اما در نهایت درمییابد که خوشبختی واقعی در همان زادگاه کوچک و سادهاش نهفته است.
خلاصه داستان: فیلم «خربا و گوجیا» داستان حماسی دو قهرمان گرجستانی است که پس از مواجهه با بیعدالتیهای حاکمان، به مبارزانی قانونشکن تبدیل میشوند. آنها با ایستادگی در برابر ثروتمندان و حکومت ستمگر محلی، به نماد مقاومت و عدالتخواهی برای مردم خود بدل میگردند.
خلاصه داستان: در اوایل دهه نود میلادی و همزمان با فروپاشی شوروی در تفلیس، دو دختر نوجوان به نامهای اکا و ناتیا تلاش میکنند تا در میان آشوبهای خانوادگی، خشونتهای خیابانی و جامعهای مردسالار، راه خود را به سوی بزرگسالی پیدا کنند. این درام جذاب، تصویری عمیق از بلوغ، دوستی و بقا در دوران جنگ است.
خلاصه داستان: مدا، مهاجر جوان گرجی در سنتپترسبورگ، آپارتمانی را با پیرمردی بداخلاق شریک میشود. اما با آغاز موج اخراج غیرقانونی گرجیها از روسیه در سال ۲۰۰۶، او برای بقا ناچار به پنهان شدن در یک کمد مخفی میشود. این فیلم روایتی تکاندهنده از رابطه میان دو نسل در بستر یک بحران سیاسی است.
خلاصه داستان: در فیلم «برگ خشک»، پدری اندوهگین به نام ایراکلی برای یافتن دختر گمشدهاش، لیزا، راهی سفری غریب در روستاهای دورافتاده گرجستان میشود. او در این مسیر با همراهی دوستی نامرئی، با چالشهای عمیق روحی روبرو میگردد؛ سفری تکاندهنده که بقای امید و زندگی را در تاریکترین لحظات به تصویر میکشد.