خلاصه داستان: رز بیانو، بیوهای که پس از مرگ همسر گانگسترش بهتنهایی از پسرش مراقبت میکند، فرصتی تازه برای عشق مییابد؛ اما دخترِ مردی که دوستش دارد با این ازدواج مخالفت میکند. میان دلخوریهای خانوادگی و نگرانی برای آینده پسرش، رز میکوشد راهی برای خوشبختی پیدا کند.
خلاصه داستان: جورج، معمار بیکار و بدهکارِ لسآنجلس، در آستانه اعزام به جنگ و ازهمپاشیدن رابطهاش، دلباخته لولا، زنی فرانسوی و گرفتار گذشته میشود. دیدار کوتاه آن دو، در میان رؤیاهای ناکام و تنهایی، شاید به هرکدام نیرویی برای شروع دوباره بدهد.
خلاصه داستان: یک فروشنده املاک نیویورکی پس از جدایی از همسرش، به اصرار خواهرش وارد یک قرار ملاقات ناگهانی میشود. این آشنایی او را به یک سفر جادهای اجباری و پرماجرا با زنی غیرعادی میکشاند که زندگی و احساساتش را دوباره احیا میکند.
خلاصه داستان: ریکی ۳۰ ساله پس از سالها حبس آزاد میشود و تلاش میکند تا با دنیای تغییریافته بیرون و چالشهای خانوادگی و اجتماعی کنار بیاید. او با تکیه بر استعدادش در آرایشگری، به دنبال ساختن یک زندگی عادی و یافتن دوباره هویت خویش است؛ داستانی واقعگرایانه از درد، امید و تلاش برای شروعی دوباره.
خلاصه داستان: دو دوست قدیمی که از زندگی خود خسته شدهاند، تصمیم میگیرند با جعل مرگ خود و اتخاذ هویتهای جدید، زندگیشان را از نو شروع کنند. اما آنها خیلی زود متوجه میشوند افرادی که هویتشان را دزدیدهاند، درگیر مشکلات و خطرات بسیار بزرگتری بودهاند.
خلاصه داستان: پاتریسیا، مادری سالمند و بازنشسته، تصمیم میگیرد زندگی خود را از نو بسازد و به خانه دخترش مارینا نقل مکان کند. حضور او چالشهای جدید و شیرینی را برای هر دو رقم میزند و آنها در این مسیر مشترک کشف میکنند که برای تغییر و شروع دوباره هیچوقت دیر نیست.
خلاصه داستان: یران پس از هشت سال دوری به زادگاهش بازمیگردد، اما با مادری سرد و افسرده روبرو میشود که رابطهشان را تیرهتر از همیشه میکند. او در مواجهه با ماجراهای تلخ و شیرین مرگ و زندگی در شهر، دیدگاه تازهای نسبت به جهان پیدا میکند و تلاش میکند تا رابطهاش با مادرش را از نو بسازد.
خلاصه داستان: زندگی آرام یک رواندرمانگر و مادر مجرد، با آزادی غیرمنتظره پدرش از زندان پس از ۱۷ سال، دچار چالشی بزرگ میشود. حالا این پدر و دختر باید با عبور از گذشته پرآشوب خود، راهی برای بازسازی رابطهشان و شروع دوباره پیدا کنند.
خلاصه داستان: داستان چند زندگی متفاوت که در نقطهای حساس به هم گره میخورند؛ جایی که تلاش برای شروعی دوباره، آنها را با رازهای گذشته و تصمیمهای سرنوشتساز روبرو میکند. روایتی ملموس و عمیق از تلاش برای تغییر و مواجهه با حقیقت.
خلاصه داستان: آراتا اوئوسوی در آستانه ۴۰ سالگی، پس از لغو نامزدی و تنزل رتبه شغلیاش، خود را در بنبست زندگی میبیند. اما ملاقات غیرمنتظره او با زنی مسن در یک بار قدیمی و متفاوت، مسیر سرنوشت او را به شکلی هیجانانگیز تغییر میدهد و فرصتی نو برای شروع دوباره به او میبخشد.