خلاصه داستان: گورو پس از نجات آیشا از مرگ با او ازدواج میکند، اما زندگی شیرین آنها با قتل بیرحمانه آیشا توسط مردی به نام رکش به تاریکی کشیده میشود. گورو خشمگین و دلشکسته، مسیر خونین انتقام را در پیش میگیرد تا عدالت را اجرا کند، اما در نهایت با تصمیمی غیرمنتظره، فرزند قاتل همسرش را میپذیرد تا آخرین آرزوهای آیشا را محقق سازد.
خلاصه داستان: یک موسیقیدان جوان در لندن با دختری مرموز آشنا میشود که زندگیاش را به هم میریزد؛ وقتی جو برای همیشه محل میگیرد، او به سمت صحرای نوادا و جشنواره بورنینگ من میرود تا او را بازگرداند و در این مسیر، عشق، موسیقی و رازهایی افسانهای در کار میآید.
خلاصه داستان: پادشاه آینده پریتامپور، ویجای، در پی یک توطئه خانوادگی تا آستانه مرگ پیش میرود. در این میان، بازیگری مهربان به نام پرم که شباهت بینظیری به شاهزاده دارد، جایگزین او میشود و ناخواسته درگیر ماجراهای سلطنتی و عشقی غیرمنتظره میگردد.
خلاصه داستان: سول دختر جوانی است که با انتشار یک آگهی به دنبال عشق واقعی میگردد. او با دانی آشنا میشود و رابطهای عاشقانه میان آن دو شکل میگیرد، اما در حالی که هر دو با بیماری اچآیوی دستوپنجه نرم میکنند، فاش شدن یک راز بزرگ عشق نوپای آنها را به شدت به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: داستان زوج جوانی به نامهای فرانی و دن که به تازگی ازدواج کردهاند و در اولین سال زندگی مشترک خود با چالشهای دنیای واقعی، فرصتهای شغلی جدید و وسوسههایی روبرو میشوند که عشق و تعهد آنها را به شدت محک میزند.
خلاصه داستان: هلم، زنی جوان که تمام عمرش را در یک فضاپیما به نام «اوربیتا ۹» گذرانده، با ورود مهندسی به نام آلکس عاشق او میشود. اما آلکس رازی هولناک را فاش میکند: این سفینه تنها یک شبیهسازی زیرزمینی برای یک پروژه علمی است و هلم درگیر حقیقتی بسیار تاریکتر درباره هویت خود میشود.
خلاصه داستان: یوکی، دانشآموز دبیرستانی، عاشق همکلاسیاش کاوری میشود؛ دختری که به دلیل یک آسیب، حافظهاش از دوستانش را هر هفته از دست میدهد. یوکی با وجود ناکامیها، هر هفته با استفاده از یک دفترچه خاطرات مشترک سعی میکند دوباره با او دوست شود تا این رابطه را به عشقی عمیق تبدیل کند.
خلاصه داستان: دنچای، یک متخصص آیتی ساده، مخفیانه عاشق همکارش نویی است. زمانی که نویی در یک سفر کاری دچار فراموشی موقتِ یکروزه میشود، دنچای به دروغ خود را دوستپسر او معرفی میکند تا برای یک روز، رویای زندگی در کنار معشوقش را تجربه کند.
خلاصه داستان: پس از یک شکست عشقی دردناک، ژن ۲۳ ساله به خانه پدرش که استاد فلسفه است بازمیگردد، اما متوجه میشود پدرش با همخانهای همسنوسال او وارد رابطه شده است. این همزیستی غیرمنتظره، آنها را درگیر پیچیدگیهای عمیق عشق، وفاداری و روابط انسانی میکند.
خلاصه داستان: میا، یک بازیگر مشتاق، و سباستین، یک نوازنده پیانوی جاز، در لسآنجلس به هم دل میبازند و در مسیر رسیدن به رویاهایشان تلاش میکنند. اما با نزدیک شدن به موفقیت، تصمیمات سختی پیش روی آنها قرار میگیرد که عشق و آیندهشان را به چالش میکشد.