خلاصه داستان: نام دا روم که ۱۳ سال طرفدار پرشور آیدول محبوبش، لی چان بوده، برای کار در شرکت او از موقعیتهای دیگر میگذرد. اما ورود او به این شرکت، وی را درگیر رابطهای غیرمنتظره و پیچیده با مدیرعامل، کانگ ها گی، میکند؛ مثلثی عشقی و احساسی میان یک طرفدار، آیدول محبوبش و رئیس شرکت.
خلاصه داستان: وو جن، دختری اشرافی با شخصیتی بیقید و قدرتهای ماورایی، مخفیانه به عنوان «لرد گربه» شهر شیاطین چانگآن را اداره میکند. او با میجو یو، تائوئست بااستعدادی که او هم قادر به دیدن ارواح است، همراه میشود؛ دو دلداده با هویتهای دوگانه که روزها عاشق یکدیگرند و شبها برای حفظ صلح میان انسانها و شیاطین مبارزه میکنند.
خلاصه داستان: بو منگ پس از ورود ناخواسته به قصر، تمام تلاش خود را میکند تا از توجه امپراتور دور بماند و آزادیاش را حفظ کند. اما وقوع حادثهای برای پدرش، امپراتور را به سمت او میکشاند و با گذشت زمان، امپراتور شیفته شخصیت منحصربهفرد و متمایز او میشود.
خلاصه داستان: سو لی، خبرنگار شجاعی که در پی افشای فساد یک شرکت بزرگ است، پس از تصادف و از دست دادن حافظهاش، به اشتباه به عنوان عروس یک خانواده ثروتمند شناخته میشود. او در مسیر کشف حقیقت و مجازات مفسدان، با مردی همفکر متحد شده و در این راه پرماجرا، عشق واقعی را نیز تجربه میکند.
خلاصه داستان: یی شن لان، پزشک اطفال متعهد در یک کلینیک روستایی، بر اثر یک سوءتفاهم با مدیر جدید بیمارستان، لو جائو شی، روبرو میشود. اما سرنوشت او را به دستیار این مدیر تبدیل میکند و همکاری نزدیک آنها برای حل مشکلات کلینیک و درمان بیماران، به عشقی شیرین و غیرمنتظره میان آن دو میانجامد.
خلاصه داستان: کنگ جیهیوک، رهبر تیم یک شرکت تولید محصولات نوزاد، پس از بوسهای ناگهانی از سوی همکارش گو دا ریم، در موقعیت دشواری قرار میگیرد؛ چرا که تصور میکند او زنی متأهل است. اما دا ریم در واقع دختری مجرد است که برای استخدام، خود را متأهل معرفی کرده و حالا این دروغ بزرگ، ماجراهای جذابی را رقم میزند.
خلاصه داستان: جیل، نانوای جوانی که در غم از دست دادن خواهرش ایزابل سوگوار است، برای تسکین خود به شماره قدیمی او پیامهای صوتی صمیمانهای میفرستد. او نمیداند این شماره اکنون به مردی به نام وس واگذار شده که با شنیدن این پیامها شیفته او میشود و تصمیم میگیرد برای دیدنش راهی سفری غیرمنتظره شود.
خلاصه داستان: کران و سنا دو جوان با شخصیتهای کاملاً متفاوت هستند که عاشق یکدیگر میشوند، اما پس از مرگ ناگهانی سنا، همه چیز تغییر میکند. کران که نمیتواند این غم را تحمل کند، با استفاده از ماشین زمان به بمبئی در سال ۲۰۵۰ سفر میکند تا عشق زندگیاش را در کالبدی جدید پیدا کند و دوباره به او بپیوندد.
خلاصه داستان: پابلو، مرد جوان و ثروتمندی که پس از تصادف مرگبار والدینش در انزوا به سر میبرد، با ورود زنی مرموز به نام لارا به زندگیاش، از تنهایی خارج میشود. اما دریافت یک هشدار ناشناس درباره هویت واقعی لارا، او را وارد بازی روانی دلهرهآوری میان عشق، اعتماد و فریب میکند.
خلاصه داستان: پس از یک تیراندازی مرموز در مراسم صلح، یک دیپلمات برجسته و یک مأمور ویژه مرموز با هم متحد میشوند تا در برابر توطئههای سیاسی بینالمللی و حملات تروریستی بایستند. آنها در مسیر کشف راز مرگ همسر دیپلمات، با چالشهای امنیتی بزرگ و رابطهای عاشقانه و پیچیده روبرو میشوند.