خلاصه داستان: وو زی با تماشای یک نوار ویدیویی مرموز از گذشته داییاش، وارد توطئهای پیچیده و خطرناک میشود. او به همراه گروهی ششنفره برای کشف حقیقت راهی خاندان باستانی ژانگ میشود، اما با از دست رفتن حافظه یکی از اعضا و هجوم نیروهای مرموز، بقای آنها به خطر میافتد.
خلاصه داستان: زهنگتیان، خدای آتش، برای نجات سرزمین خود از نابودی به گذشته سفر میکند و با دختری روبرو میشود که به نظر میرسد همان الهه باد است. در میان خطرات و فداکاریهای بزرگ، عشقی عمیق میان آنها شکل میگیرد و هر دو برای مبارزه با نیروهای تاریک متحد میشوند.
خلاصه داستان: داستان این سریال فانتزی درباره مبارزه میان دو مکتب فکری متضاد است؛ گروهی که احساسات پاک انسانها را جمعآوری میکنند و گروهی دیگر که به دنبال افکار تاریک و نامناسب هستند. در این میان، قهرمان داستان در سفری پرماجرا برای درمان و نجات انسانها از چنگال روحهای تاریک تلاش میکند.
خلاصه داستان: لین یوان، دختر جوان و پرانرژی، پس از یک شکست عشقی با معلم ریاضی نابغه و مرموزی به نام شاو آن آشنا میشود. اما این نابغه غیراجتماعی رازی بزرگ و شگفتانگیز را پنهان میکند؛ رازی که رابطه آنها را به یک عاشقانه مدرسهای هیجانانگیز و فانتزی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: هائو یون، دامپزشکی ساده، بهطور تصادفی متوجه زندگی پنهانی هیولاها در میان انسانها میشود. پس از شکست تلاش آنها برای پاک کردن حافظهاش، او مجبور میشود به «اداره هیولاها» بپیوندد و در کنار شریک جدیدش، به حل پروندههای مرموز و شگفتانگیز بپردازد.
خلاصه داستان: کانگ یونگهو، امپراتور بزرگ و نابغه تجارت کره جنوبی، پس از یک حادثه غیرمنتظره روحش با یک فوتبالیست جوان جابهجا میشود. حالا او در بدن این جوان و به عنوان یک کارمند تازهوارد، وارد امپراتوری تجاری سابق خود میشود تا با ذهن نابغهاش بازی جدید و غیرقابلپیشبینی را آغاز کند.
خلاصه داستان: ژانگ تیانیو، آخرین وارث یک خاندان باستانی اژدهایاب، برای کشف حقیقتی که میتواند همهچیز را تغییر دهد، وارد دنیای خطرناک تبهکاران و رقابت میان چهار خانواده بزرگ میشود. او باید با عبور از تلههای مرگبار، ارواح ناآرام و توهمات مقبره تاید، رازهای پنهان را آشکار کند.
خلاصه داستان: کورت، جوانی مهربان که از گروه قهرمانان اخراج شده، متوجه میشود مهارتهای غیرنظامیاش در بالاترین سطح ممکن یعنی رتبه SSS قرار دارد. او در حالی که کاملاً از استعدادهای خارقالعاده خود بیخبر است، به عنوان مدیر یک کارگاه جدید تلاش میکند تا از شاهزادهای محافظت کند که صلح میان دو کشور به او وابسته است.
خلاصه داستان: لوید در روستای افسانهای کونرون بزرگ شده، جایی که همه به شدت قدرتمند هستند و او خودش را ضعیفترین فرد میداند. او برای تبدیل شدن به یک سرباز شجاع به شهر آغازین سفر میکند، اما به زودی متوجه میشود که قدرتهای معمولی او در دنیای بیرون، فراتر از تصور همگان است.
خلاصه داستان: رونا، دختری دبیرستانی که به عنوان فرزند مقدس آتش خدا پرورش یافته، با دلباختن به پسری به نام کنسو که او را نجات داده، قوانین مقدس عشق ممنوعه را نقض میکند. این دلبستگی ناگهانی، جهان او را در معرض خطری بزرگ و نابودی قرار میدهد.