خلاصه داستان: شینو، دختر صاحب یک کارخانه شکلاتسازی قدیمی، سالهاست که با همکارش آزاد نامزد است؛ اما رابطه سرد آنها پس از سه سال هنوز پیشرفتی نکرده است. با ورود یک کارمند جدید و نزدیک شدنش به آزاد، آتش حسادت شینو شعلهور میشود و او تصمیم میگیرد این نامزدی بیسرانجام را به هم بزند.
خلاصه داستان: چا، باریستای پرانرژی، خود را میان دو مرد جذاب میبیند که هر دو به صورت آنلاین او را فریب دادهاند. با وجود دیدن نشانههای هشداردهنده در رفتار آنها، او باید تصمیم بگیرد که آیا در این دنیای پر از دروغ و تظاهر، شانسی برای یافتن عشق واقعی وجود دارد یا خیر.
خلاصه داستان: چیوان و پورنچیوا، دو دختر از خانوادهای اشرافی، در سوئیس مشغول تحصیل هستند. وقتی از چیوان خواسته میشود تا واسطه پیوند پورنچیوا و یک دیپلمات جوان تایلندی شود، او ناخواسته خودش دلباخته او میشود؛ عشقی ممنوعه که آنها را وارد بازی پیچیدهای از دروغ، حسادت و وفاداریهای متضاد میکند.
خلاصه داستان: میناسه آما، آیدول تازهکاری که از آزار همکارانش رنج میبرد، با ورود به دنیای بازیگری و آشنایی با بازیگر مشهور، هوشو چیاکی، مسیر زندگیاش تغییر میکند. اما بازیگوشی و شرطبندی چیاکی برای تصاحب قلب آما، با بیدار شدن حسادت و ورود شخصیتی مرموز از گذشته، به عشقی تاریک و جنونآمیز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: آلیس پرز پس از سالها موفقیت در آمریکا به عنوان یک سرآشپز قنادی، به وطن بازمیگردد تا زندگی جدیدی را در کنار تراپ پالما بسازد. اما بازگشت ناگهانی دریک، عشق قدیمی او، احساسات گذشته و دلشکستگیهای فراموشنشده را زنده کرده و آنها را در مسیر دشوار عشق، فداکاری و فرصتهای دوباره قرار میدهد.
خلاصه داستان: سرا، دانشمند جوان زیباییشناسی، پس از بازگشت به تایلند تلاش میکند تا شرکت خانوادگیشان را از فروپاشی نجات دهد. او در این مسیر وارد دنیای پررقابت صنعت آرایشی شده و درگیر ماجراهای پیچیده کاری، عشق و یک مثلث عشقی چالشبرانگیز میشود.
خلاصه داستان: جین و هنری در راه رفتن به عروسی دوست مشترکشان، سام، با یکدیگر آشنا میشوند و پی میبرند که هر دو عاشق عروس هستند. هنری تلاش میکند جین را متقاعد کند تا با هم عروسی را به هم بزنند، اما جین در میان احساسات پیچیدهاش نسبت به بهترین دوستش دچار تردید میشود و پیوندی غیرمنتظره میان آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: داستان دو دوست صمیمی دوران کودکی، لئو و اولریش، که با ورود زنی فریبنده به نام فلیسیتا به زندگیشان، دوستیشان به چالش کشیده میشود. لئو پس از کشتن شوهر فلیسیتا در یک دوئل به تبعید میرود، اما پس از بازگشت متوجه میشود که عشق زندگیاش با صمیمیترین دوستش ازدواج کرده و این آغازگر یک مثلث عشقی مرگبار است.