خلاصه داستان: اِو، بازیگر جوانی، برای اثبات بیگناهی مردی که دوستش دارد وارد ماجرای قتلی پررمزوراز میشود؛ اما هرچه بیشتر در نقشهای تازه فرو میرود، حقیقت هولناکتری پشت پرده آشکار میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ پس از مرگ مشکوک عموزادهاش، همسر بیوهٔ او را مقصر میداند و در پی انتقام است؛ اما با دیدار راشل، شیفتهٔ جذابیتش میشود و میان عشق و سوءظن گرفتار میماند.
خلاصه داستان: کمیسر جوان ژول مگره در پاریس با تیزبینی و شناخت عمیقش از شهر، پروندههای جنایی پیچیده را دنبال میکند. او در مسیر کشف حقیقت، به ذهن مجرمان نفوذ میکند و با تیم وفادارش برای برقراری عدالت میجنگد.
خلاصه داستان: کارآگاه ماتای پس از قتل دختربچهای، به بیگناهی مظنونی که پلیس بازداشت کرده شک میکند و برای یافتن قاتل واقعی، رد سرنخهای هولناک را دنبال میکند.
خلاصه داستان: میلیونری مرموز پنج غریبه را به عمارتی تسخیرشده دعوت میکند و در برابر ماندن تا سپیدهدم به آنها وعدهٔ پاداش میدهد؛ اما با آغاز شب، ترس و بدگمانی بالا میگیرد و معلوم نیست خطر از ارواح است یا از آدمها.
خلاصه داستان: در ایستگاهی متروک در غرب آمریکا، سه مسافر دربارهٔ محاکمهٔ راهزنی محکوم به قتل و تعرض گفتوگو میکنند. روایتهای متناقض شاهدان، حقیقت ماجرا را به معمایی رازآلود دربارهٔ حافظه و انگیزههای انسانی بدل میکند.
خلاصه داستان: آلفردو، عتیقهفروشی خوشگذران، به اتهام قتل معشوقهاش بازداشت میشود. بازجوییها پرده از زندگی پر از دروغ و جاهطلبی او برمیدارند و مرز میان حقیقت، گناه و قضاوت را مبهم میکنند.
خلاصه داستان: پنی پس از سالها به عمارت پدرش در ریویرا بازمیگردد، اما پدرش غایب است و او مدام جسدش را در گوشهوکنار خانه میبیند؛ جسدی که هر بار ناپدید میشود. وقتی اطرافیان حرفش را باور نمیکنند، پنی به توطئهای هولناک یا فروپاشی ذهن خودش شک میکند.
خلاصه داستان: ملی، زنی جوان در جنوب فرانسه، پس از کشتن مردی که به خانهاش یورش برده، جسد او را پنهان میکند. اما ورود سرهنگی مرموز که از ماجرا خبر دارد، او را وارد بازی پرتعلیق رازها و سوءظنها میکند.
خلاصه داستان: کیایچی پس از نقل مکان به روستای آرام هینامیزاوا با دوستان تازهای آشنا میشود، اما نزدیکشدن جشن سالانه، رازهای تاریک و چرخهای هولناک از خشونت و مرگ را آشکار میکند.