خلاصه داستان: جورج استرود، سردبیر مجلهای جنایی، ناخواسته درگیر قتل معشوقهٔ رئیس قدرتمندش میشود؛ رئیسی که برای پنهانکردن جنایت، او را متهم میکند. جورج باید در حالی که خودش مسئول جستوجوی «مرد مرموز» است، راهی برای اثبات بیگناهیاش پیدا کند.
خلاصه داستان: در گلاسگوی ویکتوریایی، مادلین پنهانی دل به مردی فرانسوی میبندد، اما فشار خانواده و رازهای رابطهشان او را به دوراهی خطرناکی میکشاند. پس از مرگ ناگهانی معشوقش بر اثر مسمومیت، مادلین در مرکز پروندهای جنجالی قرار میگیرد و باید از خود در برابر اتهام قتل دفاع کند.
خلاصه داستان: ساندرا، رقاصهای در لندن، برای یافتن دوست گمشدهاش به دام پلیس برای قاتلی زنجیرهای بدل میشود که زنان را با آگهیهای روزنامه فریب میدهد. اما وقتی دل به مردی جذاب میبندد، درمییابد که شاید او هم به پرونده قتلها مربوط باشد.
خلاصه داستان: خبرنگاری جسور که به افشای تبهکاران مشهور است، هنگام پیگیری ناپدیدشدن دختری نوجوان به مظنونی میرسد که ماجرا را به زندگی شخصیاش گره میزند؛ جستوجوی حقیقت، وفاداریها و رازهای پنهان را زیرورو میکند.
خلاصه داستان: در میانهٔ جشن نامزدی خانوادهٔ ثروتمند بیرلینگ، بازرس گول از راه میرسد تا دربارهٔ مرگ دختری جوان پرسوجو کند. با آشکار شدن پیوند هر یک از حاضران با سرنوشت او، رازها و خودخواهیهای خانواده برملا میشود.
خلاصه داستان: خبرنگاری محلی که پیگیر پروندهای از تجاوزهای زنجیرهای است، با قربانیای روبهرو میشود که حاضر به همکاری نیست؛ اما تلاش برای فهمیدن حقیقت، او را بهتدریج در دل تحقیق و خطری پیشبینیناپذیر فرو میبرد.
خلاصه داستان: پس از مرگ مرموز سر چارلز بسکرویل، افسانهٔ سگی هولناک و نفرین خانوادگی، جان وارثش را تهدید میکند. شرلوک هولمز و دکتر واتسون راهی دشتهای مهآلود میشوند تا راز این وحشت را بگشایند.
خلاصه داستان: در ساختمانی در رم، سرقتی مرموز و قتلی هولناک پلیس را به دل شبکهای از رازها و مظنونان میکشاند. بازرس اینگراوالو با موشکافی روابط ساکنان میکوشد پیوند میان دو جنایت را کشف کند.
خلاصه داستان: کشف پیکر دانشجوی جوانی که به قتل رسیده، دو کارآگاه را وارد تحقیقی پر از سرنخهای گمراهکننده میکند؛ رازی درباره هویت مقتول، تعصبات پنهان جامعه را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: کیت، وارث آمریکایی تازهعروسی که در لندن زندگی میکند، با تهدیدهای مرموز و حوادثی هولناک روبهرو میشود؛ اما وقتی برای کمک به پلیس و نزدیکانش پناه میبرد، همه سلامت عقلش را زیر سؤال میبرند. آیا خطری واقعی جان او را تهدید میکند، یا کسی میخواهد او را به جنون بکشاند؟