خلاصه داستان: در شبی توفانی، الن از پنجره خانهاش گمان میکند شاهد قتلی در خانه متروک روبهرو بوده؛ اما پلیس هیچ جسدی پیدا نمیکند و نزدیکانش نیز حرف او را باور ندارند. الن با پیگیری ماجرا و روبهرو شدن با رازهای اطرافیانش، درمییابد حقیقت از آنچه تصور میکرد هولناکتر است.
خلاصه داستان: در دل زمستانی برفی، پیکر زنی جوان در نزدیکی مزرعهای دورافتاده پیدا میشود. قاضی لارشه برای کشف قاتل سراغ خانوادهٔ مزرعهدار میرود، اما بازجوییها رازها و تنشهای پنهان این خانواده را آشکار میکند.
خلاصه داستان: بروستر مککلاود، جوانی منزوی که در پناهگاهی زیر گنبد هیوستون زندگی میکند، رؤیای پرواز دارد و با ساختن بالهایی دستساز میکوشد آن را به حقیقت بدل کند. همزمان، قتلهایی عجیب با ردّی از پرندگان رخ میدهد و پلیس به جستوجوی قاتل میافتد؛ ماجرایی سوررئال که رؤیای بروستر را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: در جزیرهای دورافتاده، گروهی از سرمایهگذاران برای خرید فرمولی انقلابی گرد هم میآیند؛ اما وقتی مهمانان یکییکی به قتل میرسند، تعطیلاتشان به بازی مرگباری از سوءظن و راز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: بازرس سانتاماریا در تورین، قتل معماری بدنام را پی میگیرد و سرنخها او را به محافل اشرافی شهر میکشاند؛ جایی که هر مظنونی انگیزهای پنهان دارد. با وقوع قتلی دیگر، او باید پیش از آنکه رازها و روابط پیچیده پرونده را از مسیر خارج کنند، قاتل را پیدا کند.