خلاصه داستان: دختری نوجوان که به همراه مادربزرگ بیمارش در خانهای قدیمی زندگی میکند، متوجه حضور مخفیانه فردی ناشناس در زیرشیروانی میشود. این کشف هولناک، آرامش خانه را به کابوسی دلهرهآور و پر از تعلیق تبدیل میکند.
خلاصه داستان: ویکتور و بتی دو کلاهبردار حرفهای هستند که با سفرهای جادهای و ترفندهای کوچک از مردم اخاذی میکنند. اما زمانی که بتی پای خود را فراتر گذاشته و وارد یک بازی بزرگ و خطرناک برای سرقت چمدانی پر از پول متعلق به یک باند مخوف میشود، زندگی و رابطه آنها در آستانه نابودی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: فرانک، یک خردهفروش مواد مخدر در کپنهاگ، پس از لو رفتن یک معامله بزرگ و از دست دادن پول و مواد، در مخمصهای مرگبار گرفتار میشود. او حالا تنها چند روز فرصت دارد تا بدهی سنگین خود را به یک رئیس بیرحم مافیا بپردازد، وگرنه جانش را از دست خواهد داد.
خلاصه داستان: یک جراح سابق و معتاد پس از باطل شدن مجوز پزشکیاش، به طور اتفاقی جان یک نفر را نجات میدهد و توسط یک رئیس مافیای بیرحم استخدام میشود تا پزشک خصوصی دنیای زیرزمینی جنایتکاران شود. اما او به زودی خود را در میان بازیهای خطرناک مافیا و عشقی ممنوعه گرفتار میبیند.
خلاصه داستان: ماجراجویی پرجنبوجوش و پرخطر یک زن سرکش و معشوق مرموز او که با انجام جنایات، آدمربایی و مراسمهای عجیب و غریب، از مرز مکزیک تا لاسوگاس فرار میکنند. آنها در مسیر خود با باندهای تبهکار و مأموران قانون درگیر شده و با دنیایی از خشونت و هیجان روبرو میشوند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ لوسآنجلس، یک گروه ویژه از پلیس به نام «کلاه» مامور حل پرونده قتل مرموز یک زن جوان میشود. اما این تحقیقات آنها را به سمت توطئههای تاریک دولتی، آزمایشهای اتمی مخفیانه و خیانتهای شخصی عمیق میکشاند که زندگیشان را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: دکتر الکس کراس، روانشناس جنایی، پس از ناپدید شدن خواهرزادهاش متوجه میشود که او قربانی یک قاتل زنجیرهای مرموز به نام «کازانووا» شده است. او با همکاری پزشکی به نام کیت که به طرز معجزهآسایی از چنگ این قاتل گریخته، وارد بازی خطرناکی برای نجات قربانیان و افشای هویت واقعی او میشود.
خلاصه داستان: هلن و جکسون، زوج جوانی هستند که برای زندگی به مزرعه خانوادگی جکسون در کنتاکی میروند. اما حضور مادرشوهر سلطهجو و روانپریش او، مارتا، که قصد دارد با نقشههایی شوم زندگی آنها و نوزاد در راهشان را نابود کند، این آرامش را به کابوسی مرگبار تبدیل میکند.
خلاصه داستان: گلوریا پس از تحمل سه سال زندان برای نجات معشوق گانگسترش به نیویورک بازمیگردد، اما مواجهه با پسربچهای هفتساله که خانوادهاش توسط تبهکاران کشته شدهاند، مسیر او را تغییر میدهد. او تصمیم میگیرد برای نجات جان این کودک، زندگی خود را به خطر بیندازد و رابطهای عمیق با او برقرار کند.
خلاصه داستان: جو و بتی، زوجی که یک مغازه ماهیفروشی در جرسی سیتی دارند، زندگی آرامی را سپری میکنند. اما با ورود غریبهای جذاب به نام نیک به خانهشان، اشتیاق، چالشهای عاشقانه و درگیریهای خانوادگی شدیدی آغاز میشود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.