خلاصه داستان: کوردلیا، زن جوانی که همچنان با تروماهای گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند، در آپارتمانی تاریک در لندن همراه خواهر دوقلویش زندگی میکند. اما با رفتن خواهرش به سفر، آشنایی او با همسایه مرموز و نوازندهاش، آغازگر مسیری تاریک به سوی پارانویا و سقوط روانی میشود.
خلاصه داستان: پس از یک سرقت موفقیتآمیز، چهار دزد در پناهگاهی دورافتاده مخفی میشوند و منتظر دستور بعدی میمانند. اما با نفوذ شک و پارانویا در میان آنها، به مرور زمان مشخص میشود که تهدید واقعی و مرگبار نه از بیرون، بلکه از درون خود گروه نشأت میگیرد.