خلاصه داستان: جانی، پناهندهای وینی، برای جلوگیری از اخراج باید ظرف یک هفته با شهروندی آمریکایی ازدواج کند؛ پس با بیل، نویسندهای تنگدست، ازدواجی مصلحتی ترتیب میدهد. اما وقتی زندگی مشترکشان رنگی از عشق میگیرد، او باید میان بیل و مردی که پیشتر دوست داشته انتخاب کند.
خلاصه داستان: ملودی جونز، گاوچرانی خوشقلب، بهاشتباه با راهزنی بدنام اشتباه گرفته میشود و ناخواسته هدف جایزهبگیرها قرار میگیرد. وقتی با چری، معشوقهٔ راهزن واقعی، آشنا میشود، ماجرایی پر از خطر، عشق و سوءتفاهم آغاز میشود.
خلاصه داستان: خبرنگار آمریکایی در مسکو، که گزارشهای ممنوعه را مخفیانه به بیرون میفرستد، با تهدید خدمتکارش ناچار میشود دختر کمونیست او را از شوروی خارج کند. این مأموریت پرماجرا، میان تعقیبوگریز و اختلاف عقیده، به ماجرایی عاشقانه و خندهآور بدل میشود.
خلاصه داستان: در بوئنوسآیرس، رقصندهای آمریکایی ناخواسته دل دختر یک خانواده ثروتمند را میبرد؛ پدری که میخواهد دخترانش به ترتیب ازدواج کنند، میکوشد این عشق تازه را به شیوهای عجیب مدیریت کند. میان نامههای عاشقانه، سوءتفاهمها و رقصهای تماشایی، رابطهای شیرین شکل میگیرد.
خلاصه داستان: کنت آلفرد، پس از رسواییهای عاشقانهاش در پاریس، به سیلوانیا بازمیگردد و دل ملکه لوئیز را میبرد. ازدواج آنها اما با چالشی شیرین روبهرو میشود: چگونه عشق را با جایگاه سلطنتی و نقشهای متفاوتشان آشتی دهند؟
خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش و ازدواج دخترش، کشاورز بیوهای با کمک خدمتکار خانهاش در پی یافتن همسری تازه برمیآید. خواستگاریهای ناموفق او سرانجام باعث میشود عشق واقعی را نزدیکتر از آنچه تصور میکرد ببیند.
خلاصه داستان: کلاهبردار قماربازی که از پلیس میگریزد، در شهری کوچک با کتابداری آرزومند آشنا میشود و با او ازدواج میکند. اما گذشتهٔ پرخطرش و دروغهایی که برای پنهانکردنش میگوید، عشق تازهشان را به آزمون میکشد.
خلاصه داستان: وقتی هنرمندی خوشگذران دل یک دختر دبیرستانی را میبرد، خواهر قاضی او برای خاموشکردن این دلباختگی نقشهای عجیب میچیند؛ نقشهای که ماجراهای عاشقانه و خندهداری به دنبال دارد.
خلاصه داستان: الیزابت، نویسندهای مجرد که با داستانپردازی خود را کدبانویی نمونه در مزرعهای در کنتیکت جا زده، ناچار میشود در کریسمس از قهرمانی جنگی و رئیسش میزبانی کند. در میان دروغها و موقعیتهای خندهدار، نقشههایش به عشقی غیرمنتظره میانجامد.
خلاصه داستان: در پاریسِ پساجنگ، آنتوان و آنتوانت با دستمزد اندک و در آرزوی زندگی بهتر روزگار میگذرانند؛ تا اینکه بلیت بختآزمایی برندهشان گم میشود و جستوجوی پرماجرایشان آغاز میگردد.