خلاصه داستان: موسیو اولو برای گذراندن تعطیلات به اقامتگاهی ساحلی میرود، اما دستوپاچلفتیبودن و ماجراجوییهای ناخواستهاش آرامش مهمانان را بههم میزند. در میان موقعیتهای روزمره و خندهدار، تعطیلاتی ساده و دلنشین رقم میخورد.
خلاصه داستان: دو کارگر تراموا برای نجات واگن محبوبشان از اسقاط، آن را بیاجازه به گردش درمیآورند؛ سفری پرماجرا در خیابانهای مکزیکوسیتی که به برخوردی طنزآمیز با مردم و زندگی روزمره بدل میشود.
خلاصه داستان: ناخدا والو، دزد دریایی زیرک، برای پاداش با شورشیان کارائیب وارد معامله میشود؛ اما آشنایی با کنسوئلو و مبارزان آزادی، نقشههایش را دگرگون میکند و او را درگیر نبردی پرماجرا برای رهایی جزیره میسازد.
خلاصه داستان: جوی ایوانز، خوانندهای خوشزبان و بلندپرواز، رؤیای راهاندازی کلوپ شبانهای در سانفرانسیسکو را دارد. او برای رسیدن به هدفش دلِ بیوهای ثروتمند را به دست میآورد، اما آشنایی با یک خواننده جوان، او را میان عشق و جاهطلبی مردد میکند.
خلاصه داستان: دانشمندی در تلاش برای ساخت اکسیر جوانی است، اما وقتی میمونی آزمایشگاهی ترکیب شیمیایی را وارد آبسردکن میکند، او و همسرش با نوشیدن آن ناگهان مثل نوجوانها رفتار میکنند و ماجراهای خندهداری رقم میزنند.
خلاصه داستان: اولیوِریو در شب عروسیاش راهی سفری پرماجرا میشود تا برای مادر بیمارش دفترخانهای پیدا کند و وصیتنامهاش را به ثبت برساند. اما توقفهای عجیب اتوبوس و آشنایی با راکل، مسیرش را به سفری آمیخته با وسوسه، طنز و رویدادهای پیشبینیناپذیر بدل میکند.
خلاصه داستان: نجیبزادهای خیالپرداز که شیفتهٔ داستانهای پهلوانی است، خود را دون کیشوت مینامد و همراه ملازم سادهدلش، سانچو پانزا، به جستوجوی ماجراجویی و عدالت میرود؛ اما خیالهای قهرمانانهاش بارها با واقعیت برخورد میکنند.
خلاصه داستان: گِیلبرت، شعبدهبازی دستوپاچلفتی، برای سرگرمکردن سربازان آمریکایی راهی ژاپن میشود؛ جایی که پس از خنداندن پسربچهای یتیم، پیوندی صمیمانه با او پیدا میکند و ماجراهای بامزه و دلنشینی رقم میزند.
خلاصه داستان: اپل اَنی، دستفروش سیبفروش نیویورکی، سالها به دخترش وانمود کرده زنی ثروتمند و بانفوذ است. وقتی دخترش با خواستگاری اشرافزاده به دیدارش میآید، یک خلافکار خوشقلب و دوستانش دستبهکار میشوند تا اَنی را به بانویی آبرومند تبدیل کنند.
خلاصه داستان: پس از مرگ پدرش، پاتریکِ یتیم به خانهٔ عمهٔ پرشور و نامتعارفش، مِیم، میرود. مِیم میکوشد او را با شادی و تجربههای تازه آشنا کند، اما سرپرست محافظهکار پسر با سبک زندگی آزادانهٔ او مخالفت میکند.