خلاصه داستان: در فیلم «خانم پتیگرو زندگی میکند» که در سال ۱۹۴۰ در لندن اتفاق میافتد، یک پیشخدمت بیکار و درمانده به نام گوئن پتیگرو بهطور اتفاقی به عنوان منشی برای یک بازیگر زن سرگردان به نام دلیسی لا فورت استخدام میشود. او در طول یک روز پرآشوب، وارد دنیای پرزرق و برق جامعه بوهمینشین لندن میشود و با استفاده از تجربیات و شایستگیهای پنهان خود، نه تنها به حل مشکلات دلیسی کمک میکند، بلکه برای اولین بار در زندگی خود نیز شانس عاشقانه و شادی را تجربه میکند.
خلاصه داستان: فیلم میرایی داستان پسری به نام کاناتا را روایت میکند که پس از به دنیا آمدن خواهر کوچکش، میرایی، احساس میکند جایگاهش در خانواده را از دست داده است. این حسادت باعث میشود تا با خواهرش وارد دنیای جادویی و شگفتانگیزی شود که در آن با اعضای خانوادهاش در گذشته و آینده ملاقات میکند و در نهایت معنای واقعی خانواده را درک میکند.
خلاصه داستان: فیلم میمیک (Mimic) در سال ۱۹۹۷، دانشمندی به نام سوزان تایلر برای نابودی بیماری مهلکی که توسط سوسکها منتقل میشود، حشرهای جهشیافته به نام جوداس میسازد. اما این موجودات جهشیافته به سرعت تکامل مییابند و به شکل انسانها درآمده و با هوش و قدرت بالا به انسانها حمله میکنند.
خلاصه داستان: فیلم مامبوی هزاره (Millennium Mambo) به کارگردانی هو شیائو-هسien در سال 2۰۰۱، داستان دختری به نام ویکی را روایت میکند که در تایپه درگیر رابطهای عاشقانه و پرتنش با جک، دوستپسر خشنش، است. او در این میان با دوستپسر سابق جک، هائو، آشنا میشود و این آشنایی، سرآغاز تحولی عمیق در زندگی ویکی میشود. داستان در فضایی از موسیقی تکنو، شبزندهداریها و جستجوی معنا در میانهی جامعهی مدرن تایوان روایت میشود.
خلاصه داستان: پدر و دختر داستان پدری به نام مایکل را روایت میکند که پس از ارتکاب جرمی در گذشته، مجبور به ترک خانوادهاش شده و دخترش سارا او را مقصر میداند. سالها بعد، مایکل که به دنبال رستگاری است، به شهر بازمیگردد تا رابطهاش را با دخترش که اکنون یک زن جوان مستقل است، ترمیم کند. اما بازگشت او خاطرات تلخی را زنده میکند و سارا را در معرض انتخابی دشوار بین بخشش پدر و محافظت از زندگی جدیدش قرار میدهد، در حالی که خطرات گذشته هنوز آنها را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: Michael Bolton's Big, Sexy Valentine's Day Special یک ویژهنامه کمدی-موزیکال محصول ۲۰۱۷ است که در آن مایکل بولتون خواننده مشهور به همراه مهمانان ویژهای چون کریس راک، جان مولانی و ویل فورته در یک سری اسکیتهای موزیکال طنزآمیز و جذاب حضور مییابد. این برنامه که در شبکه نتفلیکس پخش شد، تلاش میکند تا با ترکیب آوازهای اصیل و موقعیتهای کمدی، جشنی عاشقانه و سرگرمکننده برای روز ولنتاین ترتیب دهد و در عین حال به شوخی با کلیشههای رمانتیک و موزیکال میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم سینمایی بهترین دوست من، داستان پسری نوجوان به نام چارلی است که در سال 2012 با یک سگ به نام تایلر دوست میشود. این دوستی عمیق و تاثیرگذار، چارلی را در مسیر رشد و بلوغ قرار میدهد و او را با چالشهای زندگی نظیر از دست دادن عزیزان، مشکلات خانوادگی و اولین تجربههای عاشقانه روبرو میکند. تایلر نه تنها یک حیوان خانگی، بلکه راهنمایی وفادار است که با حضورش به چارلی کمک میکند تا ارزشهای واقعی دوستی، مسئولیتپذیری و عشق بیقید و شرط را درک کند.
خلاصه داستان: فیلم «متالیکا: از طریق هرگز» داستان یک جوان به نام «تریپ» را روایت میکند که مأموریت پیدا میکند تا یک بسته مرموز را برای گروه موسیقی متالیکا حمل کند. این مأموریت او را به قلب یک کنسرت زنده و همچنین به دنیایی سراسر هرج و مرج و خشونت در خیابانهای شهر میکشاند. در حالی که گروه متالیکا در حال اجرای قطعات معروف خود است، تریپ در میان آشوب و خشونتی که در شهر به پا شده، برای زنده ماندن و انجام مأموریتش تلاش میکند و سفری روانشناختی و پر فراز و نشیب را تجربه میکند.
خلاصه داستان: Memoirs of an Invisible Man در سال 1992، داستانی کمدی-علمی-تخیلی را روایت میکند که در آن نویسندهای به نام نیک هالووی (با بازی چویتال اجیوفور) بهطور تصادفی در یک آزمایش علمی نامرئی میشود. او که اکنون توسط یک سازمان دولتی مخفی به رهبری دکتر برنارد وینکل (با بازی جان پالیتو) تحت تعقیب است، برای زنده ماندن و بازگرداندن حالت عادی خود تلاش میکند. در این میان، او با زنی به نام آلیس مونتگومری (با بازی داریل هانا) رابطهای عاطفی برقرار میکند که تنها کسی است که به وجود او اعتماد دارد و تلاش میکند تا از او در برابر تعقیبکنندگانش محافظت کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در سال ۱۹۹۸ روایت میشود و دربارهٔ مردی ثروتمند به نام ویلیام پاریش است که با پیشنهادی غیرمنتظره از سوی مرگ روبرو میشود. مرگ که به شکل مردی جوان به نام جو بلک درآمده، قصد دارد تا زمان باقیمانده از عمر ویلیام را در کنار او سپری کند تا طعم زندگی انسانی را بچشد. در این میان، جو بلک عاشق دختر ویلیام، سوزان، میشود و این احساسات، مأموریت او را پیچیده و دشوار میکند.