خلاصه داستان: «عشق، دروغها» یه فیلم درام تاریخی کرهایه که در دهه ۱۹۴۰، در زمان اشغال ژاپن، جریان داره. داستان دو دوست صمیمی، سو یول (هان هیو-جو)، گیسانگ (هنرمند زن سرگرمکننده) با صدایی استثنایی، و یو یون (چون وو-هی)، خوانندهای بااستعداد اما حسود، رو دنبال میکنه. وقتی کیم یون-وو (یو یون-جونگ)، تهیهکننده موسیقی پاپ، وارد زندگیشون میشه، هر دو عاشقش میشن. یون-وو که شیفته صدای سو یوله، بهش قول میده به یه ستاره موسیقی پاپ تبدیلش کنه، اما حسادت یو یون و فشارهای جامعه تحت اشغال، رابطهشون رو به خطر میندازه. فیلم پر از موسیقی، درام عاشقانه و خیانته که قصهای غمانگیز درباره عشق، دوستی و فداکاری رو تعریف میکنه. فیلم با تصاویر زیبا، موسیقی دورهای جذاب و بازی قوی هان هیو-جو تحسین شده، هرچند برخی معتقدند داستان عاشقانه میتونست عمیقتر باشه.
خلاصه داستان: «پیشبینی عشق» داستان کیم هیون-وو (مون چه-وون)، گزارشگر هواشناسی زیبا و شیک در تلویزیون رو دنبال میکنه که در زندگی واقعی، شخصیتی تندخو و عاشق مشروب داره. اون ۱۸ سال با کانگ جون-سو (لی سونگ-گی)، معلم دبستان مهربون و سادهای که همیشه تو روابط عاشقانه زیادی از خودش مایه میذاره اما شکست میخوره، دوست بوده. جون-سو سالهاست مخفیانه عاشق هیون-ووه، اما هیون-وو میگه هیچ جذابیتی بینشون نیست. هیون-وو درگیر رابطه با لی دونگ-جین (لی سو-جین)، همکار متأهلش، و قرار کور با یوم هیو-بونگ (جونگ جون-یونگ)، عکاس مهربون اما کسلکنندهست. جون-سو که از وضعیت عاطفی هیون-وو خسته شده، تصمیم میگیره احساساتشو بهش نشون بده. فیلم پر از طنز، موقعیتهای خندهدار و لحظههای عاشقانهست که قصهای شیرین درباره دوستی و عشق رو تعریف میکنه. هرچند برخی معتقدند داستان کمی کلیشهایه و شبیه «دختر گستاخ من» یا «معماری ۱۰۱» (که تو اوج داستان بهش اشاره میشه)، شیمی بین لی سونگ-گی و مون چه-وون و طنز فیلم اونو سرگرمکننده کرده.
خلاصه داستان: «عشق و بند» یه فیلم کمدی-رمانتیک کرهای بر اساس وبتون «حس اخلاقی» (Moral Sense) اثر گیول است. داستان درباره جونگ جی-هو (لی جون-یونگ)، کارمند خوشتیپ و موفق یه شرکت روابط عمومیه که راز مخفیای داره: علاقه به BDSM و نقش زیرسلطه (submissive). وقتی بهخاطر شباهت اسمش با همکارش، جونگ جی-وو (سوهیون)، یه بسته حاوی قلاده و بند به اشتباه به دست جی-وو میرسه، رازش فاش میشه. جی-هو که از قضاوت نشدن توسط جی-وو شگفتزده شده، ازش میخواد بهعنوان «مستر» (dominant) یه رابطه قراردادی سهماهه باهاش داشته باشه، بدون درگیری جنسی. جی-وو که اول مردده، کمکم به این نقش علاقهمند میشه و رابطهشون عمیقتر میشه. فیلم با طنز، صحنههای عاشقانه و آموزش درباره مفاهیم BDSM مثل رضایت (consent) و احترام متقابل، قصهای شیرین درباره پذیرش خود و عشق رو تعریف میکنه. هرچند برخی معتقدند پایان فیلم کمی عجولانهست و کمدیاش میتونست قویتر باشه، شیمی بین بازیگرا و رویکرد مثبتش به موضوع حساس BDSM تحسین شده.
خلاصه داستان: «عشق، دوباره» داستان هیون-وو (کوان سانگ-وو) و سون-یونگ (لی جونگ-هیون)، زوجی مطلقه رو دنبال میکنه که پس از جدایی رسمی، هیون-وو از زندگی مجردی لذت میبره. اما سون-یونگ ناگهان با دوستپسر جدیدش، سانگ-چول (لی جونگ-هیوک)، که از گذشته مشترک اونا بیخبره، دوباره وارد زندگی هیون-وو میشه. این برخورد غیرمنتظره به موقعیتهای خندهدار، سوءتفاهمها و درگیریهای احساسی منجر میشه. فیلم پر از طنزه و با پیچش داستانی غافلگیرکنندهای در پایان، دیدگاه مخاطب رو نسبت به سون-یونگ تغییر میده. هرچند شیمی بین زوج دوم (سانگ-چول و سون-یونگ) چندان قوی نیست و برخی معتقدند فیلم فاقد شدت احساسیه، اما بازیهای خوب بازیگران و طنز سرگرمکنندهاش، بهویژه پارودیهایی مثل «روزی روزگاری در دبیرستان»، اونو جذاب کرده.
خلاصه داستان: «عشق ۹۱۱» یه فیلم کمدی-رمانتیک کرهایه که داستان میسو (هان هیو-جو)، پزشکی که بهخاطر تشخیص اشتباه از بیمارش شکایت شده، رو دنبال میکنه. برای نجات موقعیتش، اون به کانگ-ایل (گو سو)، آتشنشانی که همسرش رو از دست داده و هنوز تو غمشه، نزدیک میشه تا بهعنوان شاهد شخصیتش شهادت بده. با وجود تفاوتهاشون، یه رابطه عاشقانه غیرمنتظره بینشون شکل میگیره. فیلم پر از طنز، لحظههای احساسی و دیالوگهای جذابه که قصهای شیرین درباره عشق و بهبودی رو تعریف میکنه. هرچند برخی منتقدا معتقدند فیلم گاهی زیادی احساسی و کلیشهایه، بازیهای قوی و شیمی بین بازیگرا، بهویژه هان هیو-جو و گو سو، و طنز نقشهای مکمل مثل ما دونگ-سوک، اونو سرگرمکننده کرده.
خلاصه داستان: «زنده باد پادشاه» یه فیلم اکشن-کمدی کرهایه که داستان جانگ سهچول، رئیس یه باند تبهکار تو شهر موکپو رو دنبال میکنه. سهچول عاشق کانگ سو-هیون، وکیلی سرسخت، میشه، اما اون مدام سهچول رو رد میکنه و میگه نمیتونه باهاش باشه چون رویای بانوی اول کره شدن داره. وقتی سهچول بهطور اتفاقی مسافرای یه اتوبوس رو از تصادف تو پل موکپو نجات میده، یهو قهرمان شهر میشه. اون تصمیم میگیره از شهرتش استفاده کنه و برای مجلس ملی نامزد بشه تا هم قلب سو-هیون رو به دست بیاره و هم دوستش رو که تو زندان در انتظار اعدامه، نجات بده. اما رقیب انتخاباتی و دشمنای قدیمی باندش نقشههای خطرناکی براش میکشن. فیلم پر از طنز، اکشن و عاشقانهست که قصهای سرگرمکننده درباره تغییر و رستگاری رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «جنگل کوچک» یه فیلم درام کرهایه که داستان هه-وون (کیم ته-ری)، دختری جوون رو دنبال میکنه که از زندگی پراسترس و ناکامیهای شهر سئول خسته شده. بعد از شکست تو امتحان معلمی و مشکلات عاطفی، هه-وون به دهکده زادگاهش تو حومه شهر برمیگرده. اونجا با دو دوست دوران بچگیش، جه-ها (ریو جون-یول)، که بعد از تجربه زندگی شهری حالا کشاورزه، و اون-سوک (جین کی-جو)، که تو بانک محلی کار میکنه، دوباره ارتباط برقرار میکنه. هه-وون که مادرش سالها پیش بدون توضیح غیبش زده، با پختن غذاهای سنتی که از مادرش یاد گرفته، با طبیعت و خاطرات گذشتهاش آشتی میکنه. فیلم که بر اساس مانگای ژاپنی به همین نام از دایسوکه ایگاراشی ساخته شده، با ریتم آروم و تصاویر زیباش، پر از لحظههای آرامشبخش و تأملبرانگیزه که قصهای عمیق درباره خودشناسی، شفا و ارزش زندگی ساده رو تعریف میکنه. فیلم به چهار فصل تقسیم شده و همراه با تغییر طبیعت، رشد شخصی هه-وون رو نشون میده.
خلاصه داستان: «لایک برای لایک» یه فیلم کمدی-رمانتیک کرهایه که داستان سه زوج مختلف رو از طریق تعاملاتشون در شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، دنبال میکنه. جو هیونگ-وو، خلبان خوشتیپ اما بداخلاق، با کیم جو-یونگ، مهماندار هواپیما، رابطهای پرتنش داره که از طریق پیامهای آنلاین پیچیدهتر میشه. سونگ جین-وو، تهیهکننده برنامههای تلویزیونی، با سو-هو، بازیگر معروف، وارد رابطهای میشه که بهخاطر شهرت و سوءتفاهمات به مشکل میخوره. لی جا-یونگ، صاحب یه رستوران و سرآشپز، با لی سو-جونگ، نویسندهای که عاشق غذا و عکاسیه، از طریق پستهای اینستاگرامی آشنا میشه و رابطهای شیرین شکل میگیره. فیلم پر از طنز، لحظههای عاشقانه و سوءتفاهمهای دیجیتالیه که قصهای سرگرمکننده درباره عشق در عصر شبکههای اجتماعی رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «عاشقانه پرخطر» یه فیلم کمدی-رمانتیک-هیجانی کرهای-چینیه که داستان هان جه-این، نویسنده رمانهای معمایی رو دنبال میکنه که بهخاطر گزارشهای اشتباه مداوم به پلیس شهرت داره. وقتی جه-این صدای فریادی از آپارتمان طبقه بالا میشنوه، متقاعد میشه که جیسون، مرد جذاب و مرموز همسایه، یه قاتل سریالیه. اون با دوست قدیمی و کارآگاهش، روک-هوان، که از بچگی عاشقشه، شروع به تعقیب جیسون میکنه. اما هرچه بیشتر درباره جیسون میفهمه، بهش علاقهمند میشه و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. فیلم پر از طنز، صحنههای خندهدار (مثل لحظات عصبی جه-این که بهطور تصادفی گاز معده تولید میکنه)، اکشن و پیچشهای داستانیه که قصهای سرگرمکننده درباره عشق و معما رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «آخرین کودک» داستان زوجی رو دنبال میکنه که صاحب یه مغازه دکوراسیون داخلیان و شش ماه پیش پسرشون، یونچان، تو یه سفر غرق شد و برای نجات دوستش، گیهیون، جونشو از دست داد. پدر که هنوز تو غم از دست دادن پسرشه، یه روز میبینه گیهیون داره توسط چند جوون زورگیری میشه. تصمیم میگیره به گیهیون کمک کنه و بهش کار دکوراسیون یاد بده. همسرش هم کمکم به گیهیون نزدیک میشه و این سه نفر مثل یه خانواده میشن. اما هرچه صمیمیتر میشن، گیهیون احساس گناه بیشتری میکنه و بالاخره حقیقتی درباره مرگ یونچان رو اعتراف میکنه. فیلم تو نیمه اول درباره اینه که با پسری که بهجای پسرشون زنده مونده چیکار کنن، و تو نیمه دوم این سؤال رو مطرح میکنه که اگه مرگ پسرشون اون فداکاری شریف که همه فکر میکنن نباشه، چطور باید باهاش کنار بیان.