خلاصه داستان: «خاکستر» یه فیلم ترسناک-معمایی-علمیتخیلی آمریکاییه به کارگردانی فلایینگ لوتوس و نویسندگی جانی رملر. داستان درباره ریا اورتیس (ایزا گونزالس)، فضانورده که تو یه ایستگاه تحقیقاتی تو سیارهای دور به اسم K.O.I.-442، ملقب به «خاکستر»، بیدار میشه و میبینه همه خدمهش (آدی، کوین، کلارک و دیویس) به طرز وحشیانهای کشته شدن. ریا که دچار فراموشی و پارانویاست، هیچ خاطرهای از اتفاقات یا هویت خودش نداره، جز چند فلشبک کابوسوار. وقتی بریون (آرون پاول)، مردی که ادعا میکنه برای نجاتش فرستاده شده، پیداش میشه، اونا باید بفهمن چه اتفاقی افتاده، در حالی که به هم اعتماد ندارن و یه نیروی عجیب تو ایستگاه فعاله. فیلم با ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه، پر از تصاویر روانگردانه، موسیقی متن فلایینگ لوتوس، جلوههای عملی و حالوهوای شبیه «بیگانه» و «موجود»ه، اما با پیچشهای خودش.
خلاصه داستان: «مسلح» یه فیلم اکشن-ترسناک-هیجانی کاناداییه به کارگردانی نیل مکی و نویسندگی تری مکدونالد. داستان درباره یه گروه از تفنگدارای سابق نیروی دریاییه که یه محموله تسلیحاتی رو از ارتش میدزدن، اما بهطور اتفاقی یه ربات کشنده مربوط به دوران جنگ سرد رو فعال میکنن. این ربات، که برای نابودی هر چیزی تو مسیرش برنامهریزی شده، اونا رو شکار میکنه. گروه، با بازی عمر توچی، ریک آمسبری و بابک بهارستان، باید برای زنده موندن تو یه تعقیبوگریز پرتنش بجنگن. فیلم با ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه، پر از اکشن، جلوههای عملی، موسیقی متن نوستالژیک (از جمله آهنگ The Platters) و حالوهوای فیلمهای دهه ۸۰ و ۹۰ هست، مثل «ترمیناتور» و «غارتگر».
خلاصه داستان: «یک لطف ساده دیگر» یه فیلم کمدی سیاه-جنایی-معمایی آمریکاییه به کارگردانی پل فیگ و نویسندگی جسیکا شارزر و لیتا کالوگریدیس، که دنبالهای بر «یک لطف ساده» (۲۰۱۸) محسوب میشه. داستان پنج سال بعد از وقایع فیلم اول جریان داره. استفانی اسموترز (آنا کندریک)، حالا یه وبلاگنویس معروف جناییه که کتابی درباره دوستی با امیلی نلسون (بلیک لایولی) و زندانی شدنش نوشته. امیلی، که با تجدیدنظر آزاد شده، تو یه مراسم امضای کتاب سراغ استفانی میره و ازش میخواد ساقدوش عروسی مجللش با یه تاجر ثروتمند ایتالیایی، دانته ورسانو (میشل مورونه)، تو جزیره کاپری ایتالیا باشه. استفانی، با فشار امیلی و به پیشنهاد دستیارش برای بالا بردن فروش کتاب، قبول میکنه. تو کاپری، با شخصیتهایی مثل شوهر سابق امیلی، شان (هنری گلدینگ)، مادر دانته، پورچیا (النا سوفیا ریچی)، و مادر امیلی، مارگارت (الیزابت پرکینز)، روبهرو میشه. عروسی با قتل و خیانت بههم میریزه و استفانی باید معما رو حل کنه. فیلم با ۲ ساعت، پر از پیچشهای داستانی، مدهای خیرهکننده و طنزه، اما نسبت به فیلم اول زمینیتره.
خلاصه داستان: «الکساندر و روز وحشتناک، افتضاح، بیفایده و خیلی بد: سفر جادهای» یه فیلم کمدی-خانوادگی آمریکاییه که توسط ماروین لموس کارگردانی شده و دنبالهای مستقل برای فیلم ۲۰۱۴ به همین نام، بر اساس کتاب کودک جودیت ویورست (۱۹۷۲)، محسوب میشه. داستان درباره الکساندر گارسیا (تام نمر)، پسر ۱۱ ساله مکزیکی-آمریکاییه که فکر میکنه بدشانسترین آدم دنیاست. وقتی مادرش، وال (اوا لونگوریا)، نویسنده سفر، برنامه یه تعطیلات رویایی به مکزیکو سیتی رو با یه آروی لوکس برای خودش، پدرش فرانک (جسی گارسیا)، خواهر نوجوانش میا (پائولینا چاوز)، مادربزرگ لیدیا (رز پورتیو) و پدربزرگ خیل (چیچ مارین) میریزه، الکساندر مطمئنه که فاجعه در کمینه. همهچیز وقتی بدتر میشه که اونا یه بت باستانی نفرینشده پیدا میکنن و با خرابی ماشین، تصادف، انفجار بستنیفروشی و حتی گله گاوا روبهرو میشن. فیلم با ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه، پر از طنز، ماجراهای دیوانهوار و پیامهایی درباره اهمیت خانواده و پذیرش فرهنگ مکزیکیه
خلاصه داستان: «مرد کارگر» یه فیلم اکشن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی دیوید آیر و نویسندگی مشترک آیر و سیلوستر استالونه، که بر اساس رمان «تجارت لِوون» (۲۰۱۴) نوشته چاک دیکسون ساخته شده. داستان درباره لِوون کید (جیسون استاتهام)، کماندو سابق نیروی دریایی سلطنتی بریتانیاست که زندگی نظامیشو کنار گذاشته تا بهعنوان کارگر ساختمانی تو شیکاگو کار کنه و پدر خوبی برای دخترش، مری (ایلا گی)، باشه. بعد از خودکشی همسرش، مری با پدربزرگش زندگی میکنه که از لِوون متنفره و نمیذاره باهاش باشه. وقتی جنی گارسیا (آریانا ریواس)، دختر رئیسش جو (مایکل پنیا)، از یه بار ربوده میشه، لِوون با وجود تردید اولیه، مهارتهای قدیمیشو به کار میگیره تا نجاتش بده. تحقیقاتش اونو به یه شبکه مافیای روس به رهبری دیمی (ماکسیمیلیان اوسینسکی) و سیمون خارچنکو میرسونه که تو قاچاق انسان و مواد مخدر فعالن. فیلم با ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه، پر از اکشن، خشونت و دیالوگهای طنزه که لِوون با کمک دوست قدیمیش، گانی (دیوید هاربر)، یه سرباز نابینا، با دشمناش روبهرو میشه. فیلم تو ۲۸ مارس ۲۰۲۵ اکران شد و ۹۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: «فیلم ماینکرفت» یه فیلم ماجراجویی-کمدی فانتزی آمریکاییه که بر اساس بازی ویدیویی ماینکرفت (۲۰۱۱) ساخته شده و توسط جرد هس کارگردانی شده. داستان درباره چهار غریبهست: گرت «مرد زباله» گریسون (جیسون موموآ)، هنری (سباستین یوجین هانسن)، ناتالی (اما مایرز) و داون (دانیل بروکس) که بهطور ناگهانی از طریق یه پرتال مرموز به دنیای مکعبی عجیب «اوورورلد» کشیده میشن، جایی که خلاقیت برای بقا ضروریه. برای بازگشت به خونه، اونا باید این دنیا رو یاد بگیرن، از تهدیداتی مثل زامبیها و پیگلینها جون سالم به در ببرن و تو یه مأموریت جادویی با استیو (جک بلک)، یه کِرَفتر حرفهای، همراه بشن. فیلم با ۱ ساعت و ۴۱ دقیقه، پر از طنز، تصاویر پیکسلی خیرهکننده و ارجاعات به بازیه که خلاقیت و کار تیمی رو جشن میگیره.
خلاصه داستان: فیلم «بازگشت» یک درام تاریخی به کارگردانی اوبرتو پاسولینی است که بر اساس بخشهای پایانی ادیسه هومر ساخته شده. ادیسه (رالف فاینز)، پس از ۲۰ سال دوری و جنگ تروآ، خسته و ناشناخته به سواحل ایتاکا بازمیگردد. پادشاه که دیگر جنگجوی نیرومند گذشته نیست، با زخمهای جسمی و روانی، متوجه میشود که همهچیز در قلمروش تغییر کرده. همسرش پنهلوپه (ژولیت بینوش) در خانه خود زندانی خواستگارانی است که برای تاجوتخت رقابت میکنند. پسرشان تلماخوس (چارلی پلامر) نیز در خطر مرگ توسط این خواستگاران قرار دارد که او را مانعی برای اهدافشان میبینند. ادیسه باید نیروی درونی خود را باز یابد تا خانواده و قلمروش را بازپس گیرد. این فیلم که در جشنواره تورنتو ۲۰۲۴ اکران شد، با بازیهای قدرتمند فاینز و بینوش و تمرکز بر آسیبهای روانی پس از جنگ، بهجای اساطیر، داستانی انسانی و عمیق ارائه میدهد، هرچند برخی آن را به دلیل ریتم کند نقد کردهاند.[
خلاصه داستان: فیلم «عشق، چنین الهی» یک کمدی رمانتیک کرهای است که داستان کیو شیک (کوان سانگ-وو)، دانشجوی الهیات را دنبال میکند که آرزوی کشیش شدن دارد. او پس از یک اشتباه در کلیسا، که باعث شکستن یک شیء مقدس میشود، به همراه دوست طنازش، سون-دال، به یک کلیسای کوچک روستایی فرستاده میشود تا خود را اصلاح کنند. در آنجا، کیو شیک با بونگ-هی (ها جی-وون)، برادرزاده کشیش کلیسا که تازه از آمریکا برگشته، آشنا میشود. بونگ-هی برای دیدار با نامزدش آمده، اما وقتی رابطهاش به هم میخورد، در کلیسا گیر میافتد. در ابتدا، کیو شیک و بونگ-هی مدام با هم درگیر میشوند، اما به تدریج دشمنی به عشق تبدیل میشود و کیو شیک باید بین تعهد مذهبیاش و عشق زمینی انتخاب کند. این فیلم با شیمی جذاب دو بازیگر اصلی، پر از لحظات طنز و عاشقانه است.
خلاصه داستان: «فوبیای عشق» داستان جو-کانگ (چو سونگ-وو)، پسری رو دنبال میکنه که تو یه روز آفتابی با آری (کانگ هه-جونگ)، دختری عجیب با بارونی زرد آشنا میشه. آری ادعا میکنه یه بیگانهست و هرکی بهش دست بزنه نفرین میشه. جو-کانگ با وجود این حرفا عاشق آری میشه، اما بعد از اینکه زیر بارونی کنار هم میمونن و جو-کانگ به سرخک مبتلا میشه، آری غیبش میزنه. ده سال بعد، آری که حالا یه زن زیباست با جو-کانگ که حالا دانشآموز دبیرستانه تماس میگیره. اونا دوباره به هم نزدیک میشن، اما آری باز هم ناپدید میشه. جو-کانگ که دلشکستهست، تصمیم میگیره دلیل غیبتهای آری رو کشف کنه. فیلم با ۱۱۷ دقیقه پر از طنز، عاشقانه و لحظههای غمانگیزه که داستانی غیرمعمول درباره عشق و فداکاری رو روایت میکنه.
خلاصه داستان: یک زوج متاهل که یک تسویه طلاق دریافت کردند ، خاطرات خود را در یک تصادف از دست می دهند. با فراموشی ، آنها دوباره عاشق می شوند ، بنابراین خانواده های آنها سعی می کنند خاطرات خود را برای نهایی کردن طلاق بازگردانند.