خلاصه داستان: «دلقکها: تغییردهندگان بازی» یه فیلم کمدی تاریخی کرهایه که داستان دئوکهو و گروهش رو دنبال میکنه، یه باند کلاهبردار که با شایعهپراکنی و حقههای نمایشی تو کشور پول درمیآرن. هان میونگهو، دست راست پادشاه سجو، از استعدادشون خوشش میآد و اونا رو استخدام میکنه تا با خلق شایعات و صحنهسازیهای عجیب، مثل شاخههای درختی که خودبهخود بالا میرن یا بارون شیرین از آسمون، وجهه پادشاه رو بهتر کنن. این داستان با الهام از پادشاه سجو، که با کودتا علیه برادرزادهاش تخت رو گرفت، پر از طنز، درام و خلاقیته، اما با رازهای تاریک و خطراتی که گروه رو تهدید میکنه.
خلاصه داستان: «جو پیلهو: طلوع خشم» یه فیلم اکشن و جنایی کرهای به کارگردانی لی جونگبومه که داستان جو پیلهو (لی سونکیون)، یه کارآگاه فاسد تو شهر آنسان رو دنبال میکنه. پیلهو که پولش تو یه معامله املاک مشکوک گیر کرده و اداره بازرسی داخلی دنبالشه، با همدستش گیچول نقشه سرقت از یه انبار پلیس رو میکشه. اما انبار منفجر میشه، گیچول میمیره و پیلهو بیهوش میشه. این انفجار شواهد یه رسوایی چند میلیون دلاری مربوط به گروه تسونگ، بزرگترین شرکت کره، رو نابود میکنه. پیلهو با مینا (جئون سو-نی)، یه دانشآموز دبیرستانی سرکش که فیلم انفجار رو داره، متحد میشه تا حقیقت رو فاش کنه. در حالی که از توطئهگران و بازرسی داخلی فرار میکنه، پیلهو کمکم به محافظ مینا تبدیل میشه و راه رستگاری رو پیدا میکنه. فیلم پر از اکشن، معما و درامه، اما بهخاطر داستان پیچیده و زیرمجموعه غیرضروری درباره حادثه کشتی سوول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد.
خلاصه داستان: «منطقه امنیتی مشترک» (JSA) یه فیلم کرهای درام و معمایی به کارگردانی پارک چانووک درباره دوستی غیرمنتظره بین سربازای کره شمالی و جنوبی تو منطقه غیرنظامی (DMZ) در مرز دو کرهست. داستان از یه حادثه تیراندازی تو یه پست مرزی کره شمالی شروع میشه که منجر به مرگ دو سرباز شمالی میشه و سرباز کره جنوبی، لی سو-هیوک، متهم به قتل میشه. سوفی جانگ، بازرس بیطرف سوئیسی-کرهای از نیروهای سازمان ملل، برای تحقیق وارد ماجرا میشه. با باز شدن لایههای داستان از طریق فلشبک، معلوم میشه که سو-هیوک و سرباز دیگه جنوبی، نام سونگسیک، با دو سرباز شمالی، اوه کیونگپیل و چوی سو-هیونگ، دوستی مخفیانهای داشتن و شبها تو پست مرزی جمع میشدن. اما این رابطه تو محیط پرتنش DMZ به فاجعه ختم میشه. فیلم پر از احساس، معما و نقد سیاسیه که قصهای تکاندهنده درباره انسانیت و تقسیم کره رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «هیئت منصفه» یه فیلم درام و دادگاهی کرهایه که با الهام از اولین محاکمه با حضور هیئت منصفه تو تاریخ حقوقی کره جنوبی در سال ۲۰۰۸ ساخته شده، هرچند داستان و شخصیتهاش تخیلیان. داستان درباره یه پرونده قتل مادر توسط پسرشه که شواهد ظاهراً نشون میدن متهم گناهکاره. قاضی کیم جونگیوم (مون سو-ری) اولین محاکمه با مشارکت شهروندان رو رهبری میکنه. هشت هیئت منصفه، از جمله کوان ناموو (پارک هیونگسیک)، یه کارآفرین جوون، انتخاب میشن. در حالی که قاضی انتظار رأی متفقالقول «گناهکار» رو داره، ناموو به اعتراف متهم شک میکنه و با سؤالهای عمیق، هیئت منصفه رو به بررسی دوباره شواهد و کشف حقیقت سوق میده. فیلم پر از معما، درام و لحظههای احساسیه که قصهای الهامبخش درباره عدالت و مسئولیت رو تعریف میکنه
خلاصه داستان: «عدالت برتر» یه فیلم اکشن و کمدی کرهایه درباره چائه یونگ، دختری که از پدرش، صاحب یه سالن کاراته، کاراته یاد گرفته. چائه یونگ که بهخاطر کتک زدن یه زورگو به مدرسه جدید منتقل شده، برخلاف هشدار پدرش، دوباره همکلاسیش جونگگو رو از دست زورگوها نجات میده. جونگگو، پسری ساده و عادل که همیشه هدف زورگوییه، از مهارتهای چائه یونگ شگفتزده میشه و ازش میخواد بهش یاد بده چطور قوی بشه. ههسونگ، یه گانگستر سابق که از زندگی خلاف خسته شده، هم به اونا ملحق میشه و هر سه تو سالن کاراته با هم رشد میکنن. فیلم پر از اکشن، دوستی و لحظههای خندهداره که قصهای درباره مقابله با زورگویی و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضی جاها بهخاطر داستان ساده و صحنههای مبارزه نهچندان قوی، کمی کلیشهایه.
خلاصه داستان: «...اینگ» یه فیلم درام رمانتیک کرهایه که داستان مینا، یه دختر دبیرستانی با بیماری لاعلاج ریوی رو دنبال میکنه. مینا که بهخاطر بیماریش تو بیمارستان و خونه محدود شده، زندگی ساده اما پرمعنایی داره و از چیزای کوچیک مثل تماشای آسمون لذت میبره. وقتی با یانگ، عکاس جوون و خوشقلب همسایه، آشنا میشه، رابطهای عاشقانه و شکننده بینشون شکل میگیره. یانگ به مینا کمک میکنه دنیا رو از زاویه جدیدی ببینه، در حالی که مادر مینا، میهی، با بیماری دخترش و ترس از دست دادنش کنار میآد. فیلم پر از لحظههای احساسی و تصاویر لطیفه که قصهای تلخ و شیرین درباره عشق، زندگی و پذیرش رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «آیریس ۲: فیلم» نسخهای فشرده از سریال جاسوسی کرهای «آیریس ۲» (۲۰۱۳) است که سه سال پس از مرگ تراژیک مامور مخفی کیم هیونجون (لی بیونگهون) در سریال اول جریان داره. جونگ یو-گون (جانگ هیوک)، کارآگاهی که به تازگی به سرویس امنیت ملی (NSS) پیوسته، توسط رهبر تیم، جونهان، برای سرکوب یه واحد غیرقانونی تجارت اسلحه استخدام میشه. یو-گون با سو-یون، ماموری که از بچگی عاشقش بوده، همکاری میکنه تا با سازمان تروریستی مرموز «آیریس» مقابله کنن. داستان روی تلاش برای آزاد کردن بکسان، مدیر سابق NSS که حالا زندانیه و راز مکان بمبهای هستهای رو میدونه، متمرکزه. آیریس با کره شمالی برای شروع جنگ هستهای مذاکره میکنه. فیلم پر از اکشن، معما و درامه که قصهای نفسگیر درباره خیانت و انتقام رو تعریف میکنه، هرچند بهخاطر فشردگی، بعضی شخصیتها و خطوط داستانی عمیق نیستن.
خلاصه داستان: «آیریس: فیلم» نسخه سینمایی سریال محبوب «آیریس» است که داستان کیم هیونجون، مامور ویژه سرویس امنیت ملی کره (NSS) رو دنبال میکنه. هیونجون، که عاشق چوی سونگهی، یکی از مامورای NSS، شده، درگیر یه ماموریت خطرناک در مجارستان میشه. وقتی خیانت سازمان مرموز «آیریس» زندگیشو نابود میکنه، اون با هویت جدید برمیگرده تا حقیقت پشت توطئههای بینالمللی و خیانتها رو فاش کنه. فیلم با تمرکز روی اکشن، داستان فشردهای از سریال ارائه میده، با صحنههای جدید و پایانی متفاوت که قصهای پر از معما، عاشقانه و انتقام رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «مهمان ناخوانده» یه فیلم هیجانی و معمایی کرهایه که داستان کانگ سو-جین، معمار موفقی رو دنبال میکنه که بعد از مرگ همسرش تو یه تصادف و گم شدن خواهر کوچیکش، یو-جین، تو کودکی، با تروما زندگی میکنه. ۲۵ سال بعد، یو-جین بهطور غیرمنتظرهای به خانواده برمیگرده. در حالی که همه از بازگشتش خوشحالن، سو-جین حس میکنه چیزی درباره این «یو-جین» درست نیست. با کندوکاو بیشتر، سو-جین به رازهای تاریکی درباره هویت خواهرش و گذشته خانوادهش پی میبره که به یه حقیقت تکاندهنده ختم میشه. فیلم پر از معما، تنش و پیچشهای داستانیه که قصهای نفسگیر درباره هویت و سوءظن رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «برادران جداییناپذیر» یه فیلم کرهای کمدی و دراماتیک درباره دو برادر ناتنی، سهبک و دونگگو، با پیشینهای غیرمعموله. سهبک، یه مرد باهوش اما فلج که نمیتونه بدون کمک حرکت کنه، و دونگگو، یه مرد قوی اما با معلولیت ذهنی، سالهاست تو یه یتیمخانه با هم زندگی میکنن و مثل دست و پا به هم وابستهان. وقتی یتیمخانه با مشکلات مالی روبهرو میشه و خطر جدایی این دو پیش میآد، اونا تصمیم میگیرن با کمک همدیگه و یه مربی شنا به اسم میهیون، یه راهحل پیدا کنن. فیلم پر از لحظههای خندهدار، احساسی و الهامبخشه که قصهای دلچسب درباره خانواده، دوستی و غلبه بر مشکلات رو تعریف میکنه.