خلاصه داستان: فیلم پدرو پارامو داستان خوان پرسیادو را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، در جستجوی پدرش، پدرو پارامو، به روستای دورافتادهای میرود که در آن به دنیا آمده است. اما او به زودی با شهر ارواح روبرو میشود، جایی که با مجموعهای از افراد مرموز آشنا شده و از تلاش بیرحمانه پدرش برای کسب ثروت و قدرت، مطلع میشود. اما زمانی که حقیقت پشت جستوجوی پدرو پارامو برای یافتن عشق دوران کودکیاش آشکار میشود، گذشته خودش را نشان داده و…
خلاصه داستان: هرگز رها نکن، فیلمی ترسناک، معمایی، هیجانانگیز و درام به کارگردانی الکساندر آجا است. هنگامی که یک نیروی اهریمنی غیرقابل توصیف دنیا را فرا میگیرد، تنها پناهگاه یک مادر و پسران دوقلوی او، خانه و پیوند محکم میان آنهاست. آنها باید همیشه با طناب به هم متصل باشند و هرگز از هم جدا نشوند، اما زمانی که یکی از پسرها واقعی بودن این نیروی اهریمنی را زیر سوال میبرد، پیوندهایی که آنها را به هم گره زده بود، قطع شده و یک مبارزه وحشتناک برای بقا آغاز میشود.
خلاصه داستان: بتی یک نوجوان بااستعداد و توانمند است که تلاش می کند با خانواده عجیب و غریب خود کنار بیاید. با نزدیک شدن به سیزدهمین سالگرد تولدش، او به اسرار پنهانی درباره آنها پی می برد.
خلاصه داستان: آدمکشانی نقابدار وارد یک رستوران شبانه روزی بین راهی می شوند که فقط یک پیشخدمت خانم در آن حضور دارد. او که در این رستوران گرفتار شده و راهی برای فرار ندارد، باید در نبردی خشونت بار برای نجات جان خود مبارزه کند.
خلاصه داستان: زندگی آرام یک قاتل سابق، وقتی عشق سابقش به طور غیرمنتظرهای ظاهر میشود و گروهی از قاتلان نیز به دنبال او هستند، کاملا به هم میریزد. حال او باید بار دیگر با گذشته خود روبرو شده و تصمیماتی بگیرد که زندگی او و خانوادهاش را به چالش میکشد و…
خلاصه داستان: یک دزد حرفهای پس از خراب شدن عملیات سرقتش باید برای نجات شریک ربودهشدهاش وارد قلمرو یک باند خطرناک میشود. او با دشمنان مختلف از جمله یک آدمکش بیرحم و پلیسهای فاسد مواجه میشود...
خلاصه داستان: استلا بیشتر وقت خود را در بیمارستان به عنوان یک بیمار فیبروز کیستیک می گذراند. زندگی او پر از روال ها، مرزها و خودکنترلی است - همه اینها با ملاقات با ویل، پسر جذابی که همان بیماری را دارد، مورد آزمایش قرار می گیرند.
خلاصه داستان: یک هنرمند سیاهپوست، برای فرار از گذشته دردناکش، نقاشی می کند. اما دنیای او با آمدن پدرش که اکنون یک معتاد در حال بهبودی است، دگرگون می شود. اکنون آنها باید رابطه از دست رفته خود را دوباره بازگردانند و در این راه متوجه شوند که فراموش کردن، چالشی بزرگتر از بخشیدن است.