خلاصه داستان: ماهاراجا مردی ساده میباشد که به همراه دخترش زندگی میکند او یک روز وقتی از مغازه ارایشگری اش به خانه برمیگردد متوجه میشود سه دزد به خانه اش امده اند و یکی از وسایل با ارزشش را دزدیده اند وقتی به اداره پلیس میرود انها پرونده اش را جدی نمیگیرند و خودش دست به عمل میشود تا سارقین را پیدا کند...
خلاصه داستان: مکس مامور پلیس سابق، اکنون یک مرد آواره تنهاست که در سرزمین های استرالیا که به بیابانی خشک تبدیل شده سفر میکند. تنها هدف او زنده ماندن است تا اینکه به گروه کوچکی از مردم بی دفاع بر می خورد که توسط یک دسته موتور سوار مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و تصمیم می گیرد به آن ها کمک کند...
خلاصه داستان: زمان آینده. نایت رایدر، سردسته ی روان پریش گروهی موتور سیکلت سوار هنگام تعقیب پلیس تصادف می کند و کشته می شود. مکس راکاتانسکی، مأمور کارآمد پلیس با ترغیب رئیسش، مکافیاز استعفا منصرف می شود و با رفیقش جیم گوس کارشان را شروع می کنند...
خلاصه داستان: بورجو در دوران حاملگی، به تغییراتی که بعد از زایمان رخ خواهد داد اهمیتی نمیداد و باور داشت که دچار افسردگی پس از زایمان نمیشود ولی اصلا هم طوری که فکر میکرد نمیشود…