خلاصه داستان: کیمورا میزوهو برای فرار از دوستپسر سابق و آزارگرش به توکیو پناه میبرد، اما پس از ردیابی شدن، در یک لحظه جنون او را به قتل میرساند. با ناپدید شدن ناگهانی و مرموز جسد، او وارد بازی هولناکی میشود تا بفهمد چه کسی و با چه هدفی این جنایت را پنهان کرده است.
خلاصه داستان: پس از نجات یافتن از یک زلزله سهمگین در منطقه نوتو، کاناده سالها بعد برای جبران لطف نجاتدهندهاش بازمیگردد و دعوت او را برای اجرای یک برنامه رادیویی امدادرسانی میپذیرد. او به همراه تیمی بیتجربه اما پرانرژی، تلاش میکند تا با وجود تمام چالشها، خنده و امید را به دل شنوندگان بازگرداند.
خلاصه داستان: ریکو، شیرینیپز مهربانی است که پس از پیدا شدن جسد همسر مفقودشدهاش، با پاپوش یک کارآگاه فاسد به اتهام قتل دستگیر میشود. او برای اثبات بیگناهی و یافتن قاتل واقعی، تصمیمی جنونآمیز میگیرد؛ تغییر چهره به شکل همان کارآگاه فاسد و آغاز یک بازی خطرناک برای کشف حقیقت.
خلاصه داستان: در سریال جذاب «پروژه لوکی»، با لوکی و لوریلی همراه شوید تا با حل پازلهای پیچیده و رمزگشایی از پروندههای مرموز، رازهای تاریک و پنهان در تالارهای دانشگاه کلرک را آشکار کنند. این اثر هیجانانگیز بر اساس مجموعه رمانهای وب پرطرفداری به همین نام اقتباس شده است.
خلاصه داستان: گائو شینگ دختری جوان است که به دلیل ظاهرش اغلب با پسرها اشتباه گرفته میشود. او برای پرداخت بدهیهای خانواده و دنبال کردن رویای پدر مرحومش، هویت خود را پنهان میکند تا در کافهای که فقط کارکنان مرد را استخدام میکند مشغول به کار شود. این تصمیم او را وارد مسیر چالشبرانگیز و ماجراهایی غیرمنتظره میکند.
خلاصه داستان: در شیبویای سال ۱۹۸۴، یک کارگردان تئاتر جوان و طردشده به تئاتر مرموز و متروک WS پناه میبرد. او در این مسیر تاریک تلاش میکند تا اشتیاق از دست رفتهاش را دوباره زنده کند، اما آیا رویاهایش به حقیقت میپیوندند یا برای همیشه خاکستر خواهند شد؟
خلاصه داستان: داستان عشق پنهان دو پزشک جوان به نامهای تانگ یوجیا و شن خه که با وجود ازدواج مخفیانه، با مخالفت شدید پدر تانگ و اصرار او به یک ازدواج اجباری روبرو میشوند. حالا این زوج عاشق باید در میان فشارهای سنگین کاری، خانوادگی و زندگی شخصی، برای نجات رابطه خود بجنگند.
خلاصه داستان: کریسوی اِیجی، حسابدار رسمی که آرزوی همکاری با پدرش را دارد، پس از یک شکست بزرگ دچار ناامیدی میشود. اما ملاقات غیرمنتظره او با یک مالک اسب ثروتمند به نام سانو کوزو، او را وارد دنیای پرشور مسابقات اسبدوانی کرده و مسیر زندگیاش را در روایتی حماسی از وفاداری و پیوندهای خانوادگی دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: شیباتا ایچیها با رویای سردبیری یک مجله مد وارد دنیای نشر میشود، اما با تعطیلی ناگهانی مجله، رویاهایش نقش بر آب میشود. زندگی یکنواخت او در بخش سبک زندگی زمانی دگرگون میشود که با مدل کاریزماتیک و مغروری به نام هایزاوا آریا ملاقات میکند و مسئول راهاندازی ستون مشاوره عشق او میشود.