خلاصه داستان: دو برادر کامیوندار برای ساختن کسبوکاری مستقل در جادههای پرخطر تلاش میکنند؛ اما پس از حادثهای تلخ، یکی از آنها گرفتار توطئهای جنایی میشود و باید بیگناهیاش را ثابت کند.
خلاصه داستان: فرانک جیمز پس از آنکه قاتلان برادرش جسی با عفو آزاد میشوند، برای گرفتن انتقام دوباره اسلحه به دست میگیرد. اما وقتی به قتل کارمند یک دفتر پست متهم میشود، خبرنگاری جوان میکوشد حقیقت را آشکار کند.
خلاصه داستان: با به قدرت رسیدن هیتلر، خانوادهٔ پروفسور روت در دهکدهای کوهستانی از هم میپاشد؛ پسران ناتنیاش به نازیها میپیوندند و او بهخاطر باورهایش گرفتار آزار و تعقیب میشود. دخترش فریا و دوستش مارتین برای گریز از رژیم، راهی سفری خطرناک به سوی آزادی میشوند.
خلاصه داستان: در روزهای آغازین جنگ جهانی دوم، خدمه کشتی باری گلنکرین با محمولهای خطرناک راهی انگلستان میشوند. در دل دریا، میان تنهایی و تهدید حملههای دشمن، دوستی و وفاداریشان بارها به آزمون گذاشته میشود.
خلاصه داستان: اگبرت سوزه، مردی تنبل و دائمالخمر، بر اثر اتفاقی جلوی یک سرقت بانکی را میگیرد و بهعنوان نگهبان بانک استخدام میشود. اما وقتی با نقشهای برای ثروتمند شدن، داماد آیندهاش را به دردسر میاندازد، ماجراهای پرهرجومرج و خندهداری آغاز میشود.
خلاصه داستان: در روستایی در پرووانس، نانوای تازهوارد پس از فرار همسرش با چوپانی جوان، از شدت اندوه دست از پختن نان میکشد. اهالی که نان روزانهشان را از دست دادهاند، اختلافها را کنار میگذارند تا همسر نانوا را پیدا کنند و شادی را به روستا بازگردانند.
خلاصه داستان: مایکل، خبرنگاری که با شهادتش مردی را به مرگ محکوم کرده، به بیگناهی او شک میکند؛ وقتی همسایهاش به قتل میرسد، خودش مظنون میشود و نامزدش جین برای یافتن قاتل مرموز دست به تحقیق میزند.
خلاصه داستان: وکیل دادستانی که پرونده دزدیِ لی را پیگیری میکند، دلش نمیآید او تعطیلات کریسمس را در زندان بگذراند و برایش وثیقه میگذارد. سفر مشترکشان به زادگاه لی و مزرعه خانوادگی جان، میانشان عشقی میرویاند؛ اما با بازگشت به دادگاه، هر دو باید با پیامدهای انتخابشان روبهرو شوند.
خلاصه داستان: با ورود دو خواستگار ثروتمند به همسایگی خانواده بنت، الیزابت با آقای دارسیِ مغرور روبهرو میشود؛ قضاوتهای نادرست و سوءتفاهمها میانشان دیواری میسازد. اما با آشکار شدن حقیقت، دلخوری جای خود را به درکی تازه و عشقی غیرمنتظره میدهد.
خلاصه داستان: ژپتو آرزو میکند عروسک چوبیاش، پینوکیو، پسری واقعی شود؛ پری آبی او را زنده میکند، اما برای رسیدن به آرزویش باید شجاعت، راستگویی و ازخودگذشتگی را بیاموزد. با راهنمایی جیرجیرک جیمینی، پینوکیو ماجراجوییهایی پرخطر را پشت سر میگذارد تا پدرش را نجات دهد.