خلاصه داستان: برایان مکلین، خلبانی جسور و قانونگریز در شمال کانادا، با آغاز جنگ جهانی دوم به همراه دوستانش به نیروی هوایی میپیوندد. در آسمانهای خطرناک جنگ، رقابت و غرورش جای خود را به رفاقت، وظیفهشناسی و فداکاری میدهد.
خلاصه داستان: قمارباز برادوی، «گلاوز» دوناهیو، پس از قتل نانوای محبوبش و آشنایی با خوانندهای مرموز، سرنخی از توطئهای نازیستی پیدا میکند. او و دارودستهاش در ماجرایی پرتعقیبوگریز و آمیخته به طنز، برای خنثیکردن نقشه خرابکاران دستبهکار میشوند.
خلاصه داستان: استن و اولی، دو ولگرد سادهدل، برای رساندن تابوتی به سفری پرماجرا میروند؛ اما جابهجایی آن با صندوق شعبدهباز، آنها را ناخواسته میان تبهکاران و ماجرایی پر از سوءتفاهم گرفتار میکند.
خلاصه داستان: پس از غرقشدن زیردریایی آلمانیشان در خلیج هادسون، شش ملوان نازی در کانادا سرگردان میشوند و برای گریز از دستگیری، راهی مرز آمریکا میگردند. در این سفر پرمخاطره، برخوردشان با مردم گوناگون کانادا، باورهایشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در بوئنوسآیرس، رقصندهای آمریکایی ناخواسته دل دختر یک خانواده ثروتمند را میبرد؛ پدری که میخواهد دخترانش به ترتیب ازدواج کنند، میکوشد این عشق تازه را به شیوهای عجیب مدیریت کند. میان نامههای عاشقانه، سوءتفاهمها و رقصهای تماشایی، رابطهای شیرین شکل میگیرد.
خلاصه داستان: پل مَدویگ، رئیس بانفوذ و تبهکار شهر، از نامزدی فرمانداریِ رالف هنری حمایت میکند و دل به دخترش، جنت، میبازد؛ اما وقتی پسر هنری به قتل میرسد، پل مظنون اصلی میشود. اد بومون، دوست وفادار پل، میان وفاداری و حقیقت گرفتار میشود و برای کشف توطئهای از سیاستمداران و گانگسترها قدم به دل ماجرا میگذارد.
خلاصه داستان: پس از سالها، مککنزی اسکات از زندان عفو میشود، اما همسرش از قبل با مرد دیگری درگیر است. با این وجود، او به صورت ناشناس به شهر خانواده اش سفر می کند. او در آنجا با دخترش ویکتوریا دوست می شود که نمی شناسد...
خلاصه داستان: داستان زنی مصمم است که به عشقی دیرینه پایبند میماند، حتی زمانی که مرد محبوبش به ناحق گرفتار زندان میشود و زندگی هر دوی آنها زیر و رو میگردد.
خلاصه داستان: ایزابل، یک زن جوان و زیبا، به نیویورک میآید تا با برادر خویش برادر که در شهر زندگی میکند، دوباره دیدار کند. او به زودی با آرش، یک مرد جذاب آشنا میشود و عشقی عمیق میان آنها شکل میگیرد. اما ایزابل نه تنها از گذشتهای مرموز برخوردار است، بلکه از یک لعنت خانوادگی هم رنج میبرد که او را به یک موجود خطرناک تبدیل میکند. با بالا رفتن حساسیتهای جنسیاش، خطر تبدیل شدن به یک پلنگ خشمگین و خطرناک نیز افزایش مییابد.