خلاصه داستان: نویسندهای جوان در پی زنی مرموز راهی کازینویی در ویسبادن میشود و برای نوشتن درباره قماربازان، پا به دنیای پرزرقوبرق شرطبندی میگذارد. اما عشق و وسوسه قمار، او را نیز به گرداب اعتیاد و تباهی میکشاند.
خلاصه داستان: رامیرو، پدر ثروتمندی که پس از مرگ همسرش به خوشگذرانی و نوشیدن پناه برده، میفهمد خانوادهاش از او سوءاستفاده میکنند. برادرش با وانمود کردن به ورشکستگی، نقشهای میچیند تا همه را وادار کند روی پای خود بایستند؛ اما این بازی پیامدهای پیشبینینشدهای دارد.
خلاصه داستان: مامور فدرال ریگبی برای پیگیری قاچاق موتورهای هواپیما به جزیرهای در آمریکای مرکزی میرود، اما دلباختن به همسرِ مظنون اصلی، مأموریتش را پیچیده میکند. وقتی تبهکاران با رشوه میکوشند او را از حقیقت دور کنند، ریگبی باید میان عشق و وظیفه یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: ستوان هالیدی که به دزدیدن حقوق سربازان متهم شده، برای یافتن دزد واقعی راهی مکزیک میشود؛ در تعقیبی پرپیچوخم، با زنی هممسیر میشود که او نیز از همان کلاهبردار طلبکار است. اما مأموران و رازهای پنهان، این تعقیب را به بازی خطرناکی از سوءظن و خیانت بدل میکنند.
خلاصه داستان: راهنمای شکارچیای که پس از شکنجه و متهمشدن به سرقت الماسها بازمیگردد تا گنج پنهان را پس بگیرد، اما نقشههای صاحب معدن و زنی مرموز راه را پر از خطر و خیانت میکند. در دل بیابان، او باید میان ثروت و عشقی غیرمنتظره یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: میتسوکو، کارآموز جوان تئاتر، میان مردی ثروتمند و دانشجویی بیپول گرفتار میشود؛ رابطهای پرآشوب که بهتدریج زندگی هر سه را به سوی فروپاشی میکشاند.
خلاصه داستان: گروه مارکس به هنرمندان جوانی کمک میکنند تا نمایش موزیکالشان را روی صحنه ببرند؛ اما وقتی هارپو ناخواسته قوطی ساردینِ حاوی الماسهای سلطنتی را میدزدد، ماجرا به تعقیبوگریزی خندهدار با دزدان جواهرات تبدیل میشود.
خلاصه داستان: اندرو مورتون، وکیلی برخاسته از محلههای فقیرنشین، دفاع از نیک رومانو را میپذیرد؛ جوانی متهم به قتل یک پلیس. او در دادگاه، با بازگویی گذشتهٔ پررنج نیک، میکوشد نشان دهد چگونه فقر و بیعدالتی مسیر زندگی او را شکل دادهاند.
خلاصه داستان: قاضی جوانی به روستایی در سیسیل میرسد که زیر سلطه مافیا و سران فاسد گرفتار است. او با پایبندی به قانون میکوشد نظم و عدالت را برقرار کند، اما مقاومت قدرتمندان راه را برایش دشوار میسازد.
خلاصه داستان: در شیکاگوی اوایل قرن بیستم، ورونیکا و اندرو در یک فروشگاه موسیقی همکارند و مدام با هم اختلاف دارند؛ غافل از اینکه هر دو در نامههای بینام، دلباختهٔ یکدیگر شدهاند. این کمدی موزیکال شیرین، ماجرای کشف هویت و شکوفایی عشق میان آنهاست.