خلاصه داستان: جک فلاورز، یک مهاجم آمریکایی در اوایل دهه 1970 سنگاپور، رویای ثروتمند شدن با اداره یک فاحشه خانه و بازگشت به ایالات متحده برای زندگی لوکس را در سر می پروراند.
خلاصه داستان: یک فیلمساز جاهطلب تصمیم میگیرد زندگی روزمره یک خانواده معمولی را به صورت شبانهروزی ثبت کند. اما نظارت مداوم دوربینها خیلی زود روابط این خانواده را به فروپاشی و بحرانی کابوسوار میکشاند تا جایی که همه چیز به شکلی تکاندهنده از کنترل خارج میشود.
خلاصه داستان: «راتاتاپلان» یک کمدی کلاسیک ایتالیایی درباره مهندس جوان و خلاقی به نام کولومبو است که پس از ناکامی در مصاحبه شغلی، در یک چایخانه مشغول به کار میشود. او تصمیم میگیرد با ساخت یک ربات عجیب به عشق زندگیاش برسد، اما این اقدام او را وارد ماجراهایی غیرمنتظره و خندهدار میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی آخرالزمانی و یخزده، یک شکارچی به نام «اسکس» وارد شهری روبهزوال میشود که ساکنان آن برای فرار از ناامیدی، درگیر بازی مرگباری به نام «کوینتیت» شدهاند. در این مسابقه بیرحمانه، مرز میان زندگی و مرگ بسیار باریک است و تنها برنده نهایی، شانس زنده ماندن در این سرزمین ویران را خواهد داشت.
خلاصه داستان: این فیلم اپیزودیک و حماسی، روایتی دیدنی از تاریخ، فرهنگ و زندگی مردم مکزیک را از تمدن باشکوه مایا تا روزهای پرشور انقلاب به تصویر میکشد. این اثر باشکوه که پروژه ناتمام سرگئی ایزنشتاین بود، سالها بعد بر اساس یادداشتهای باقیمانده از او بازسازی و تدوین شد.
خلاصه داستان: جیمی کوپر از کار بن بست خود و والدین کارگر خود متنفر است. او به دنبال تسلی خاطر با گروه مددکاران، اسکوتر سواری و مواد مخدر خود است، اما ناامید می شود.
خلاصه داستان: فیلم «اگرو» بر اساس یک داستان واقعی، عملیات پیچیده و جنجالی چهار عضو گروه ETA برای ترور نخستوزیر اسپانیا در دوران دیکتاتوری فرانکو را روایت میکند. آنها با حفر تونلی زیر خیابان و بمبگذاری، تلاش میکنند تا مانع تداوم این حکومت دیکتاتوری شوند.
خلاصه داستان: جاناتان هارکر برای معامله املاک به قلعه کنت دراکولا در ترانسیوانیا سفر میکند، اما دراکولا با دیدن تصویر همسر او، لوسی، شیفتهاش شده و طاعون و مرگ را با خود به شهر میآورد. لوسی برای نجات شهر دست به فداکاری میزند تا هیولا را در سپیدهدم نابود کند، غافل از آنکه سرنوشت تاریکتری در انتظار همسرش است.
خلاصه داستان: نورما ری، زن کارگر یک کارخانه نساجی، پس از آشنایی با یک فعال حقوق کارگران تصمیم میگیرد علیه شرایط دشوار کاری ایستادگی کند. او با وجود فشارهای خانواده، تهدید کارفرما و بازداشت، شجاعانه رهبری جنبشی را برای تشکیل اتحادیه کارگری به دست میگیرد و همکارانش را متحد میسازد.