خلاصه داستان: این فیلم ترسناک کلاسیک محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی استوارت روزنبرگ، بر اساس داستان واقعی خانواده لاتز ساخته شده است. جیمز برولین و مارگو کیدر در نقش جورج و کتی لاتز، زوجی هستند که به همراه سه فرزندشان به خانهای بزرگ و زیبا در آمیتیویل نیویورک نقل مکان میکنند. این خانه قیمت بسیار پایینی دارد زیرا یک سال قبل، رونالد دفئو در آنجا شش نفر از اعضای خانواده خود را به قتل رسانده است. به زودی، اتفاقات ماوراءالطبیعه و وحشتناکی در خانه رخ میدهد: صدای عجیب و غریب، بوی تعفن، حمله دستهجمعی مگسها و حضور روحی شیطانی که جورج را تحت تأثیر قرار میدهد. کشیشی به نام پدر رایلی (راد استایگر) برای انجام مراسم تطهیر به خانه میآید، اما نیروهای شیطانی او را نیز هدف قرار میدهند. خانواده لاتز به تدریج متوجه میشوند که این خانه توسط نیروهای اهریمنی تسخیر شده و باید هرچه سریعتر از آنجا فرار کنند.
خلاصه داستان: مأمور پلیس و موجودات فرازمینی (۱۹۸۲) به کارگردانی ژان ژیرو و با بازی لویی دو فونس، میشل گالابرو و موریس ریچ در نقش مأموران پلیس، ادامه ماجراهای سرجوخه کروشو را روایت میکند که این بار با موجوداتی فضایی به شکل راهبه مواجه میشوند. این موجودات فرازمینی که قادر به تغییر شکل هستند، برای یافتن آب دریا که سوخت سفینهشان است به زمین آمدهاند و در صومعهای در سن-تروپه پناه میگیرند. کروشو و همکارانش ابتدا متوجه حضور آنها نمیشوند، اما به تدریج با رفتارهای عجیب و غریب این راهبهها و اتفاقات غیرعادی در شهر، به ماهیت واقعی آنها پی میبرند و مأموریت مییابند تا این مهمانان ناخوانده را شناسایی و با آنها برخورد کنند. در این میان، دختر کروشو نیز که برای دیدار پدرش به سن-تروپه آمده، ناخواسته درگیر این ماجرا میشود و کروشو باید ضمن حفظ امنیت شهروندان، به ویژه خانواده خود، این معما را حل کند.
خلاصه داستان: ماجراهای دختری یتیم و پرانرژی به نام آن شرلی در جزیره پرنس ادوارد کانادا در اوایل قرن بیستم را روایت میکند. متیو و ماریللا کاتبرت، خواهر و برادری میانسال که قصد داشتند پسری را از پرورشگاه به فرزندخواندگی بگیرند تا در کارهای مزرعه سبزگابلز به آنها کمک کند، به اشتباه آن شرلی ۱۱ ساله را دریافت میکنند. آن با خیالپردازیهای غنی، موهای قرمز و شخصیت شاداب خود به تدریج دل این زوج سختگیر را نرم کرده و زندگی آنها را متحول میسازد. این سریال که بر اساس رمان معروف لوسی ماد مونتگومری ساخته شده، داستانی دلنشین از پذیرش، عشق و رشد شخصی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی سینمایی به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و محصول سال ۱۹۷۹، داستان سفر کاپیتان بنجامین ویلارد (با بازی مارتین شین) را روایت میکند که مأموریت یافته تا به قلب جنگلهای ویتنام نفوذ کرده و سرهنگ والتر کورتز (با بازی مارلون براندو)، افسر آمریکایی که دچار جنون شده و ارتشی شخصی از بومیان را رهبری میکند، به قتل برساند. این سفر پرخطر که با قایق در امتداد رودخانه انجام میشود، ویلارد را به مواجهه با وحشتهای جنگ ویتنام و تاریکیهای نهفته در روح انسان میکشاند. فیلم با بازیهای درخشان رابرت دووال، دنیس هاپر و لارنس فیشبورن، تصویری تکاندهنده و فراموشنشدنی از جنگ و تأثیرات ویرانگر آن بر روان انسان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: یک کارمند دانشگاهی میانسال به نام آندری در سن پترزبورگ زندگی میکند که نمیتواند در مقابل زنان مقاومت کند و درگیر یک رابطه عاشقانه با مترجم خود شده است. این وضعیت زندگی او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی شخصی و خانوادگیاش میشود. فیلم «ماراتن پاییزی» محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی گئورگی دانلیا، با بازی اولگ باسیلاشویلی، ناتالیا گونداروا و مارینا نیلوا، داستان مردی را روایت میکند که در میانسالی با بحران هویت و انتخابهای زندگی خود روبرو شده و تلاش میکند تا از عهده پیامدهای تصمیماتش برآید.
خلاصه داستان: فیلم «بودن آنجا» (Being There) محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی هال اشبی و با بازی درخشان پیتر سلرز، داستان مرد سادهلوحی به نام چنس را روایت میکند که تمام عمرش را در خانهی ارباب ثروتمندش محبوس بوده و تنها ارتباطش با دنیای خارج، تلویزیون است. پس از مرگ اربابش، چنس ناگهان خود را در خیابانهای واشنگتن دیسی مییابد و به طور تصادفی با خانوادهی بانفوذی آشنا میشود. رفتار آرام و گفتار مرموز او که مملو از اشارات تلویزیونی است، توسط سیاستمداران و رسانهها به عنوان نبوغی عمیق و فلسفی تفسیر میشود و او را به سرعت به چهرهای ملی تبدیل میکند. این کمدی سیاه هوشمندانه، طنزی تلخ از رسانه، سیاست و جامعهی مدرن را به تصویر میکشد و با نگاهی کنایهآمیز، پوچی و سطحیگرایی دنیای سیاست را به چالش میکشد. بازی پیتر سلرز در نقش چنس، یکی از ماندگارترین نقشآفرینیهای تاریخ سینماست که فیلم را به شاهکاری بیزمان تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۱ میلادی، یک زیردریایی ژاپنی به فرماندهی کاپیتان میتسورو فوجی پس از حمله به پرل هاربر، به ساحل کالیفرنیا نزدیک میشود و قصد حمله به هالیوود را دارد. در همین حال، ارتش آمریکا در وضعیت هرج و مرج و وحشت قرار دارد و سربازی به نام ویلد بیل کلوکووسکی به همراه جوادرانش در تلاش برای دفاع از شهر هستند. در این میان، شخصیتهای مختلفی از جمله یک خلبان بیمهارت، یک ستوان بدشانس، یک زوج جوان که برای اولین قرار خود به پارک آمusement Park رفتهاند، و یک شهروند آمریکایی-ژاپنی که مورد سوء ظن قرار گرفته، درگیر این ماجرای پرهیاهو میشوند. استیون اسپیلبرگ در این کمدی جنگی پرسرعت و پرزرق و برق، با بازیگرانی چون دن آیکروید، نِد بیتی، جان بلوشی، توشیرو میفونه و رابرت استک، لحظات خندهدار و آشوبگری را به تصویر میکشد که در شب ۱۳ دسامبر ۱۹۴۱ در لس آنجلس رخ میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «من طرفدار اسب آبی هستم» (I'm for the Hippopotamus) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مائوریتسیو زاکارو است که در آن پائولو کویلیو، نویسنده مشهور برزیلی، در نقش خودش ظاهر میشود. این فیلم کمدی-درام روایتگر داستان پسر نوجوانی به نام لوکا است که در یک مدرسه شبانهروزی در ایتالیا تحصیل میکند و با مشکلات عاطفی و خانوادگی دست و پنجه نرم میکند. لوکا که به تازگی مادرش را از دست داده، با پدرش رابطهای سرد دارد و در مدرسه نیز مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. او برای فرار از واقعیت، داستانهای تخیلی میسازد و در این مسیر با پائولو کویلیو آشنا میشود که به او کمک میکند تا با استفاده از قدرت کلمات و تخیل، بر مشکلاتش غلبه کند. این فیلم با بازی الکساندرو گاسمان، روبرتو چیروتی و جولیا زورزولی، داستانی الهامبخش درباره قدرت ادبیات و اهمیت امید در زندگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم «کالیگولا» محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی تینتو براس و با بازی مالکوم مکداول، تریسا آن ساووی، هلن میرن، پیتر اوستینوف و جان گیلگود، زندگی امپراتور روم باستان، کالیگولا، را به تصویر میکشد. این فیلم روایتی بیپروا و بیپرده از زندگی پرحاشیه و جنونآمیز این امپراتور جوان است که پس از به دست گرفتن قدرت، به موجودی سادیستی و خونریز تبدیل میشود. داستان به کاوش در فساد، شهوت، خشونت و قدرت مطلق میپردازد و صحنههایی صریح و بحثبرانگیز از زندگی خصوصی و حکومت وحشیانه او را به نمایش میگذارد. این اثر که در زمان خود به دلیل محتوای صریح جنسی و خشونت بارش جنجالهای فراوانی به پا کرد، به عنوان یکی از بحثبرانگیزترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: کنت دراکولا، خونآشام افسانهای که در قلعهای تاریک در ترانسیلوانیا زندگی میکند، با وکیلی انگلیسی به نام جاناتان هارکر ملاقات میکند. دراکولا که تشنه خون و قدرت است، پس از آشنایی با عکس نامزد جاناتان، مینا، تصمیم میگیرد به انگلستان سفر کند تا بر زندگی او و اطرافیانش تسلط یابد. او با انتقال خود به لندن، وحشت و مرگ را به همراه میآورد و گروهی از افراد به رهبری پروفسور ون هلسینگ برای نجات مینا و مقابله با این شر باستانی متحد میشوند. این فیلم کلاسیک ترسناک به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و با بازیگری گری اولدمن در نقش دراکولا، وینونا رایدر در نقش مینا، آنتونی هاپکینز در نقش ون هلسینگ و کینو ریوز در نقش جاناتان هارکر، داستانی از عشق، وسوسه و نبرد بین نور و تاریکی را به تصویر میکشد.