خلاصه داستان: داستان فیلم «پسر دختری را میبیند» (Boy Meets Girl) در سال 2014 به کارگردانی اریک شفر با بازی مایکل ویلکاکس، دنیل برایانت و دیوید مککنزی روایت میشود. این فیلم داستان یک زن ترنسجندر به نام رافائلا را دنبال میکند که در یک شهر کوچک کنتاکی زندگی میکند و رویای تبدیل شدن به یک طراح مد در پاریس را در سر میپروراند. زندگی او زمانی پیچیده میشود که با یک زوج جوان که به تازگی نامزد کردهاند آشنا میشود و رابطهای عاشقانه و پیچیده بین آنها شکل میگیرد که به بررسی مسائل هویت، عشق و جنسیت میپردازد.
خلاصه داستان: تیمی از جاسوسان در سال 1981، در آستانه سقوط دیوار برلین، در یک خانه امن در آلمان شرقی گرد هم میآیند تا یک عملیات پیچیده را ترتیب دهند. اما وقتی یکی از اعضای تیم به نام تام، با اطلاعاتی مبنی بر وجود جاسوس دوگانه در میان آنها باز میگردد، اعتماد میان اعضای گروه از بین میرود و تبدیل به یک جنگ روانی ویرانگر میشود که در آن هیچکس از دست دیگری در امان نیست. این فیلم به کارگردانی زلیکو مونیچ و با بازیگرانی چون لوئیس گارل، تیل شوایگر و جان مالکوویچ، تنش و پارانویای حاکم بر جهان جاسوسی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بچههای ذرت» داستان زوج جوانی به نامهای ویکی و برت را روایت میکند که در سفر جادهای خود بهطور اتفاقی در یک روستای کوچک و متروکه در نبراسکا به نام گاتلین متوقف میشوند. آنها خیلی زود درمییابند که این روستا توسط فرقهای از کودکان به رهبری پسری به نام آیزاک که خود را نماینده خدا میداند، تسخیر شده و تمام بزرگسالان را قربانی کردهاند. اکنون، ویکی و برت باید برای زنده ماندن در برابر این کودکان شیطانی که قصد دارند آنها را نیز قربانی کنند، بجنگند.
خلاصه داستان: فیلم «بدننما» (Body Double) به کارگردانی برایان دی پالما در سال 1984 ساخته شده است. در این فیلم، بازیگران اصلی کریگ واسون، جرالدین پرووای و دیوید اسکارلیک به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره یک بازیگر جوان و ناشی به نام جیکوب (کریگ واسون) است که برای فیلمبرداری از یک خانهی مدرن در لسآنجلس، به عنوان بدننما (دابل) استخدام میشود. او در آنجا با صاحبخانهی جذاب و عجیبغریبی به نام سام (جرالدین پرووای) آشنا میشود و درگیر یک رابطهی عاشقانهی پرتنش میشود. جیکوب که به شدت تحت تأثیر فیلمهای هیچکاک قرار دارد، به دلیل وسواسهایش نسبت به سام، خود را در یک معمای پیچیدهی قتل و جاسوسی میبیند که در آن مرز بین واقعیت و خیال به طرز خطرناکی محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «گناهان عشق» (Crimes of Passion) به کارگردانی کن راسل در سال 1984 ساخته شده است. در این فیلم بازیگرانی چون کاتلین ترنر در نقش جوآنا کرین، آنتونی هاپکینز در نقش پدر پیتر شاین و جان لاسیتر در نقش بابی گریفیز به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم درباره یک زن تاجر موفق به نام جوآنا کرین است که در زندگی شخصی خود دچار رکود شده و به دنبال هیجان و معنای بیشتری در زندگی است. او در این مسیر با یک کشیش کاتولیک به نام پدر پیتر شاین آشنا میشود که برای نجات روحیهی او تلاش میکند، اما در عین حال خود او نیز درگیر عشق و شهوت میشود. در همین حال، یک قاتل سریالی به نام بابی گریفیز در حال تاخت و تاز است و سرنوشت این سه نهایتاً به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: یکشنبهای در حومه شهر، فیلمی به کارگردانی برتولوچی در سال ۱۹۸۴ است. داستان درباره یک نقاش مسن به نام آقای لانگوی است که در حومه پاریس زندگی میکند. او یکشنبهای دلانگیز را در کنار خانوادهاش میگذراند، اما با مرور خاطرات و نگاه به گذشته، تلخیهای زندگی و روابط پیچیدهاش با همسر و فرزندانش را تجربه میکند. این فیلم به کاوش در مسائلی چون پیری، حسرت و جستجوی معنا در زندگی میپردازد.
خلاصه داستان: یک تابستان در خانه پدربزرگ فیلمی به کارگردانی هو شیائو-شیان در سال ۱۹۸۴ است که داستان دو کودک به نامهای چینگ و چانگ را روایت میکند که برای گذراندن تعطیلات تابستانی به خانه پدربزرگ و مادربزرگ خود در روستایی دورافتاده میروند. در این فیلم، بازیگرانی چون یانگ لی-هونگ، چن تینگ و وانگ جین-شیان به ایفای نقش پرداختهاند و تجربهای نوستالژیک و خاطرهانگیز از کودکی، طبیعت و روابط خانوادگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارگردان تئاتر باتجربه به نام هنریک وُگل در حال آمادهسازی نمایشی جدید از نمایشنامهٔ «کالیگولا» اثر آلبر کامو است. پس از پایان تمرین، او در سالن خالی تئاتر مینشیند و به بازنگری زندگی شخصی و هنری خود میپردازد. در این هنگام، دو زن که نقشهایی در زندگی و کار او داشتهاند، یکی بازیگری جوان به نام آنا و دیگری معشوقهٔ سابق و همکارش راکِل، به تدریج وارد صحنه میشوند و گفتوگوهایی عمیق و متأملانه را با او آغاز میکنند. این گفتوگوها مرز میان واقعیت و تئاتر را کمرنگ میکنند و هنریک را با انتخابها، عشقها و از دستدادنهایش روبرو میسازند. اینگمار برگمان، کارگردان شهیر سوئدی، در سال ۱۹۸۴ این فیلم تلویزیونی را ساخت و ارلاند یوسفسون، اینگرید تولین و لنا اولین در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختند. «پس از تمرین» اثری درونگرا و فلسفی است که به رابطهٔ پیچیدهٔ هنر و زندگی، گذر زمان و تنهایی انسان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم "سادگی خونین" (۱۹۸۴) به کارگردانی برادران کوئن، اولین تجربه سینمایی این کارگردانان مشهور است که با بازی فرانسیس مکدورمند، جان گت، دن هدایا و ام. امت والش، داستانی تاریک و پیچیده از خیانت و انتقام را روایت میکند. داستان حول محور یک مالک بار حسود به نام جولیان مارتی (دن هدایا) میگردد که پس از کشف خیانت همسرش ابی (فرانسیس مکدورمند) با یکی از کارمندانش به نام ری (جان گت)، تصمیم میگیرد از یک کارآگاه خصوصی (ام. امت والش) برای کشتن این دو استفاده کند. اما نقشهها به سرعت از هم میپاشند و یک سری سوءتفاهمهای مرگبار و قتلهای زنجیرهای آغاز میشود که هیچکس نمیتواند از آن جان سالم به در ببرد. این فیلم با فضاسازی نفسگیر، دیالوگهای هوشمندانه و تعلیق بینظیر، سبک منحصر به فرد برادران کوئن را معرفی کرد که در آن سرنوشت شخصیتها با شوخیهای تلخ و تصادفهای شوم رقم میخورد.
خلاصه داستان: توماس کارتر، یک وکیل جوان و بلندپرواز، پس از ترک شغلش در یک شرکت حقوقی بزرگ، به زادگاهش در نیواورلئان بازمیگردد تا به مادرش آنجلا، که به تازگی دچار سکته مغزی شده، کمک کند. او متوجه میشود که مادرش، یک روانشناس برجسته، در حال درمان مردی مرموز به نام بن است که از یک آسیب روحی عمیق رنج میبرد. بن که توسط همسرش ترک شده، به تدریج با آنجلا ارتباط نزدیکی برقرار میکند و توماس را نگران میکند. با وخیمتر شدن وضعیت سلامتی آنجلا، توماس مجبور میشود مسئولیت مراقبت از بن را بر عهده بگیرد و در این مسیر، رازهای تاریک گذشته بن و ارتباط شوکهکنندهی او با خانواده خودش را کشف میکند. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی فیلیس نیکی کارتر و با بازی متیو مککانهی، آلیس براگا و جان کازاله است که مخاطب را در یک سفر عاطفی عمیق و پرتنش غرق میکند.