خلاصه داستان: فیلم کمدی و نوجوانانه G.B.F. داستان «تانر» را روایت میکند که پس از آشکار شدن هویتش، به عنوان «بهترین دوست همجنسگرای» سه دختر محبوب و رقیب در مدرسه انتخاب میشود؛ موضوعی که او را ناخواسته وارد رقابتهای اجتماعی پیچیده، ماجراهای کمدی و مسیر رشد شخصی میکند.
خلاصه داستان: این مستند جذاب، داستان شکلگیری و مسیر پرفرازونشیب گروه افسانهای پانک راک «دسندنتس» و پروژه جانبی آنها «آل» را به تصویر میکشد. فیلم با حضور چهرههای سرشناسی چون دیو گروهل، به بررسی تأثیر عمیق این گروه بر موسیقی پانک، چالشهای سلامتی اعضا و بازگشت دوباره آنها میپردازد.
خلاصه داستان: اوا، زنی مطلقه و ماساژور، با مردی مهربان به نام آلبرت وارد رابطهای عاطفی میشود؛ اما زمانی که متوجه میشود یکی از مشتریان جدیدش در واقع همسر سابق آلبرت است و رازهای ناخوشایندی از او فاش میکند، رابطه جدیدش در آستانه فروپاشی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: پس از سقوط یک هواپیمای حامل مواد مخدر در مرز آمریکا و کانادا، یک جنگلبان و مردی که به قصد انتقام به سراغ او آمده، در جزیرهای متروکه گیر میافتند. آنها برای بقا در برابر یک کارتل بیرحم مواد مخدر به رهبری مردی شرور، مجبور میشوند خصومت شخصی خود را کنار گذاشته و با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: بوبو، یک شعبدهباز موفق، با کابوسها و خاطرات ترسناک دوران کودکیاش درباره یک جادوگر مرگبار دستوپنجه نرم میکند. او در مرز باریک میان توهم و واقعیت متوجه میشود که همسرش همان جادوگر شیطانی است که قصد نابودی خانوادهاش را دارد و باید برای نجات آنها وارد نبردی تاریک شود.
خلاصه داستان: این مستند تکاندهنده به روایت جرمی اسکیل، روزنامهنگار تحقیقی، پرده از جنگهای مخفیانه و پنهان آمریکا در مبارزه با تروریسم برمیدارد. او با سفر به افغانستان، یمن و سومالی، ابعاد تاریک قتلعام غیرنظامیان و برنامههای ترور مخفیانه را فاش میکند که تنها به آتش نفرت دامن میزنند.
خلاصه داستان: آرمیدا میسرره، نخستین زن سرپرست زندان در ایتالیا، پس از قتل شریک زندگیاش توسط مافیا، شجاعانه در خطرناکترین زندانهای کشور به مبارزه با جرم و جنایت برمیخیزد. او در مسیر جستجوی عدالت با رنجی بیپایان روبرو میشود که سرانجام سرنوشت او را به سمتی تاریک و غمانگیز میکشاند.
خلاصه داستان: یک مادر فداکار و صاحب یک مسافرخانه که با مشکلات مالی شدید دستوپنجه نرم میکند، به همراه دخترش توسط یک جنایتکار نابینا به گروگان گرفته میشود. آنها مجبور میشوند برای پس گرفتن پولهای این تبهکار از یک پلیس فاسد همکاری کنند، اما این بازی خطرناک با خیانت و خونریزیهای متوالی همراه میشود.
خلاصه داستان: جلال و سرن پس از شش سال رابطه عاشقانه، به دلیل یک مشاجره ناگهانی و اشتباهی بزرگ از هم جدا میشوند. جلال که به زندگی آزادانه خود بازگشته، خیلی زود پشیمان شده و تلاش میکند تا دل سرن را دوباره به دست آورد، اما با قلبی شکسته و راهی دشوار روبرو میشود.