خلاصه داستان: کارآگاه بومی، جی سوان، برای حل پرونده قتل مرموز یک دختر نوجوان به زادگاهش بازمیگردد. او در مسیر تحقیقات خود با شبکهای تاریک از قاچاق مواد مخدر و فساد گسترده در میان پلیس محلی روبرو میشود که زندگی دختر خودش را نیز تهدید میکند. در
خلاصه داستان: پس از آنکه مادری به خیانت همسرش پی میبرد، در اقدامی هولناک برای انتقام، پسر خود را اخته میکند. با بازگشت مادر، زنجیرهای از رویدادهای تراژیک و بدون دیالوگ آغاز میشود که روابط میان اعضای این خانواده را به مرز جنون، رنج عاطفی و فروپاشی روانی میکشاند.
خلاصه داستان: هری ماندولا، ثروتمند با نفوذی است که قصد دارد زمینهای دهقانان را تصاحب کند. در این میان، دخترش بیجلی که در آستانه یک ازدواج مصلحتی و سیاسی است، عاشق ماترو، راننده و انقلابی مبارز روستا میشود؛ عشقی غیرمنتظره که مسیر عدالت و سرنوشت همه آنها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فرانک، مرد جوانی با اختلالات روانی شدید، پس از مرگ مادرش به قتل زنان و پوستکندن سر آنها برای تزیین مانکنهایش روی میآورد. زندگی او با ورود هنرمندی به نام آنا تغییر میکند، اما طوفان جنون و خشونت فرانک به این راحتی فروکش نخواهد کرد.
خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن دو دختر خردسال در یک کلبه جنگلی متروکه، آنها توسط موجودی ماوراءالطبیعه و مرموز به نام «ماما» بزرگ میشوند. سالها بعد، وقتی عموی بچهها آنها را پیدا کرده و به خانه میآورد، متوجه میشود که این نیروی تاریک و ترسناک همچنان همراه آنهاست و قصد رها کردنشان را ندارد.
خلاصه داستان: آلیسیا، یک توریست آمریکایی، برای ملاقات با سارا به شیلی سفر میکند؛ اما با رفتن ناگهانی سارا، او در یک جزیره دورافتاده با دوستانی غریبه تنها میماند. به تدریج، بیخوابی شدید و رفتارهای عجیب و مرموز اطرافیان، واقعیت زندگی آلیسیا را به یک کابوس بیدارکننده از مراسم باستانی و هیپنوتیزم تبدیل میکند.
خلاصه داستان: نیکیل، کارگر ساده یک سینما که از بیخوابی شدید رنج میبرد، با مصرف قرصی مرموز به نام «لوچیا» وارد رویاهایی شیرین میشود که در آنها یک بازیگر مشهور است. اما با درهمتنیده شدن مرز میان واقعیت و توهم، زندگی او به سمتی تاریک و پیچیده کشیده میشود که تشخیص حقیقت را غیرممکن میسازد.
خلاصه داستان: وارون، باستانشناس جوانی است که وارد زندگی یک زمیندار و دخترش پاکی میشود و دل او را میرباید؛ اما او در واقع سارقی حرفهای است که پس از سرقتی بزرگ ناپدید میشود. یک سال بعد، پاکی بیمار و دلشکسته بار دیگر با وارون روبرو میشود، اما اینبار وارون آماده است تا برای عشق و جبران گذشته، دست به فداکاری بزرگی بزند.