خلاصه داستان: یک مجرم خطرناک پس از زخمی شدن در درگیری با پلیس، به بیمارستان منتقل میشود. او با امتناع از درمان، تلاش میکند تا زمان بخرد تا همکارانش بتوانند او را فراری دهند؛ این امر بیمارستان را به میدان نبردی پر از تنش و هیجان میان پلیس و تبهکاران تبدیل میکند.
خلاصه داستان: داستان پسری ۱۲ ساله به نام جیاتا که در یک حکومت دیکتاتوری و سرکوبگر زندگی میکند. پس از دستگیری پدرش توسط دولت و متهم شدن خانوادهاش به خیانت، او سفری قهرمانانه و پرمخاطره را برای یافتن پدرش و مقابله با این رژیم بیرحم آغاز میکند.
خلاصه داستان: یک مادر رنجکشیده از اعتیاد و دختر نوجوانش در جادهای تاریک و خلوت، با هیولایی وحشتناک و بیرحم مواجه میشوند. آنها در میان تنشهای عمیق رابطهشان، باید برای بقا تلاش کنند و با استفاده از نور و آتش راهی برای نابودی این موجود ترسناک بیابند.
خلاصه داستان: رونی و پسرش برادن یک تور پیادهروی دیسکو را اداره میکنند، اما رونی شبها بدن خود را با چربی میپوشاند و به یک قاتل زنجیرهای معروف به «خناقکننده چرب» تبدیل میشود. با ورود زنی به نام جنت، رقابتی عجیب، مضحک و وحشیانه بین این پدر و پسر برای جلب توجه او آغاز میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۴، دو جوان آسیبدیده پس از فرار از یک آسایشگاه روانی، با عشقی جنونآمیز راهی سفری پر از خشونت میشوند. هدف نهایی آنها ترور الویس پریسلی، پادشاه راکانرول است، اما این مسیر سرنوشت شوم و متفاوتی را برایشان رقم میزند.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «لایلا»، دختر جوانی مبتلا به فلج مغزی است که برای تحصیل به نیویورک مهاجرت میکند. او در این سفر جدید، وارد مسیر پرفراز و نشیبی از کشف خود، هویت جنسی، عشق و استقلال شخصی میشود که زندگیاش را کاملاً دگرگون میکند.
خلاصه داستان: گروهی از دانشجویان پس از پایان امتحانات برای تفریح و استراحت به جنگل میروند. اما طولی نمیکشد که تفریحات آنها توجه یک هیولای مرموز و مرگبار را جلب میکند؛ موجودی وحشتناک که آنها را یکی پس از دیگری شکار میکند و بقایشان را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: روبی، یک طراح اسباببازی چینی-آمریکایی، در سفر کاری خود به هنگکنگ با جاش، یک مهاجر آمریکایی آشنا میشود. پیادهروی و گفتگوهای شبانه آنها در خیابانهای پرجنبوجوش شهر، جرقه رابطهای عمیق را میزند؛ پیوندی غیرمنتظره که با وجود تعهدات قبلی هر دو، آنها را در دوراهی سختی قرار میدهد.
خلاصه داستان: ویرجینی یک زن جوان و اسکورت سطح بالا در لندن است که زندگی مستقل و آرامی را برای خود ساخته است. اما زمانی که او با مردی مرموز به نام روپرت آشنا و عاشق او میشود، وارد مسیر خطرناکی از دنیای زیرزمینی و تلاش برای رهایی از گذشتهاش میگردد.