خلاصه داستان: فیلم «مارسل صدف کفشپوش» یک کمدی-درام انیمیشن-لایواکشن به کارگردانی دین فلیشر-کمپ و نویسندگی مشترک فلیشر-کمپ، جنی اسلیت و نیک پالومبو است که بر اساس مجموعه ویدیوهای کوتاه یوتیوب ساخته شده و در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ توسط A24 منتشر شد. داستان درباره مارسل (با صدای جنی اسلیت)، صدفی کوچک با کفشهای صورتی و یک چشم، است که با مادربزرگش کانی (ایزابلا روسلینی) در خانهای زندگی میکند که توسط دین (فلیشر-کمپ)، مستندسازی که پس از جدایی به آنجا نقل مکان کرده، اجاره شده است. دین زندگی ساده مارسل را فیلمبرداری میکند و ویدیوهایش در شبکههای اجتماعی وایرال میشوند، اما شهرت باعث جدایی مارسل از جامعه صدفها و جستجوی خانواده گمشدهاش میشود. داستان با صحنههایی مانند مارسل که با ماشین اسباببازی حرکت میکند، مصاحبه با لزلی استال در ۶۰ دقیقه، و لحظات احساسی با کانی، به موضوعات هویت، خانواده و پذیرش تغییر میپردازد. فیلم به دلیل طنز ظریف، احساسات عمیق، و سبک بصری خلاقانه تحسین شد (امتیاز ۷.۷/۱۰ در IMDb و ۹۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی اسلیت، انیمیشن استاپموشن، و موسیقی مارسل ریچارد تحسین شدند، اما مدتزمان ۹۰ دقیقهای برای برخی طولانی بود. فیلم با بودجه ۸ میلیون دلاری، ۱۵.۱ میلیون دلار فروش داشت و نامزد اسکار بهترین انیمیشن شد.
خلاصه داستان: «مایور گروم: دکتر طاعون» (Mayor Grom: Chumnoy Doktor) یک فیلم اکشن-ابرقهرمانی روسی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی اولگ تروفیم و بر اساس مجموعه کتابهای کامیک شرکت Bubble Comics، ساخته آرتیوم گابریلیانوف، است. این فیلم، اولین فیلم بلند اقتباسی از کامیکهای روسی، داستان ایگور گروم (تیخون ژیزنفسکی)، یک سرگرد پلیس صادق و ماهر در سنت پترزبورگ را روایت میکند که با روشهای غیرمتعارف خود با جرم و جنایت مبارزه میکند. او به دنبال یک قاتل نقابدار معروف به «دکتر طاعون» است که افراد قدرتمندی را که با پول و جایگاه اجتماعی از عدالت فرار کردهاند، میکشد. گروم با کمک کارآموز جدیدش، دیما دوبین (الکساندر ستیکین)، و یولیا پچولکینا (لیوبوف آکسیونووا)، یک روزنامهنگار و بلاگر، به تحقیق درباره این قاتل میپردازد. داستان با اکشنهای پرهیجان، از جمله تعقیب و گریزهای خیابانی و درگیری در افتتاحیه یک کازینو، و افشاگریهایی درباره گذشته سرگئی رازوموفسکی، یک میلیاردر فناوری، پیش میرود. فیلم به دلیل جلوههای بصری، سکانسهای اکشن و فضای سنت پترزبورگ تحسین شده، اما به خاطر داستان کلیشهای و برخی شخصیتپردازیهای ضعیف نقد شده است. این فیلم در ۲۶ مارس ۲۰۲۱ در سنت پترزبورگ اکران شد و از ۵ مه ۲۰۲۱ در نتفلیکس و KinoPoisk HD در دسترس بود.
خلاصه داستان: «بره» (Lamb) یک فیلم ترسناک فولکلور ایسلندی محصول ۲۰۲۱ به کارگردانی والدیمار یوهانسون و نویسندگی مشترک او و شون است. ماریا (نومی راپاس) و اینگوار (هیلمیر اسنر گودناسون)، زوجی بدون فرزند که در مزرعهای دورافتاده در ایسلند زندگی میکنند، یک نوزاد مرموز را در طویله گوسفندان خود کشف میکنند. آنها تصمیم میگیرند این موجود نیمهانسان نیمهبره به نام آدا را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. این تصمیم ابتدا شادی به زندگی آنها میآورد، اما به زودی با عواقب سرکشی علیه طبیعت مواجه میشوند. فیلم با فضایی آرام و مینیمال، با مناظر خیرهکننده ایسلند و گفتوگوی اندک، به بررسی موضوعاتی چون غم، والدگری و رابطه انسان با طبیعت میپردازد. «بره» به دلیل اصالت، بازیگری قوی و فضای وهمآلود تحسین شده، اما به خاطر ریتم کند، پایان مبهم و فقدان ترسهای شدید مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۱۳ جولای ۲۰۲۱ در جشنواره کن به نمایش درآمد و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱ در ایسلند اکران شد.
خلاصه داستان: فیلم «عملیات مینسمیت» یک درام جنگی به کارگردانی جان مدن و نویسندگی میشل اشفورد است که بر اساس کتابی به همین نام نوشته بن مکینتایر (۲۰۱۰) ساخته شده و در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در بریتانیا و ۱۱ مه ۲۰۲۲ در نتفلیکس (آمریکا) منتشر شد. داستان در سال ۱۹۴۳ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم رخ میدهد، زمانی که متفقین قصد حمله به سیسیل را دارند اما باید نازیها را فریب دهند تا نیروها را به جای سیسیل به یونان و ساردینیا منتقل کنند. اوئن مونتاگو (کالین فرث)، وکیل یهودی و افسر اطلاعاتی نیروی دریایی، و چارلز چولموندلی (متیو مکفادین) طرحی جسورانه به نام عملیات مینسمیت طراحی میکنند که شامل استفاده از جسد گلیندور مایکل، مرد بیخانمانی که با سم موش مرده، و تبدیل او به ویلیام مارتین خیالی، افسر نیروی دریایی سلطنتی، با اسناد جعلی است. این اسناد نشان میدهند که متفقین قصد حمله به یونان را دارند. جسد توسط زیردریایی اچاماس سراف در سواحل اسپانیا رها میشود تا به دست جاسوسان آلمانی برسد. داستان با صحنههایی مانند ساخت هویت جعلی مارتین با کمک جین لزلی (کلی مکدونالد) و هستر لگت (پنهلوپه ویلتون)، تنشهای جاسوسی در مادرید با کاپیتان دیوید اینزورث (نیکلاس رو)، و کشف اینکه اسناد دستکاری شدهاند (با تحلیل الگوهای تا شدن نامهها)، به موضوعات فریب، فداکاری و نبرد اطلاعاتی میپردازد. با این حال، به دلیل زیرنویسهای غیرضروری (مانند مثلث عشقی خیالی بین مونتاگو، چولموندلی و لزلی) و ریتم کند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی فرث، مکفادین و جیسون آیزکس (بهعنوان دریاسالار گادفری)، موسیقی توماس نیومن، و بازسازی دقیق لندن زمان جنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و تمرکز بیشازحد بر درام شخصی نقد شدند. فیلم که به یاد پل رитер (آخرین نقش او) تقدیم شده، با بودجه ۶.۳ میلیون دلاری، ۱۵.۷ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» یک درام رمانتیک-موزیکال به کارگردانی جو رایت و نویسندگی اریکا اشمیت، بر اساس نمایشنامه موزیکال اشمیت (2018) و اقتباسی از «سیرانو دو برژراک» اثر ادموند روستان (1897) است که در 25 فوریه 2022 توسط United Artists Releasing در آمریکا اکران شد. داستان در فرانسه قرن هفدهم رخ میدهد و درباره سیرانو دو برژراک (پیتر دینکلج)، شاعر و شمشیرزن ماهری است که به دلیل ظاهر غیرمعمولش (در این نسخه کوتاهی قد به جای بینی بزرگ) از ابراز عشقش به روکسان (هیلی بنت)، دوست دوران کودکیاش، میترسد. روکسان عاشق کریستین (کلوین هریسون جونیور)، سربازی خوشچهره اما کمسواد، میشود. سیرانو، برای کمک به کریستین، نامههای عاشقانهای به نام او برای روکسان مینویسد و در سایه عشق او را هدایت میکند. در این میان، دوک دو گیچ (بن مندلسون)، مردی ثروتمند و فاسد، نیز به دنبال ازدواج با روکسان است. داستان با صحنههایی مانند دوئل شمشیربازی سیرانو در تئاتر، آوازهای عاشقانه در بالکن روکسان، و پایان تراژیک در میدان جنگ، به موضوعات عشق فداکارانه، عزت نفس و فریب میپردازد. موسیقی توسط برایس و آرون دسنر (از گروه The National) ساخته شده و آهنگها توسط بازیگران اجرا شدهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند، لحن ناپیوسته (ترکیب موزیکال و درام)، و کمبود شیمی بین بنت و هریسون، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز 6.4/10 در IMDb و 85% در Rotten Tomatoes). بازی دینکلج، طراحی صحنه و لباس (نامزد اسکار بهترین طراحی لباس)، و فیلمبرداری سیاموس مکگاروی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای فراموششدنی نقد شدند. فیلم در جشنواره تلوراید 2021 نمایش داده شد و با بودجه 30 میلیون دلاری، تنها 6.4 میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر» یک درام بیوگرافی روانشناختی به کارگردانی پابلو لارین و نویسندگی استیون نایت است که در ۵ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Neon و Topic Studios منتشر شد. این فیلم که بهعنوان «افسانهای» درباره زندگی پرنسس دایانا توصیف شده، بر سه روز خیالی در دسامبر ۱۹۹۱ تمرکز دارد، زمانی که دایانا (کریستن استوارت) در عمارت ساندریگنهام برای تعطیلات کریسمس به خانواده سلطنتی میپیوندد. دایانا، که در آستانه جدایی از پرنس چارلز (جک فارترینگ) است، با فشارهای سلطنتی، از جمله نظارت ملکه (استلا گونت)، شاهزاده فیلیپ (ریچارد سامل)، و نگهبان سختگیر، سرگرد گریگوری (تیموتی اسپال)، دستوپنجه نرم میکند. او با توهمات و کابوسهایی از آن بولین (امی منسون) مواجه میشود و به یاد گذشتهاش در خانه کودکیاش، پارک هاوس، میافتد که در نزدیکی متروکه شده. دایانا با حمایت خدمتکارش مگی (سالی هاوکینز) و سرآشپز دارن (شان هریس)، برای حفظ سلامت روان خود و ارتباط با پسرانش، ویلیام (جک نیلن) و هری (فردی اسپری)، تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند گم شدن دایانا در مه، پاره کردن مرواریدهای سلطنتی، و فرار نهایی با فرزندانش برای خوردن KFC در لندن، به موضوعات انزوا، هویت و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد غمانگیز، آزادیهای تاریخی (مانند حضور خیالی آن بولین)، و تصویر یکجانبه از خانواده سلطنتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی استوارت (نامزد اسکار بهترین بازیگر زن)، موسیقی جانی گرینوود، و فیلمبرداری کلر ماتون تحسین شدند، اما فیلمنامه ناپیوسته و تمثیلهای بیشازحد آشکار نقد شدند. فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۱ نمایش داده شد و با فروش ۲۵ میلیون دلاری در برابر بودجه ۱۸ میلیون دلاری، موفقیت متوسطی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «کوچه کابوس» یک نئو-نوآر روانشناختی به کارگردانی گیرمو دل تورو و نویسندگی مشترک دل تورو و کیم مورگان است که اقتباسی از رمان ویلیام لیندزی گرشام (۱۹۴۶) بوده و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط Searchlight Pictures منتشر شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ آمریکا رخ میدهد و درباره استن کارلایل (بردلی کوپر)، مردی مرموز و کاریزماتیک است که پس از سوزاندن خانهای (احتمالاً با جسد پدرش)، به یک کارناوال دورهگرد میپیوندد. او نزد کلمنس (ویلم دافو) و مادام زینا (تونی کولت)، پیشگو، مهارتهای فریب و ذهنخوانی را میآموزد. استن با مولی (رونی مارا)، معشوقهاش، کارناوال را ترک کرده و بهعنوان فریبکار حرفهای در شهرهای بزرگ، با تقلید از پیشگویی، ثروتمندان را فریب میدهد. او با دکتر لیلیث ریتر (کیت بلانشت)، روانشناس زیرک و فریبنده، همکاری میکند تا از ازرا گریندل (ریچارد جنکینز)، تاجر ثروتمند، کلاهبرداری کند. داستان با صحنههایی مانند نمایش «هیولا» در کارناوال، جلسات روانشناسی با لیلیث، و پایانبندی تراژیک که استن بهعنوان «هیولای الکلی» به کارناوال بازمیگردد، به موضوعات طمع، فریب و سرنوشت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، مدتزمان طولانی (۱۵۰ دقیقه)، و فقدان گرمای عاطفی در مقایسه با اقتباس ۱۹۴۷، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر، بلانشت و مارا، طراحی تولید تامارا دوور، و فیلمبرداری دن لاستسن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم، طراحی تولید، فیلمبرداری و طراحی لباس) شد، اما برنده نشد.
خلاصه داستان: فیلم «خدای دیوانه» یک انیمیشن استاپموشن تجربی، ترسناک و فانتزی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی فیل تیپت، استاد جلوههای بصری (معروف به کار در جنگ ستارگان و پارک ژوراسیک)، است که پس از ۳۰ سال تولید متناوب، در ۵ اوت ۲۰۲۱ در جشنواره لوکارنو نمایش داده شد و در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ توسط Shudder منتشر شد. داستان که بدون دیالوگ و با صداهای محیطی (مانند غرشها و نالهها) روایت میشود، حول شخصیتی به نام «آدمکش» (با صدای الکس کاکس و دیگران) میچرخد که با یک زنگ غواصی زنگزده به دنیایی آخرالزمانی و جهنمی فرو میرود. او با نقشهای مبهم و چمدانی حاوی بمب، از میان مناظری پر از موجودات جهشیافته، شهرهای ویران، و هیولاهایی مانند نوزادی گریان شبیه Eraserhead، عبور میکند. داستان با صحنههایی مانند جراحیهای وحشتناک، نبردهای تانک، و موجوداتی که در چرخهای از خلقت و تخریب گرفتارند، به موضوعات جنگ، استثمار، و پوچی بشریت میپردازد. فیلم با نقلقولی از کتاب لاویان (Leviticus) درباره خشم خدا و اشاره به برج بابل آغاز میشود و در پایان، چرخهای اژدهاییوار را نشان میدهد که جهانی جدید باز هم به سوی تخریب میرود. با این حال، به دلیل روایت غیرخطی، فقدان داستان منسجم، و تمرکز بیشازحد بر تصاویر بیمارگونه (مانند موجودات پر از جوش و خون)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن استاپموشن، موسیقی دن وول، و طراحی بصری خیرهکننده (الهامگرفته از اچ.پی. لاوکرفت و اچ.آر. گیگر) تحسین شدند، اما ریتم کند و نبود انگیزههای واضح شخصیتها نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش سوم - ۱۶۶۶» یک فیلم ترسناک-معمایی آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک، فیل گرازیادی و کیت ترفری است که سومین و آخرین قسمت از سهگانه خیابان ترس، بر اساس کتابهای آر.ال. استاین، محسوب میشود و در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۱۶۶۶ در شهرک یونیون (که بعداً به شیدیساید و سانیویل تقسیم میشود) آغاز میشود و از دیدگاه دینا (کیانا مادیرا) روایت میشود که پس از لمس آثار نفرین سارا فایر در فیلم دوم (۱۹۷۸)، به گذشته منتقل شده و در نقش سارا فایر، دختری در دوران استعمار، زندگی میکند. سارا به دلیل عشق ممنوعهاش با هانا میلر (اولیویا اسکات ولش)، متهم به جادوگری میشود و نفرین شیطانی گودهاند (مایکل چندلر) را که شهر را گرفتار کرده، به گردن میگیرد. داستان به سال ۱۹۹۴ بازمیگردد، جایی که دینا، جاش (بنجامین فلورس جونیور)، زیگی (سدی سینک) و دیگران با استفاده از اطلاعات گذشته سارا، برای پایان دادن به نفرین گودهاند که مسئول قتلهای شیدیساید است، نقشهای میکشند. داستان با صحنههایی مانند محاکمه جادوگری سارا، مبارزه با موجودات نفرینشده در زیرزمین مال، و پایانبندی که دینا و دوستانش نفرین را با تلهای در فروشگاه مواد غذایی میشکنند، به موضوعات عشق، فداکاری و مبارزه با ظلم میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخش ۱۶۶۶، دیالوگهای غیرواقعی (مانند استفاده از اصطلاحات مدرن در قرن هفدهم)، و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای مادیرا و ولش، فضای گوتیک، و موسیقی مارکو بلترامی تحسین شدند، اما تدوین ضعیف و تفاوت لحن بین بخشهای تاریخی و مدرن نقد شدند.