خلاصه داستان: پس از مرگ همسرش آرتو، سلین به ارمنستان میرود تا مرگ او را ثبت کند؛ اما درمییابد که آرتو درباره هویت و گذشتهاش در جنگ دروغ گفته است. او در پی حقیقت، با زخمهای بازماندگان جنگ و سایههای گذشته روبهرو میشود و میکوشد راز مردی را که میشناخت، به خاک بسپارد.
خلاصه داستان: ترزا، زنی شیلیایی، با ادعای بیوهبودنِ پسر مهاجر خانوادهای چوپان به کوهستانهای دورافتاده کرواسی میرسد. حضور رازآلود او نظم سختگیرانه خانواده را برهم میزند و پیوندی میان او و میلنا شکل میگیرد؛ پیوندی که میتواند به شورش و رهایی بینجامد.
خلاصه داستان: در بیستوهفتمین سال فعالیتش در کمدی، گابریل «فلافی» ایگلسیاس با شوخیهای صمیمی و پرانرژی به سراغ دردسرهای قرار عاشقانه، ورود سارقان به خانه و سفرهای هوایی پرتنش میرود؛ تلاشی خندهدار برای دور کردن جدیت از زندگی.
خلاصه داستان: هویان پس از خیانت خانوادهاش، با هویتی تازه و در لباس مردانه به ارتش میپیوندد تا حق ازدسترفتهاش را پس بگیرد. او در میان نبردها و توطئههای سیاسی، دوباره با ژائو شیائو روبهرو میشود و رابطهای پرکشمکش و سرنوشتساز میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: در آستانه جشن هالووین، کوئین و دوستانش درمییابند که قاتلی نقابدار و شیفته فیلمهای ترسناک آنها را برای بازی مرگبار «شیرین یا شر» هدف گرفته است؛ بازیای که رازهای تاریک گذشته شهر را آشکار میکند.
خلاصه داستان: در آمریکای پساآخرالزمانیِ دههٔ ۱۹۸۰، میدی هنگام تلاش برای تماس با پدرش در فضا، پیام اضطراری فرازمینی دریافت میکند و راهی اسپیسراک میشود. پس از آنکه تشعشعات بدنش را از کار میاندازد، مادرش برای نجات او به بیگانگان پناه میبرد.
خلاصه داستان: یک ولاگر نوپا برای خلوت و ساخت محتوای تازه به کلبهای دورافتاده در دل جنگل پناه میبرد؛ اما نیرویی باستانی او را گرفتار میکند و تنهاییاش به کابوسی مرگبار بدل میشود.
خلاصه داستان: ابیِ خجالتی برای جلب توجه دلباختهاش از رقاصی به نام سانتا مونیکا کمک میگیرد تا اعتمادبهنفس و مهارتهایش را بیاموزد. این همکاری نامتعارف به دوستیای عمیق میانجامد و هر دو را با ارزش خودباوری و پذیرفتن خویشتن آشنا میکند.
خلاصه داستان: امیت، شاعر جوان، و پوجا دلباخته یکدیگرند اما با اجبار خانواده پوجا، مسیر زندگیشان از هم جدا میشود. بیست سال بعد، با پیوند عاشقانه فرزندانشان، رازهای خفته گذشته آشکار شده و سرنوشت این دو نسل درام پیچیدهای را رقم میزند.
خلاصه داستان: در آستانه جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰، یک بازیگر جوان رادیو و صدابرداری با استعدادی استثنایی در بروکسل به یکدیگر دل میبندند. با نزدیک شدن سایه شوم جنگ، عشق و اشتیاق آنها به هنر صدا به تنها پناهگاهشان برای حفظ انسانیت و امید در میان تاریکی تبدیل میشود.