خلاصه داستان: آبهیناو، پسری که از عشق وسواسگونه پدرش به تنگ آمده، در جستجوی آزادی وارد یک دوره کارآموزی در شرکتی نرمافزاری میشود. اما مواجهه او با مدیر سختگیر شرکت که در واقع خواهر بزرگترش است، او را در مسیر کشف رازهای خانوادگی و رویارویی با چالشهای بزرگ قرار میدهد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی-حقوقی «جلی LLB 3»، دو وکیل پرشور و رقیب به نامهای جلی میشا و جلی تیگی، درگیر پروندهای جنجالی در راجستان میشوند. آنها باید در مقابل یک سرمایهگذار بزرگ، از حقوق کشاورزی دفاع کنند که زمینهایش در خطر غصب قرار دارد؛ نبردی دادگاهی که با چالشهای طنزآمیز و عدالتخواهی همراه است.
خلاصه داستان: جانکی، کارشناس فناوری اطلاعات اهل بنگلور، پس از بازگشت به خانهاش در ایالت کرالا قربانی حادثهای هولناک میشود. او با حمایت وکیلی مصمم به نام دیوید آبل دانوان، مبارزهای سخت و نفسگیر را در برابر سیستم قضایی هند برای رسیدن به عدالت آغاز میکند.
خلاصه داستان: پابلو، جوانی بیهدف که در هیچ کاری موفق نبوده، پس از مرگ مادرش در حملات تروریستی بمبئی، تصمیم میگیرد مسیر زندگیاش را تغییر دهد. او برای دفاع از میهن خود وارد دنیای خطرناک جاسوسی میشود تا به یک مأمور مخفی تبدیل شود.
خلاصه داستان: در سریال کمدی-تریلر «بازرس زنده»، بازرس مادهوکار زنده پس از فرار یک قاتل زنجیرهای مخوف به نام کارل بوجراج از زندان تیهر، وارد یک تعقیب و گریز هیجانانگیز برای دستگیری دوباره او میشود. این اثر جذاب با الهام از ماجراهای واقعی پلیس سرشناس، مهدوی زنده، ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک سرآشپز موفق پس از مرگ والدینش از بانکوک به روستای خود در تامیل نادو بازمیگردد تا مغازه ایدلیپزی پدرش را احیا کند. او در این مسیر با چالشها و شکستهای متعددی روبرو میشود، اما با کمک عشق دوران کودکیاش و درک ارزشهای خانوادگی، تلاش میکند تا دوباره دل مردم روستا را به دست آورد.
خلاصه داستان: کارتیک و آنو، زوج جوانی هستند که یک آپارتمان قدیمی و ارزانقیمت را برای شروع زندگی خود میخرند. اما با وقوع اتفاقاتی عجیب، آنو متوجه حضور ارواح در خانه میشود؛ آنها بهکمک یک تختخواب مرموز، به رازی شگفتانگیز از خانوادهای در سال ۲۰۱۲ پی میبرند.
خلاصه داستان: نوابالدین برای نجات میراث خانوادگی خود به شاگردی یک شاعر بزرگ اردو درمیآید و در این میان، عشقی عمیق میان او و دختر شاعر شکل میگیرد. اما فاش شدن انگیزههای پنهان او، این رابطه عاشقانه و شاعرانه را در آستانه فروپاشی و سوءتفاهم قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۶ در پنجاب، دو دوست قدیمی به نامهای سلطان و حکم رهبری یک باند سرقت را بر عهده دارند. پس از آخرین سرقت موفقیتآمیز، تصمیم سلطان برای بازنشستگی با مخالفت شدید حکم روبهرو میشود؛ اختلافی عمیق که شعلههای انتقام، خیانت و جنگی خونین را میان باندهای مافیایی منطقه برافروخته میکند.