خلاصه داستان: در سال 2025، در دنیایی که در آن حس سلیم و منطق عقلانی به سختی یافت میشود، مردی به نام جک مأمور میشود تا به دنبال یک گمشده بزرگ بگردد. او با مواجهه با شرایطی عجیب و غریب، به یک سفر پر از چالشها و ماجراهای خندهدار و هیجانانگیز میرود. در این سفر، او با شخصیتهای متنوع و مسائل پیچیدهای روبرو میشود که باعث میشود او به درک عمیقتری از حس سلیم و ارزشهای انسانی دست یابد.
خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی کوچک، یک تورنادوی مرگبار به نام "ستم" در حال تشکیل است و خطری جدی برای زندگی مردم به وجود میآورد. در حالی که مردم شهر در حال آمادهسازی برای مقابله با این طوفان هستند، یک گروه از افراد به قصد کشف رازهایی که در گذشته شهر پنهان شده است، به یک منطقه متروکه در نزدیکی شهر سفر میکنند. آنها در حین کاوش خود به یک سری اتفاقات مرموز و ترسناک مواجه میشوند که به نظر میرسد به طوفان آینده مرتبط باشند. در حالی که زمان در حال سپری شدن است و طوفان به شهر نزدیک میشود، آنها باید رازهای گذشته را کشف کنند و خود را از تهدید مرگبار طوفان نجات دهند.
خلاصه داستان: در سال 2025، روزنامهنگاری جوان در یک شهر کوچک کانادایی به دنبال ردیابی یک سری از ناپدیدشدگان مرموز میرود. او با کمک یک افسر پلیس محلی، به دنبال رمز و راز این ناپدیدشدگان میرود و به تدریج به یک شبکه خطرناک از جرایم و توطئهها برمیخورد. در حالی که زمان در حال سپری شدن است و خطر رو به افزایش است، او باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را آشکار کند یا خود را از این مسیر خطرناک دور کند.
خلاصه داستان: هیتی، یک زن جوان درگیر یک رابطه عاطفی پیچیده با مرد متأهلش، باید با بازگشت یک دوست قدیمی از گذشته مواجه شود که زندگیاش را بهم میریزد و او را وادار میکند به تصمیمات سختگیرانهای درباره آیندهاش بیندیشد.
خلاصه داستان: در این مستند فیلمی، بیلی ویاروک، کارگردان برنده جایزه اسکار، به سفری با سرعت بالا میرود تا به دنیای کلینت ایستوود نزدیک شود. او با ستاره سینمایی مصاحبه میکند و از زندگی و کار او بازدید میکند. این مستند به تاریخچه ایستوود در صنعت سینما و تأثیر او بر فرهنگ پاپ میپردازد و شامل مصاحبههایی با همکاران و دوستان او مانند مارتین اسکورسیزی و مورگان فریمن است.
خلاصه داستان: در یک روستای کوچک در زمان کریسمس، دو نفر با شخصیتهای متفاوت و با هدفهای متفاوتی برای تزئینات کریسمس، به یکدیگر میرسند. او یک طراح تزئینات کریسمس است که به دنبال ایدههای جدید برای طراحی کلیپسهای کریسمس است و او یک باغبان محلی است که به دنبال کسب درآمد اضافی برای تأمین هزینههای درمان پدرش است. آنها با هم کار میکنند و تلاش میکنند تا بهترین تزئینات کریسمس را برای روستا طراحی کنند. در این فرآیند، آنها به یکدیگر نزدیک میشوند و احساساتی شروع به پیدایش میکنند که میتواند منجر به عشق و رابطهای طولانی مدت شود.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک خانواده کوچک در شهری آرام در حال آمادهسازی برای جشن گرفتن هستند. مادر خانواده، لیلا، تصمیم میگیرد تا فدج (نوعی شیرینی) سنتی کریسمس را بزند. در حالی که مشغول آمادهسازی است، پسر بچهی ۸ سالهاش، تیمی، به دنبال هدیهای برای دوستش میگردد. در این بین، پدر خانواده، جک، به یاد میآورد که سال گذشته درس عشق و بخشش را از مادربزرگش آموخته بود. با گذشت روز، خانواده در کنار هم جمع میشوند، فدج را میخورند و لحظاتی پر از عشق و صمیمیت را تجربه میکنند. این روز، برای همه آنها، یادگاری زیبا از معنای واقعی کریسمس میشود.
خلاصه داستان: یک دختر جوان در یک شهر کوچک در زمان تعطیلات کریسمس، با یک شاهزاده زیبا آشنا میشود و عشقی غیرمنتظره آغاز میکند. با وجود تفاوت طبقاتی و مسئولیتهای شاهزاده، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق آنها میتواند مانعی برای سعادتشان نباشد یا خیر.
خلاصه داستان: در زمان کریسمس، دو دوست قدیمی که سالها از هم دور بودند، تصمیم میگیرند تا در یک مسابقه محلی شرکت کنند تا به خاطرات خوش زمانی که با هم بودند بازگردند. اما در طول این مسابقه، احساسات قدیمی بین آنها برمیگردد و آنها مجبور میشوند با تصمیمهای سخت روبرو شوند.
خلاصه داستان: در کریسمس زیر نورهای شمالی، آلیسا، یک معمار داخلی، برای کمک به خواهرش به یک روستای نروژی کوچک سفر میکند. او در حین آمادهسازی خانه برای کریسمس، با یک مرد محلی آشنا میشود و احساساتی عمیق در خودش ایجاد میکند. این رویدادها باعث میشود او به زندگی و اولویتهای خود دوباره فکر کند و تصمیم مهمی درباره آیندهاش بگیرد.