خلاصه داستان: داستان کوتاه انیمیشنی «زندگی لامپی» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی والری فونگ و تهیهکنندگی پیکسار است که ادامهدهنده ماجراهای شخصیت محبوب «بازیبازی» به نام بو پیت است. این داستان کوتاه که با تکنیک انیمیشن کامپیوتری ساخته شده، روایتگر زندگی بو پیت پس از جدا شدن از صاحبش اندی و قبل از رسیدن به اتاق بانی است. در این مدت، بو در یک مرکز بازیافت و سپس در یک مهدکودک رها شده و تجربیات تلخ و شیرین بسیاری را پشت سر میگذارد. انیمیشن با صدای آنی پاتز در نقش بو پیت، لحظات تنهایی، امید و انتظار این شخصیت دوستداشتنی را به تصویر میکشد و بینندگان را با بخشی ناگفته از زندگی او آشنا میسازد.
خلاصه داستان: در خلاصهای کوتاه، فیلم «بنبست» (۲۰۰۳) به کارگردانی ژان باپتیست آندرهآنی و فابیان کنینی، داستان خانوادهای را روایت میکند که در شب کریسمس و در مسیر رسیدن به خانه اقوام خود، برای کوتاه کردن مسیر وارد یک جاده خلوت و ناشناخته میشوند. این تصمیم ناگهانی آنها را در یک کابوس تمامنشدنی گرفتار میکند؛ جادهای که هیچ پایانی ندارد و هر بار آنها را به نقطه شروع بازمیگرداند. با گذشت زمان و در مواجهه با پدیدههای فراطبیعی و یک زن اسرارآمیز و مرموز که در جاده ظاهر میشود، ترس و هراس بر فضای فیلم حاکم میگردد و خانواده باید برای بقای خود و درک راز این بنبست مرموز بجنگند. بازیگرانی مانند الکساندرا هولدن و ری استیونسون در این فیلم ترسناک به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: میا، زن جوانی که در آستانه سی سالگی گیر کرده و نمیتواند از دوران نوجوانی خود جدا شود، پس از اینکه نامزدش در جمع دوستانش از او خواستگاری میکند، دچار بحران هویت میشود. او که از مسئولیتهای بزرگسالی میترسد، به جای پاسخ دادن، فرار میکند و طی یک اتفاق تصادفی با آنیکا، دختر نوجوانی که با پدرش زندگی میکند، آشنا شده و با او دوست میشود. میا برای فرار از مشکلاتش، به آنیکا دروغ میگوید و مدتی را در خانه آن دو میگذراند و در این میان با پدر آنیکا، کریگ، نیز رابطهای عاطفی برقرار میکند. این زندگی موقت و دوستی غیرمنتظره به او کمک میکند تا با ترسهایش روبرو شده و مسیر درست زندگی خود را پیدا کند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لین شلتون و با بازی کیرا نایتلی، کلوئه گریس مورتز و سام راکول است.
خلاصه داستان: دو کارآگاه به نامهای کلیو اوون و جولیا رابرتز در یک پرونده شرکت داروسازی به هم میرسند. آنها که هر دو سابقه کار در سازمانهای جاسوسی دارند، متوجه میشوند که این شرکت قصد دارد محصول انقلابی جدیدی را به بازار عرضه کند که میتواند صنعت داروسازی را متحول کند. اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. آنها باید در میان دروغها، فریبها و نقشههای پیچیده، حقیقت را کشف کنند و بفهمند که به چه کسی میتوانند اعتماد کنند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی تونی گیلروی است و با بازی کلیو اوون و جولیا رابرتز، داستانی پر از تعلیق و توطئه را روایت میکند.
خلاصه داستان: تام ریپلی، فروشنده آثار هنری مشکوک، توسط مردی ثروتمند برای قتل استخدام میشود. او که از انجام مستقیم این کار امتناع میکند، جاناتان زیمرمنِ قابسازِ مبتلا به بیماری خونی را با وعده پول فراوان وسوسه میکند تا این مأموریت مرگبار را به جای او انجام دهد. جاناتان که در ابتدا مردد است، به تدریج در دام این بازی مرگبار گرفتار شده و به قاتلی تبدیل میشود که حتی خودش را نمیشناسد، در حالی که ریپلی از دور شاهد عواقب کارهایش است. این فیلم نوآر ساخته ویم وندرس در سال ۱۹۷۷، با بازی دنیس هاپر و برونو گانتس، اقتباسی مدرن و روانشناختی از رمان «نقشه ریپلی» اثر پاتریشا هایاسمیت است که مرزهای اخلاقی و هویت را در دنیای زیرزمینی جنایت به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در قرون وسطی، فیلیپ معروف به «موش»، دزدی جوان و چابک، پس از فرار از زندان استاد خود، در راه خود با جنگجویی مرموز به نام اتان آشنا میشود. اتان به فیلیپ پیشنهاد میکند که در ازای دریافت پول، او را از قلعه آگولان بیرون بیاورد. فیلیپ که نمیداند اتان و معشوقهاش ایزولت توسط اسقف شهر لعنتی شیطانی را تجربه میکنند، این پیشنهاد را میپذیرد. اتان در طول روز به شکل یک گرگ درمیآید و ایزولت در شب به شکل یک شاهین، و این دو هرگز نمیتوانند در شکل انسانی خود همزمان با یکدیگر باشند. فیلیپ با کمک کشیشی به نام ایمپاریوس، برای شکستن این طلسم و متحد کردن دوباره این عشاق نفرینشده، وارد مبارزهای مرگ و زندگی میشود. این فیلم فانتزی ماجراجویانه محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی متیو برودریک، راتگر هاوئر و میشل فایفر است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی پدران خیالی (Father Figures) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی لارنس شر و با بازی اوون ویلسون، اد هلمز، گلن کلوز، جی. کی. سیمونز و کیتی آسلتون، داستان دو برادر دوقلو به نامهای کایل و پیتر رینولدز را روایت میکند که در آستانه چهلسالگی متوجه میشوند پدری که مادرشان سالها به آنها معرفی کرده، در واقع پدر واقعیشان نیست. این کشف غیرمنتظره زندگی آنها را زیر و رو میکند و آنها را به یک سفر جادهای غیرمنتظره و پر از ماجراهای خندهدار میکشاند تا هویت واقعی پدرشان را بیابند. در این مسیر، آنها با شخصیتهای عجیب و غریب و موقعیتهای خندهداری روبرو میشوند که رابطه آنها را به عنوان برادر محک میزند و در نهایت به درک عمیقتری از مفهوم خانواده و پذیرش گذشته میرسند. این فیلم با ترکیب طنز موقعیت و دیالوگهای هوشمندانه، داستانی سرگرمکننده درباره جستجوی هویت و اهمیت روابط خانوادگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک سرباز نیروی دریایی به نام جان در تعطیلات به خانه بازمیگردد و با دانشجوی کالجی به نام ساوانا آشنا میشود. عشق آنها به سرعت شکل میگیرد، اما جدایی ناشی از مأموریتهای نظامی جان و فداکاریهای شخصی ساوانا، رابطهشان را در معرض آزمایش قرار میدهد. این فیلم عاشقانه دراماتیک محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی لاسه هالستروم، با بازی چنینگ تاتوم و آماندا سایفرد، داستانی از عشق، فداکاری و انتخابهای دشوار را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کارخانهدار ثروتمند ایتالیایی به نام پریمو اسپاتلا (یون ویت) که کسبوکار پررونق پنیرسازی خود را با بیرحمی و فساد به دست آورده، با بحرانی عمیق مواجه میشود زمانی که پسرش جوانا (ریک باتالیا) به طور مرموزی ربوده شده و گروهی چپگرا مسئولیت آن را بر عهده میگیرند. پریمو که در ابتدا برای پرداخت باج میلیونی تردید دارد، به تدریج متوجه میشود که این واقعه ممکن است توطئهای بزرگتر باشد که توسط خود جوانا طراحی شده تا از ثروت پدر بهرهبرداری کند. برناردو برتولوچی در این درام روانشناختی که در سال ۱۹۸۱ ساخته شد، بحران خانوادگی را به تصویر میکشد که به نمادی از فساد، بیاعتمادی و فروپاشی اخلاقی در جامعه ایتالیا تبدیل میشود. این فیلم که با بازی درخشان ویت همراه است، ماهیت قدرت، پول و روابط انسانی را در قالب تراژدی یک مرد مسخره به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک و روانشناختی به کارگردانی مارسل سارمینتو و کارگردانی مشترک گابی سابوگال محصول سال ۲۰۰۸ که دنیای تاریک و آشفته دو نوجوان منزوی را به تصویر میکشد. در مرکز داستان، ریکی و جی.تی، دو دوست نوجوان که با زندگی یکنواخت و خالی از هیجان خود دست و پنجه نرم میکنند، در یک روز معمولی تصمیم میگیرند به یک بیمارستان روانی متروکه بروند تا وقت خود را سپری کنند. اما آنجا با صحنهای هولناک و غیرمنتظره روبرو میشوند: جسد یک دختر جوان که به نظر میرسد مرده است، اما در کمال تعجب، هنوز زنده است. این کشف شوم، مسیر زندگی آنها را به کلی تغییر میدهد و آنها را در گرداب تاریکی، شهوت و وحشیگری فرو میبرد. نوآ دسیلوا، جنی اسپین و شیلو فرناندز در نقشهای اصلی این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند و داستانی هولناک را درباره مرزهای اخلاقی و انسانی روایت میکنند.