خلاصه داستان: در عصری که شیاطین به قدرت رسیده اند، تهذیبکنندگان تصمیم میگیرند که شخصی را به گذشته بفرستند تا هسته خدای شیطان را پیدا کند و از ظهور او جلوگیری کند. لی سوسو این مأموریت را قبول میکند و به شخصی به نام یی شی وو، دختر سوم ژنرال یی که با تانتای جین، خدای آینده شیاطین ازدواج کرده، تبدیل میشود. او مصمم است که تانتای جین را که در آینده بسیاری را قتل عام خواهد کرد، نابود کند. اما به عنوان شاهدی بر زندگی گذشته تانتای جین، داستانی غیرمنتظره بوجود می آید که…
خلاصه داستان: دو مجری این برنامه در هر قسمت با سفر به نقاط مختلف دنیا، به معرفی یک بنای منحصر به فرد که در مکانی خاص ساخته شده میپردازند و مخاطب را با ویژگیهای این ساختمانها آشنا میسازند.
خلاصه داستان: در این برنامه شرکت کنندگان از برنامه های "برادر بزرگ"، "بازمانده"، "جزیره عشق" و "مسابقه شگفت انگیز" در بازی ها و ماموریت ها برای دریافت جایزه نقدی با یکدیگر رقابت می کنند.
خلاصه داستان: پادشاهی Green Vally به خاطر تولد دختر زیبای پادشاه غرق در خوشحالی است. نام او را به خاطر چهره سفیدش سفید برفی گذاشتند. در تولد چهار سالگی اش، مادر سفید برفی از دنیا می رود ولی قبل از مرگش از پادشاه قول می گیرد که با شخص دیگری ازدواج کند.
خلاصه داستان: بوکانیرها؛ سریالی تاریخی درام بر اساس رُمان ناتمامی به همین نام نوشته ایدیت وارتون محصول شبکه اپل تی وی پلاس است. در دهه 1870، گروهی از دختران جوان و ماجراجوی آمریکایی به لندن میروند و این آغاز درگیری و برخورد دو فرهنگ انگلیسی و آمریکایی بایکدیگر است…
خلاصه داستان: چا جین وو دچار اختلال شنوایی است. او به دلیل ناتوانی در صحبت کردن، احساسات خود را از طریق نقاشی بیان کند. او به طور اتفاقی با جونگ مو اون آشنا می شود. او بازیگری مشتاق است و احساسات خود را با کلمات بیان می کند. آنها عاشق یکدیگر می شوند…
خلاصه داستان: جیان بینگ یک مدیر تبلیغاتی شناخته شده در این صنعت است، در حالی که شنگ یانگ یک فرد تازه کار است. آنها به طور اتفاقی در یک رستوران همدیگر را ملاقات می کنند. زنی که اخیراً طلاق گرفته و شخصی که منتظر عشق است. با همراهی شنگ یانگ، جیان بینگ دوباره اعتماد به نفسش را به دست می آورد. شنگ یانگ نیز تحت هدایت و تشویق جیان بینگ از یک مرد جوان بی تجربه به فردی با تجربه رشد پیدا میکند و پتانسیل خود را نشان می دهد. آنها یکدیگر را التیام می دهند و به تدریج احساساتشان را توسعه می دهند اما…
خلاصه داستان: ملکه سقوط کرده، جیانگ ژو نینگ که آرزو داشت بالاترین قدرت و اقتدار را در زندگی خود داشته باشد، پس از مسموم شدن پادشاه شن جی، توسط شورشیان گروگان گرفته شد. در زندگی او از همه اطرافیان خود برای رسیدن به قدرت استفاده کرد اما در پایان در حبس خانگی ماند و زی وی کل شهر را سلاخی کرد اما…
خلاصه داستان: در دوران باستان، جایی که خدایان، الههها، شیاطین و موجودات افسانهای در کنار انسانها زندگی میکنند، 3 پادشاهی افسانهای شی یان، چن رونگ و هائو لینگ وجود دارند که بر منطقه هایی از جهان حکومت میکنند. شاهزاده کیانگ ژوان پسر عموی شیائو لیو بود. او برای یافتن شیائو لیو، به اطراف داهوانگ، در شهر کینگشوی سفر میکند. شیائو لیو در شهر کینگشوی، به صورت تصادفی توشان جینگ را از خطر نجات می دهد و عاشق او می شود ولی…
خلاصه داستان: درحالی که بشریت شکست خوردن پادشاه شیاطین به دستان قهرمان تنها را جشن میگیرد، ساکنان دنیای شیاطین خودشان را برای رقابتی ابدی آماده میکنند. یک تورنمنت برای انتخاب اینکه چه کسی وارث لقب پادشاه شیاطین شود. حالا سه ماه گذشته، و تورنمنت به خوبی پیش میرود… البته به جز اینکه شرکت کنندۀ محبوب بقیه در واقع انسان قهرمان هلک هست! لبخندزنان و شاداب به راحتی رقبای شیطانی خودش را شکست میدهد، و با صدایی بلند نفرتش نسبت به انسانها را اعلام میکند. با اینکه اعلام میکند خواستار نابودی بشریت است ولی معلوم نیست چه چیزی پشت این چهرۀ خندان پنهان شده. وامیریو یکی از “چهار پادشاه بهشتی”، که قلمروی شیاطین رو تحت نظر دارد، نسبت به نیت هلک شک دارد و میخواد بفهمد که این قهرمان واقعاً به دنبال چه چیزی است. و حالا لقب “پادشاه شیاطین” و سرنوشت دنیای شیاطین همگی به وامیریو بستگی دارد.