خلاصه داستان: پدری مبتلا به شیزوفرنی که به تازگی از بیمارستان روانی مرخص شده، سفری آشفته را برای یافتن دخترش آغاز میکند. او در حالی که با توهمات هولناک و صداهای آزاردهنده ذهن خود دستوپنجه نرم میکند، درگیر تعقیب بیرحمانه پلیس میشود.
خلاصه داستان: این فیلم موزیکال و درام به کارگردانی ژاک ریوت، داستان زندگی سه زن جوان در پاریس را روایت میکند که هر کدام درگیر رازها، عشق و جستجوی هویت خود هستند. با تقاطع غیرمنتظره مسیر زندگی آنها در طول یک تابستان، ماجراهایی سرشار از ترانه، رقص و کشف و شهود رقم میخورد.
خلاصه داستان: دختر جوانی به نام فیونا به سواحل ایرلند سفر میکند و درگیر افسانهای قدیمی درباره موجودات اساطیری دریایی به نام «سلکی» میشود. او میکوشد تا راز جزیره «روآن اینیش» را کشف کرده و برادر کوچک و گمشدهاش را که میان این موجودات افسانهای زندگی میکند، بازگرداند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۷، دو نقشهبردار انگلیسی وارد روستایی در ولز میشوند تا ارتفاع کوه محلی را اندازهگیری کنند، اما اعلام میکنند که این عارضه تنها یک تپه است. اهالی متعصب روستا که نمیخواهند غرور محلیشان آسیب ببیند، متحد میشوند تا با ساخت یک خاکریز دستی، تپه خود را به یک کوه واقعی تبدیل کنند.
خلاصه داستان: در روزگار پس از استقلال لیتوانی از شوروی، ساکنان آپارتمانی خلوت در ویلنیوس در سکوتی سنگین و فضایی سرشار از انتظار زندگی میکنند. این اثر شاعرانه و بدون گفتگو، دالانی نمادین میان گذشته و حال را تصویر میکند؛ جایی که آدمها در میان بلاتکلیفی، در مسیر درهای گشوده به سوی آیندهای ناشناخته قدم برمیدارند.
خلاصه داستان: جنیفر دختر نوجوانی است که برای مراقبت از کودکان یک خانواده استخدام میشود. اما شبی که قرار بود آرام بگذرد، با وسواسها و خیالپردازیهای تاریک پدر خانواده و دو پسر جوان نسبت به او، به زنجیرهای از رفتارهای خطرناک و پرتنشی روانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در شب رقص پایان سال، چهار نوجوان پس از تصادفی سهمگین در جنگلهای بیرحم تگزاس گرفتار میشوند. آنها بهزودی خود را در چنگال خانوادهی روانی «صورتچرمی» و یک فرقه مخفی مییابند که برای اهداف شومشان، کابوسی از قتل و وحشت به راه میاندازند.
خلاصه داستان: اریکا با استفاده از جادوی سیاه سعی میکند رقیب شغلی همسر وکیلش را از سر راه بردارد. اما این مداخله شیطانی، لری را گرفتار کابوسهای خونین و رویاهای هولناکی میکند که عواقب ویرانگری به همراه دارد.
خلاصه داستان: کوزی، زن خانهداری خسته در فلوریدای جنوبی، با مردی بیهدف به نام لی آشنا میشود. وقتی شلیک اشتباهی رخ میدهد و آنها تصور میکنند مرتکب قتل شدهاند، تصمیم به فرار میگیرند؛ اما بیپولی و عدم کفایتشان، این فرار عاشقانه و جنایی را به پوچی و واقعیت تلخ زندگی روزمره میکشاند.