خلاصه داستان: در روستای کوچکی در کره جنوبی، یک مرد پلیس به نام جونگ-گو در حال بررسی مرگهای مرموز و خشونتآمیزی است که در جامعه رخ داده است. وقتی دخترش مبتلا به بیماری مرموزی میشود و رفتارش عجیب میگردد، جونگ-گو به دنبال درمان برای او میرود. او به یک کاهن ژاپنی مراجعه میکند که به عنوان یک شعبدهباز شناخته شده است. اما با گذشت زمان، او متوجه میشود که این شعبدهباز ممکن است مرموزتر از آنچه که به نظر میرسد باشد و او باید با تمام وجود به دنبال حقیقت برود تا جان دخترش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در داستان "The Clan"، یک خانواده قدرتمند و سرکوبگر در یک جامعه کوچک حکمرانی میکنند. این خانواده با استفاده از قدرت و نفوذ خود، مردم را زیر سلطه خود نگه میدارند و هر کسی که مخالفت میکند، با خشونت و ارعاب مواجه میشود. اما وقتی یک عضو جوان خانواده شروع به شک کردن در روشهای آنها میکند، او با خطراتی روبرو میشود که میتواند کل خانواده را به هم بزند. در حالی که او تلاش میکند حقیقت را آشکار کند، او مجبور میشود بین وفاداری به خانواده و انجام کار درست انتخاب کند.
خلاصه داستان: در زندان کاراندیرو در سائوپائولو، برزیلیا، یک دکتر جوان به نامو دینیز برای درمان بیماران در بخش بیماریهای مسری اعزام میشود. او با شوک فرهنگی مواجه میشود و با زندانیان مختلفی از جمله کارلینیوس، یک جوان سیاهپوست که به جرم قتل زندانی شده، و دینو، یک مرد مسن که به خاطر سرقت زندانی شده، آشنا میشود. او با کمک یک زندانی به نام لیدیا، که یک پرستار است، شروع به درمان بیماران میکند و با شرایط زندگی سخت و خشونتهای روزمره در زندان آشنا میشود. او با شاهد بودن برخی از خشونتها و مرگهایی که در زندان رخ میدهد، به درک عمیقتری از زندگی زندانیان دست مییابد و تلاش میکند تا به آنها کمک کند.
خلاصه داستان: مارگارت، یک زن جوان که در گذشتهاش تجربهای دردناک را از دست داده است، در تلاش است تا زندگی خود را از نو بسازد. او به یک شهر کوچک در جنوب آمریکا میرود و در آنجا با مردی رمزآلود آشنا میشود که گذشتهاش نیز پر از رمز و راز است. در حالی که مارگارت به دنبال آرامش و آیندهای بهتر است، گذشتهاش به تدریج آشکار میشود و او مجبور میشود با خطراتی که در پی دارد، مواجه شود. در این بین، روابط پیچیدهای با افراد اطرافش شکل میگیرد که باعث تغییرات عمیقی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از نیروهای ویژه در یک ماموریت خطرناک در منطقهای درگیر جنگ میشوند. آنها باید با استفاده از تجهیزات پیشرفته و مهارتهای تکتیکی خود، یک شبکه تروریستی را که قصد حمله بزرگی به شهر را دارد، خنثی کنند. در این بین، یکی از اعضای گروه با گذشتهای رمزآلود، با خطراتی روبرو میشود که میتواند تمام ماموریت را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: در داستان "کوون"، یک گروه از جادوگران جوان در یک دبیرستن خصوصی در نیواورلئان جمع میشوند تا مهارتهای جادویی خود را توسعه دهند. زمانی که یکی از آنها، زنی جوان به نام زوی بایدس، به این مدرسه میآید و مشخص میشود که او نیز یک جادوگر قدرتمند است، او با چالشهای جدیدی روبرو میشود. زوی بایدس با کمک استاد جادوگر مدرسه، کوردیلیا فوکس، و سایر دانشآموزان، به دنبال یادگیری کنترل قدرتهایش است. اما او به زودی متوجه میشود که جهان جادوگری پر از خطرات و رقابتهاست. در حالی که او و دوستانش با آموزشهای سخت و مسابقات جادویی سر و کار دارند، آنها با تهدیدهایی از جمله جادوگران شرور و نیروهای تاریکی مواجه میشوند. زوی بایدس باید تصمیم بگیرد که آیا قدرتهایش را برای خیر استفاده کند یا تسلیم وسوسه قدرت مطلق شود. در این سفر، او با درک عمیقتری از خویشتن و جهان جادوگری مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد بخشی از این جهان باشد یا خارج از آن زندگی کند.
خلاصه داستان: قصه در سال 1999 در آرژانتین رخ میدهد. بنیامین اسپوزیت، یک بازنشسته قضاتی، تصمیم میگیرد رمانی بنویسد که بر اساس یک پرونده قتل قدیمی است که او را به مدت 25 سال پس از وقوع آن آزار میدهد. او به دفتر قضایی بازمیگردد تا پرونده را مرور کند و در این راه به خاطراتش از ریکاردو مورالس، قربانی، و ایرن منسارد، همکارش که او عاشقش بود، برمیگردد. او به دنبال پاسخهایی برای سوالاتی است که سالها پیش بدون پاسخ ماندهاند و در تلاش است تا عدالت را برای قربانی برقرار کند.
خلاصه داستان: Álex, uma jovem intersexo de 15 anos, vive com os pais em uma vila costeira remota no Uruguai. Quando um casal de amigos de Buenos Aires vem visitá-los com o filho adolescente Álvaro, os pais de Álex esperam que Álvaro possa ajudar a jovem a explorar sua sexualidade. No entanto, a situação se torna mais complexa quando Álex e Álvaro desenvolvem uma conexão emocional e física, desafiando as expectativas e preconceitos de ambos os lados. O filme explora temas de identidade de gênero, sexualidade e aceitação, enquanto Álex luta para encontrar seu lugar no mundo e definir sua própria identidade.
خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.
خلاصه داستان: La Flor یک مجموعه فیلمی است که توسط آرژنتینی سروده و کارگردان رومن پولانسکی ساخته شده است. این مجموعه شامل شش بخش است که هر بخش به صورت جداگانه ساخته شده ولی با هم یک داستان کلی را شکل میدهند. داستان اصلی دربارهی یک گروه از افراد است که در یک جزیرهی کوچک در اقیانوس آرام گرفتار شدهاند و تلاش میکنند برای نجات خود از این وضعیت خطرناک خارج شوند. هر بخش از مجموعه، یک بخش از داستان را به تصویر میکشد و با سبکهای مختلفی ساخته شده است.