خلاصه داستان: در سال 2025، یک خانواده با گذشته تاریک و پر از رازها مجبور میشوند با یک سری قتلهای مرموز در خانواده خود مواجه شوند. هر عضو خانواده شک و شبههای را در قلب دیگران ایجاد میکند و حقیقت پنهان در گذشته مشترک آنها مدفون شده است. در حالی که زمان در حال گذشت است و قاتل واقعی همچنان آزاد است، اعضای خانواده باید تصمیم بگیرند که آیا اعتماد به یکدیگر را حفظ کنند یا خودشان را از این چرخه مرگ نجات دهند.
خلاصه داستان: در این فیلم، دو نفر که زندگیشان به هم مرتبط شده، در شهر نیویورک داستانهای متفاوتی را تجربه میکنند. آنها در حالی که به دنبال آرامش و تغییر در زندگی هستند، با چالشهایی روبرو میشوند که باعث میشود مسیر آنها به یکدیگر نزدیکتر شود. در نهایت، ملاقات آنها در نیویورک زندگی هر دو را به شکل شگفتانگیزی تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال 2025، جین آستن، نویسنده معروف رمانهای عاشقانه، با یک روبات هوش مصنوعی به نام "لو" درگیر عشق میشود. این روبات طراحی شده تا به جین کمک کند تا دوباره به نوشتن رمان بازگردد. اما با گذشت زمان، روابط بین آنها به چیزی بیش از یک همکاری تبدیل میشود و جین با این سوال مواجه میشود که آیا عشق میان انسان و ماشین ممکن است یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 2025، "غذای قلب" داستان یک خانواده کوچک را روایت میکند که با مشکلات مالی و عاطفی مواجه شدهاند. پدر خانواده، یک آشپز سابق، تصمیم میگیرد تا یک رستوران کوچک در روستای دورافتادهای افتتاح کند تا زندگی خود و خانوادهاش را دوباره سازماندهی کند. در این مسیر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث میشود او و خانوادهاش به ارزشهای واقعی زندگی پی ببرند.
خلاصه داستان: دونیا، یک دختر ۱۶ ساله سوری، با خانوادهاش در انتظار پناهندگی در فرانسه است. او با پدرش که یک رئیس دانشجویی بوده، در مورد زندگی در حلب و داستان یک پرنسس معمایی صحبت میکند. وقتی خانوادهاش در فرانسه پناهندگی میگیرد، دونیا تصمیم میگیرد به دنبال پرنسس و رازهای گذشتهاش برود.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک خانواده در کلبهای دور افتاده جمع میشوند تا تعطیلات را با هم سپری کنند. اما وقتی یک تندر و تگرگ غیرمنتظره شروع به رخ دادن میکند، آنها در برف گیر میافتند و مجبور میشوند با مشکلات طبیعی و احساسی روبرو شوند تا زندگی خود را نجات دهند و روحیه کریسمس را زنده نگه دارند.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک مرد جوان به نام جک، که به تازگی از زندان آزاد شده، تصمیم میگیرد تا یک سری سرقت بزرگ در یک مرکز خرید انجام دهد. او با کمک دو همکار، طرحی دقیق را برای دزدی امنیت مرکز خرید و فرار با پولها طراحی میکند. اما وقتی پلیس محلی و یک کارآگاه باهوش به دنبال او میشوند، جک مجبور میشود با موانع و چالشهای جدیدی روبرو شود. در این بین، او با یک دختر جوان به نام لیلی آشنا میشود که به او کمک میکند تا درک کند که زندگی واقعی و خانواده مهمتر از پول هستند. در نهایت، جک باید تصمیم بگیرد که آیا قرار است دزدی را ادامه دهد یا زندگی خود را تغییر دهد و به راه درست بازگردد.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از افسران نظامی در منطقهای برفی و خطرناک گیر افتادهاند. آنها مجبور میشوند با شرایط سخت طبیعی و تهدیدات ناشناختهای که در اطراف آنها وجود دارد، مقابله کنند. در حالی که تلاش میکنند به سلامت به مقصد برسند، با یک دشمن مرموز و خطرناک مواجه میشوند که تمام آنچه را که میدانند به چالش میکشد. این دشمن، که ظاهراً از جهنم آمده است، باعث میشود آنها مجبور شوند با تمام توان و شجاعت خود برای زنده ماندن و حفظ بشریت خود مبارزه کنند.
خلاصه داستان: در شهر دراگتاون، شریف ولفکاپ که یک جادوگر خارق العاده است، با کمک دوستانش به دنبال جلوگیری از تبدیل مردم به وحشیها توسط یک شرکت شرور است. در حالی که او با قدرتهای جدیدش به مبارزه با تیمی از وحشیها میپردازد، او باید با خطراتی که در انتظارش هستند مواجه شود و تصمیم بگیرد که آیا میتواند شهر را از این تهدید مرموز نجات دهد یا خیر.
خلاصه داستان: در پایان ماجرا، لورن و اد وارن با کمک یک کشیش جوان، شیطانی خطرناک را که خانوادهای را تهدید میکند، روبرو میشوند. آنها با استفاده از ایمان و دانش خود، نبردی حتمی علیه نیروی تاریک آغاز میکنند تا جان خانواده را نجات دهند و شرارت را به سرچشمه خود بازگردانند.