خلاصه داستان: در سلسله مینگ، خانواده برجسته لو از یک شکست رنج می برند و به همین دلیل می خواهند با یک توافق ازدواج این بحران را حل کنند. شی ینیانگ باهوش و درونگرا برای این کار انتخاب میشود و
خلاصه داستان: شاهزاده خانمی که به دلیل حادثهای در کودکی از بیخوابی رنج میبرد، با ژنرالی سنگدل اما وفادار که به دنبال کشف راز قتل برادرش است، پیوند میخورد. این دو در مسیر حل این معمای تاریک با یکدیگر متحد شده و عشقی غیرمنتظره میان آنها شکوفا میشود که کابوسهای شاهزاده را به آرامش بدل میکند.
خلاصه داستان: سو یی پس از سوختن در یک حادثه آتش سوزی حافظه خود را از دست می دهد. او در میان جستجوی حقیقت و خاطراتش، با لی جیا چنگ که تجربه زیادی در مواجه با این نوع حوادث را دارد، ملاقات می کند و …
خلاصه داستان: داستان درمورد دختری از عصر جدیده که اتفاقی وارد یه فیلمنامه میشه اما تواناییای واقعیش رو پنهون میکنه و درنهایت درگیر توطئه ای که امپراتوری رو تهدید میکنه میشه و و در دام نقشه دقیق انتقام شاهزاده میفته
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۶، یک مامور جوان کومینتانگ ماموریت مییابد تا با نزدیک شدن به یک دانشجوی مبارز، به درون شبکه مخفی کمونیستها نفوذ کند. اما آشنایی با آرمانها و ارزشهای آنها، او را در مسیر تغییر عقیده و انتخابی دشوار میان وظیفه و حقیقت قرار میدهد.
خلاصه داستان: شن روو شین، زنی ۳۴ ساله و موفق، در برابر انتظارات ناعادلانه جامعه و محل کارش ایستادگی میکند. او در این مسیر، میان عشق به دستیار جوان و مورد اعتمادش و پیشنهاد رئیس باپرستیژ خود مردد میماند و باید بین منطق و احساس، انتخاب نهاییاش را انجام دهد.
خلاصه داستان: شیائو چیائو، دختر باهوش خاندان چیائو، برای اتحاد خانوادگی با وی شائو، استاد مهربان و باهوش خاندان وی ازدواج میکند؛ اما کینهی کهنه بین دو خاندان، رابطهشان را پر از شک و آزمون میسازد. با گذشت زمان، آنها از میان هرجمرج و سوءتفاهمها، استعدادهای یکدیگر را کشف کرده و یاد میگیرند در برابر بحرانهای بزرگ، پشت هم بایستند و صلح و عشق را به ارمغان آورند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی روزنامه نگاری به نام یو هوان و یک دانشجوی فوق العاده محبوب اتحادیه دانشجویی به نام شیائو یی بای هنگام شرکت در کار دوبله به صورت تصادفی یکدیگر با بکدیگر برخورد میکنند و …
خلاصه داستان: لو یوانجی، خیاط جوان و بااستعداد، پس از جدایی از استادش به شانگهای مهاجرت میکند و با تلاش فراوان به شهرت میرسد. اما با آغاز جنگ، او به بیپینگ بازمیگردد و سوگند یاد میکند که هرگز برای متجاوزان ژاپنی لباس ندوزد؛ تصمیمی قهرمانانه که او را در مسیر تبدیل شدن به بزرگترین استاد طراحی لباس چین قرار میدهد.
خلاصه داستان: مثلث آهنی: وو زی ، ژانگ چی لینگ و وانگ پانگ زی خود را در قطاری پیدا می کنند که درحال رفتن به مرز کوهستانی کره برای یافتن کاخی اسرارآمیز هستند و …