خلاصه داستان: داستان درباره طراح جوانی است که در میان رابطه عاشقانه فعلی خود، ناگهان با ورود دوباره دوستپسر سابقش مواجه میشود. این رویارویی غیرمنتظره او را در یک مثلث عاشقانه پیچیده قرار میدهد و مسیر جدیدی برای شناخت خود و معنای واقعی عشق پیش رویش میگذارد.
خلاصه داستان: یو مون-یوئت، کارشناس روابط عمومی با گذشتهای تاریک و دردناک، تصمیم میگیرد برای گرفتن انتقامی سخت به زندگی افراد ظالمی که خانوادهاش را نابود کردهاند نفوذ کند. او با نقشهای دقیق وارد دنیای آنها میشود تا مسببان نابودی زندگیاش را به سزای اعمالشان برساند.
خلاصه داستان: در دوره سلسه تنگ، جایی که انسان ها در کنار شیاطین در صلح زندگی می کردنند، مردی به نام لی ژوان که از خون نیمه انسانی و نیمه شیطانی برخوردار بود، پیمان صلح موقتی جهان را درهم میشکند و …
خلاصه داستان: لو لی، دختر علاقهمند به برنامهنویسی، برای ورود به شرکت جیانگ یی چنگ که استخدام زنان در آن ممنوع است، با لباس مردانه وارد آنجا میشود. او پس از چالشهای فراوان و پنهانکاری هویتش، وارد یک رابطه قراردادی یکساله با او میشود که به مرور زمان احساسات عاشقانهای را میان آنها شکل میدهد.
خلاصه داستان: کسانی می گویند افرادی که در دهه هفتاد زندگی خود به سرمیبرند تا به حال 90 هزار دروغ گفته اند.دای منگ ، لیائو دو دو و هوآ شنگ سه فردی هستند که از دروغ به عنوان ابزاری برای جستجوی حقیقت استفاده می کنند.دای منگ حقیقت یاب خبره به دلیل یک اشتباه در محل کار ، از کار خود استعفا می دهد.او بنگاهی را افتتاح می کند که در حل و فصل انواع مشکلات از اختلافات عاطفی ، بدهی گرفته تا مسائل مربوط به کار متخصص است.تا زمانی که قانون را نقض نکند ، او هر شغلی را خواهد پذیرفت.دای منگ به تخصص خود در تجزیه و تحلیل علائم دروغ اعتماد می کند تا به او در کار خود کمک کند و …
خلاصه داستان: قاضی جدید، تائو جون ران، برای حل یک پرونده مرموز نیاز به دسترسی به قایق تفریحی یک دختر نقاش دارد. در این میان، دختر نیز تلاش میکند به قاضی نزدیک شود، اما با صمیمیتر شدن رابطهشان، رازها و نیتهای واقعی هر دو فاش میشود.
خلاصه داستان: سه غارتگر مقبره برای کشف راز نشانهای مرگبار روی بدنشان، راهی اعماق مازِ لانگلینگ در شانشی میشوند. آنها در تلاش برای یافتن مروارید موچن و کتاب آسمانی استخوان اژدها، باید با تلههای مرگبار، عنکبوتهای غولپیکر و دالانهای پیچدرپیچ مبارزه کنند.
خلاصه داستان: یک کارمند شریف بانک پس از اعتراض به یک وام مشکوک، به شعبهای کوچک و آشفته تبعید میشود. او به همراه دوستش تلاش میکند تا علاوه بر کمک به کارکنان ناامید این شعبه برای احقاق حقوقشان، پرده از یک فساد بزرگ مالی بردارد و حق پایمالشده خود را پس بگیرد.