خلاصه داستان: در تابستان سال ۱۹۹۸، کاساندر ۱۴ ساله برای فرار از تنشها و فشارهای خانوادگی، به یک باشگاه سوارکاری پناه میبرد. او در این محیط جدید و در میان اسبها، مسیر چالشبرانگیز کشف هویت، استقلال و بلوغ خود را آغاز میکند.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشآموزان دبیرستانی فرانسوی در سفری علمی به شهر باستانی پمپی، با بقایای منجمد شده در زمان مواجه میشوند. این رویارویی میان شور و هیجان جوانی آنها و دنیای مردگان، جرقهای برای بیداری تمایلات عمیق و بحرانهای عاطفی برگشتناپذیر در میان آنها میشود.
خلاصه داستان: جان و مادر سلطهگرش در یک مزرعه دورافتاده زندگی منزوی و آرامی دارند. اما با ورود دختری به نام آرومی و عاشق شدن جان، این تنهایی به هم میخورد و رابطه سمی، پیچیده و روانشناختی میان مادر و پسر وارد چالشهای تاریکی میشود.
خلاصه داستان: نورا و دوستانش روزها به عنوان پارکبان در یک هتل مجلل کار میکنند، اما شبها با استفاده از مهارتهای رانندگی خود، دست به سرقت خودروهای لوکس مشتریان ثروتمند میزنند. زمانی که آنها برای بزرگترین سرقت خود برنامهریزی میکنند، مدیر هتل یک قاتل بیرحم را برای متوقف کردنشان استخدام میکند و بازی مرگ و زندگی آغاز میشود.
خلاصه داستان: در یک موقعیت غیرقابل توضیح، خانواده ای خود را در خانه خود محبوس می بینند و نمی توانند ترک کنند. با کاهش منابع، آنها باید برای زنده ماندن و کشف نیروی اسرارآمیز که آنها را به دام می اندازد، تدبیر را بیاموزند.
خلاصه داستان: در حالی که ناظر هورن در حال پذیرایی از شریک زندگی خود لئون در کلبه ای است که با مهندس کال مشترک است، مردی به نام آلبوری در بیرون ظاهر می شود. او مصمم است که در آنجا بماند تا جسد برادرش را که در تاریخ کشته شد به او تحویل دهند.
خلاصه داستان: نارو، 25 ساله، از برنامه های آشپزی فیلم می گیرد، اما مردان را پس از امور شوهرش تحقیر می کند. او با پسر 3 سالهاش در آپارتمان والدینش در کابل زندگی میکند، هرچند قانون افغانستان به نفع پدر است. سابق او در طول یک برنامه زنده با او تماس می گیرد و از او خواسته است...