خلاصه داستان: در یک شهرک بومی، جوانی به نام بایو تلاش میکند با نوازندگی معجزهآسا و احضار ارواح در مراسمهای ترانس، هزینهی لازم برای نجات روستای خود از نابودی را فراهم کند. او در این مسیر باید در برابر نیروهای بیرحم مدرنسازی و سرمایهداری ایستادگی کند تا سنتها و هویت جامعهاش را حفظ نماید.
خلاصه داستان: داستان گروهی از غریبهها که خود را در یک خانه مدرن و دایرهایشکل محبوس مییابند. آنها به زودی متوجه میشوند که برای زنده ماندن و فرار از این معمای پیچیده، باید رازهای تاریک گذشته یکدیگر را برملا کنند؛ اما هر تصمیم اشتباه در این خانه مرموز، عواقب مرگباری به همراه دارد.
خلاصه داستان: پس از یک حادثه تراژیک که مادر خانواده را به کما میفرستد، راما نوجوان ۱۶ ساله و پدرش به کمک یک برنامه هوش مصنوعی که حضور مادر را شبیهسازی میکند، سعی در پذیرش این واقعیت تلخ دارند. اما وابستگی شدید راما به این شبیهساز، روابط خانوادگی آنها را با بحرانی عمیق و تازه روبهرو میکند.
خلاصه داستان: جان و مادر سلطهگرش در یک مزرعه دورافتاده زندگی منزوی و آرامی دارند. اما با ورود دختری به نام آرومی و عاشق شدن جان، این تنهایی به هم میخورد و رابطه سمی، پیچیده و روانشناختی میان مادر و پسر وارد چالشهای تاریکی میشود.
خلاصه داستان: سال 1974 است و در پارانویای جنگ سرد آلمان شرقی و غربی، دانستن بیش از حد می تواند خطرناک باشد. اما زمان برای سوفی زیمرمن رو به اتمام است. او در حال شکار است و تنها راه زنده ماندن، کشف هویت است...
خلاصه داستان: فیلم «نگاهی کمرنگ به تپهها» محصول سال ۲۰۲۳، بر اساس رمانی از کازوئو ایشیگورو ساخته شده و خط اصلی داستان آن حول محور زندگی اتسوکو، بیوهای ژاپنی در دهه ۱۹۸۰ میلادی در شهر ناگاساکی میچرخد. پس از بازگشت دختر کوچکترش نیکی و یادآوری مرگ غمانگیز دختر بزرگترش، اتسوکو به گذشته خود در ناگاساکی پس از جنگ جهانی دوم بازمیگردد و دوستیاش با زنی اسرارآمیز به نام ساچیکو و دخترش را به یاد میآورد. در این روایت درونی و تلخ، مرز میان خاطرات واقعی و توهمات روانی به تدریج محو میشود و لایههای پنهان از احساس گناه و اندوه عمیق او فاش میگردد.
خلاصه داستان: در سال 2019، یک بیماری مرگبار در شهر آسیایی گسترش مییابد و باعث تبدیل مردم به زامبی خشمگین میشود. یک گروه از سربازان ویژه برای بررسی وضعیت به شهر اعزام میشوند. آنها با یک مرد معمولی به نام ماکس گتسبرگ (بازیگر: دولف لوندگرن) مواجه میشوند که در حال نجات دختری به نام بکی (بازیگر: چینا رینز) است. ماکس با کمک چند ربات نظامی که در شهر گم شدهاند، تلاش میکند تا بکی را نجات دهد و از شهر خارج شود. اما با افزایش تعداد زامبیها و تهدیدهای جدیدی که رباتها برای انسانها به وجود میآورند، او مجبور میشود با دوستان جدید خود بجنگد تا زنده بماند.
خلاصه داستان: در قلب بخش شبانهروزی سنگاپور، یک منطقهای که با شبهای پرهیاهو و رازها آمیخته است، دو بازیکن درگیر یک بازی خطرناک میشوند. یکی یک قاتل حرفهای است که به دنبال انتقام از گذشتهاش است و دیگری یک جاسوس پلیس که سعی دارد جلوی جنایات او را بگیرد. در حالی که شب به روز تبدیل میشود، تاریکی بخش Geylang آشکار میکند که هر کسی در اینجا نقشی بازی میکند و هیچ کس آن چیزی نیست که باید باشد.
خلاصه داستان: در ادامه سریال "Ah Girls Go Army"، دختران جوانی که در ارتش خدمت میکنند با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. آنها باید با مسائل شخصی، روابط اجتماعی و فشارهای جسمانی و روحی مقابله کنند، در حالی که به دنبال موفقیت در آموزشهای نظامی خود هستند. این سریال با ترکیبی از کمدی و درام، داستان رشد و تغییر این دختران را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در داستان "A Useful Ghost"، یک مرد جوان به طور غمانگیزی در حادثهای جان خود را از دست میدهد. اما مرگ او پایان ماجرا نیست، بلکه آغازی بر داستان جدیدی میشود. او به عنوان یک روح بیقرار باقی میماند و تصمیم میگیرد تا از این وضعیت برای کمک به دیگران استفاده کند. با قدرتهایی که به عنوان روح بدست آورده، او شروع به حل مشکلات مردم اطرافش میکند و به یک روح مفید تبدیل میشود که نقش مهمی در زندگی افراد اطرافش ایفا میکند.